تبلیغات
مجله فوق تخصصی صنعت و طراحی خودرو - مطالب اردیبهشت 1396
منوی اصلی
مجله فوق تخصصی صنعت و طراحی خودرو
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:40 ب.ظ نظرات ()

    همان‌طور که قبلاً هم اشاره کردیم تقریباً دور اول از مرحلهٔ نخست سری رقابت‌های پدال رو به پایان است و تنها سه کلاس دیگر تا پایان سگمنت‌های این رقابت‌ها باقیمانده است. یکی از کلاس‌هایی که هنوز بدان نپرداخته‌ایم سگمنت کوپه‌های بزرگ لوکس است. خودروهایی که به آن‌ها گرند تورر هم گفته می‌شود. این خودروها با اینکه کوپه هستند اما ظرفیت حمل چهار نفر را دارند درحالی‌که بسیار لوکس و مجلل نیز هستند تا جایی که از این لحاظ با سدان‌های لوکس سگمنت F برابری می‌کنند؛ بنابراین به عبارتی می‌توان خودروهای این کلاس را سدان‌های لوکسی در قامت کوپه‌های دودر دانست. این کلاس نسبتاً خلوت‌تر دیگر کلاس‌های خودروهای کوپه بوده و چند خودروساز معدود در آن حضور دارند که عبارت‌اند از:

    ب‌ام‌و سری 6

    مرسدس بنز S کلاس کوپه

    مازراتی گرن‌توریزمو

    فراری GTC4

    بنتلی کانتیننتال

    رولزرویس ریث

    آستون‌مارتین ونکوئیش

    آستون‌مارتین DB11

    در این گروه، آلمان و ایتالیا هرکدام با دو نماینده حضور یافته‌اند که در اولین دوئل، ب‌ام‌و سری 6 به‌عنوان یکی از نمایندگان آلمان به مصاف مازراتی گرن‌توریزمو به‌عنوان یکی از نمایندگان ایتالیا رفته است.

    ب‌ام‌و سری 6

    سری 6 بزرگ‌ترین و لوکس‌ترین کوپهٔ ب‌ام‌و است که معرفی اولین نسل آن به سال 1976 بازمی‌گردد. تولید این نسل تا سال 1989 ادامه داشت اما پس از توقف تولید نسل نخست در این سال، برای چندین سال خبری از سری 6 نبود تا اینکه سرانجام پس از یک وقفهٔ چهارده‌ساله، در سال 2003 نسل دوم این کوپهٔ لوکس باواریایی با طراحی ساختارشکنانه که کار دستان هنرمند کریس بنگل بود معرفی شد. سری 6 در نسل اول فقط به‌صورت کوپه تولید می‌شد اما در نسل دوم نسخهٔ کابریولت نیز ارائه گردید. سپس در سال 2012 نیز با خاتمهٔ تولید نسل دوم، نسل سوم این ماشین به بازار آمد. چندی بعد در این نسل عضو سومی هم به خانوادهٔ سری 6 افزوده شد که آن نسخهٔ چهاردر با نام گرن کوپه بود. همان‌طور که اشاره شد، سری 6 هم‌اکنون پرچم‌دار کوپه‌های ب‌ام‌و محسوب می‌شود اما به‌زودی با معرفی نسل جدید سری 8، این عنوان را به برادر بزرگ‌ترش واگذار خواهد کرد. ما برای این نبرد، قوی‌ترین نسخهٔ سری 6 یعنی مدل M6 را انتخاب کرده‌ایم که از یک پیشرانهٔ 4.4 لیتری توئین توربو V8 با 560 اسب بخار قدرت و 680 نیوتن متر گشتاور استفاده می‌کند. این نیرو توسط یک گیربکس 7 سرعتهٔ اتوماتیک دوکلاچه به چرخ‌های عقب انتقال میابد.

    مازراتی گرن‌توریزمو

    گرن‌توریزمو به‌عنوان یک گرند تورر لوکس و برای جایگزینی با مازراتی کوپه، برای اولین بار در نمایشگاه ژنو 2007 رونمایی شد و همچنان در حال تولید است؛ بنابراین گرن‌توریزمو در حال حاضر ده‌ساله است و حتی از ب‌ام‌و سری 6 که نسبتاً سالخورده شده است هم سن بیشتری دارد. به همین دلیل هم‌اکنون این کوپهٔ لوکس ایتالیایی کاملاً رنگ و بوی کهنگی گرفته اما مازراتی هنوز اقدامی برای معرفی نسل جدید یا جایگزینی برای آن نکرده است. البته گرن‌توریزمو در طول این ده سال بهسازی‌ها و به‌روزرسانی‌های زیادی را تجربه کرده و نسخه‌های مختلفی هم از آن معرفی شده است. گرن‌توریزمو بر روی پلت‌فرم مشترکی با نسل قبلی سدان کواتروپورته ساخته شده و همچنین در برخی مدل‌ها اشتراکاتی هم با فراری‌های 599 GTB و 612 اسکاگلیتی دارد. در نمایشگاه ژنو 2011 نیز نسخهٔ کابریولت این خودرو با نام گرن‌کابریو رونمایی شد. ما از بین نسخه‌های مختلف گرن‌توریزمو، مدل اسپرت را برای این رقابت در نظر گرفته‌ایم که در نمایشگاه ژنو 2012 معرفی شد. این خودرو از یک پیشرانهٔ 4.7 لیتری V8 تنفس طبیعی استفاده می‌کند که با آلفارومئو 8C مشترک است. این موتور 460 اسب بخار قدرت و 460 نیوتن متر گشتاور که توسط یک گیربکس شش سرعتهٔ اتوماتیک ZF به چرخ‌های عقب منتقل می‌شود.

    مشخصات فنی

      ب‌ام‌و M6 مازراتی گرن‌توریزمو
    پیشرانه 4.4 لیتری V8 4.7 لیتری V8
    قدرت 560 اسب بخار 460 اسب بخار
    گشتاور 680 نیوتن متر 520 نیوتن متر
    گیربکس 7 سرعته اتوماتیک 6 سرعته اتوماتیک
    محور محرک عقب عقب
    شتاب صفرتاصد 4 ثانیه 4.7 ثانیه
    مسافت 400 متر 12.3 ثانیه 13.3 ثانیه
    حداکثر سرعت 260 کیلومتر 300 کیلومتر
    مصرف سوخت 13.8 لیتر 16.8 لیتر
    طول 4.90 متر 4.88 متر
    وزن 1927 کیلوگرم 1995 کیلوگرم
    قیمت پایه 114,695 دلار 134,600 دلار

    این دوئل‌ها، مقایسه‌هایی برای دریافت و شناخت خودروهای برتر نیستند بلکه نظرسنجی برای شناخت خودروهای محبوب‌تر بین شما کاربران ایرانی می‌باشند؛ بنابراین با توجه به جمیع جهات، جذابیت، طراحی بدنه و کابین، برند، ویژگی‌های فنی، قیمت و مقرون‌به‌صرفه بودن و حتی تجربه کاربری، کدام خودرو را ترجیح می‌دهید؟ دلایل و معیارهای انتخاب خود را نیز لطفاً در بخش نظرات بیان فرمایید.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:39 ب.ظ نظرات ()

    در سال 2017 شاهد عرضه‌ی محصولات تیون شده‌ی زیادی در اقصی نقاط دنیا از آمریکا گرفته تا چین هستیم. در این نوشتار 10 خودروی تیون شده‌ی محبوب تا بدین جای سال را خدمت شما عزیزان معرفی کرده‌ایم. بی‌صبرانه منتظر ماه‌های آینده هستیم تا ببینیم کمپانی‌های افترمارکتی چه چیزی را عرضه می‌کنند.

    • Lightweight Performance ب ام و M2 CSR

    اگر فکر می‌کنید M استاندارد به اندازه‌ی کافی قدرتمند نیست… دوباره فکر کنید. Lightweight Performance که در آلمان مستقر است تصمیم گرفته تا پیشرانه‌ی قدرتمند M3 را در سینه‌ی این خودرو جای دهد و نتیجه‌ی آن نیز خروجی 610 اسبی خودروی دوست‌داشتنی ب ام و است.
    • Fostla مرسدس-ای ام جی S63 کوپه

    رنگ نارنجی این مرسدس خوش‌تراش را دوست دارید؟ جدای از رنگ چشم‌نواز نارنجی کروم، Fostla قدرت 577 اسب بخاری نمونه‌ی استاندارد را به 730 اسب بخار رسانده است.
    • Prior دیزاین تسلا مدل S

    این تسلا مدل S احساس‌برانگیز و گیرا تعریف جدیدی از سبز بودن است. در این نمونه شاهد استفاده از کیت بدنه‌ی Prior دیزاین هستیم که دربردارنده‌ی سپر جلوی جدید با اسپویلر لبه‌ای، اسپویلر متمایز عقب و رینگ‌های 21 اینچی PD5 می‌باشد.
    • Pogea ریسینگ فیات 500 آبارث

    اگر فکر می‌کنید فیات 500 آبارث کارخانه‌ای به اندازه‌ی کافی داغ است پس واضح است که با نمونه‌ی دست‌پرورده‌ی دانشمندان دیوانه‌ی Pogea ریسینگ آشنا نشده‌اید. این خودروی وحشی از سر تا پا مشکی پوشیده و قدرت 405 اسبی و گشتاور 445 نیوتون متری دارد.
    • نیسان GT-R پلیس Pursuit #23

    نیازی به معرفی گودزیلا نیست؛ اما این یکی کمی توضیح احتیاج دارد. نیسان که برای نمایشگاه خودروی نیویورک آماده می‌شد قدرتمندترین خودروی خود را به لباس پلیس مزین کرد. این تغییر چهره شامل کیت بدنه جدید، رینگ‌های 20 اینچی آلومینیومی و نام مستعار کاپزیلا است. به فرار کردن از دست این گودزیلا اصلاً فکر نکنید!
    • بوبا-موتورینگ فولکس‌واگن گلف نسل دوم

    به ظاهر این کوچولوی دوست‌داشتنی نگاه نکنید. شتاب صفر تا 96 کیلومتر این هیولای کوچک تنها 2.3 ثانیه طول می‌کشد و برای رسیدن به سرعت 209 کیلومتر در ساعت تنها به 3.4 ثانیه نیاز دارد! حداکثر سرعت آن نیز حدود 350 کیلومتر در ساعت است. باید از پیشرانه‌ی 2 لیتری 1200 اسبی تشکر کرد.
    • Zero to 60 Designs فورد موستانگ GTT

    یک بخش موستانگ و یک بخش فورد GT! صرف نظر از ایده‌ی شما درباره‌ی این موستانگ تیون شده، شکی وجود ندارد که هر خودروی عضلانی با قدرت 800 اسب بخار ارزش توجه کردن را دارد.
    • تاپ کار پورشه 911 توربو کربن ادیشن

    اگر بخواهیم این پورشه 911 را تنها در یک جمله توصیف کنیم باید بگوییم: همه‌چیز فیبر کربن! تاپ کار کلاً این خودرو را در فیبر کربن غوطه‌ور کرده است. پیشرانه‌ی 650 اسبی نیز طبق معمول به کار خود مشغول است.
    • کارلکس دیزاین فورد موستانگ GT

    کارلکس مطمئن شده که موستانگ 727 اسبی توانایی مقابله با داج چلنجر هلکت را دارد؛ و البته ظاهر خودرو نیز با باطنش هماهنگی دارد. این موستانگ خاص رنگ‌آمیزی سفید و قرمز داشته و کابین نیز با چرم قرمز زیبایی پوشانده شده است.
    • آسپک فولکس‌واگن شیروکو R

    نه موستانگ و نه GT-R هیچ‌کدام نمی‌توانند با گیرایی این فولکس شیروکو R تیون شده توسط چینی‌ها برابری کنند. جدای از کیت بدنه‌ی عریض و چشمگیر، بال عقب بزرگ و نمای جلوی خشن، آسپک قدرت 430 اسبی را به این هاچبک داغ هدیه کرده تا هماهنگی خوبی بین ظاهر و باطن خودرو وجود داشته باشد.

    منبع: motor1

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:39 ب.ظ نظرات ()

    این روزها روزهای خاص ب‌ام‌و است. از شنیدن خبر بازگشت سری 8 گرفته تا به‌روزرسانی مدل‌های سری 1 تا 5، ب‌ام‌و سرخط خبرهای زیادی را به خود اختصاص داده است؛ و حالا نوبت به کوچولوی الکتریکی باواریایی ها یعنی i3 رسیده است. البته این خودرو تغییری نکرده بلکه در تبلیغ جدیدی که ب‌ام‌و آن را “عملکرد سکوت” می‌نامد شرکت کرده است. تهیه‌کننده‌ی این ویدئوی تجاری شاخه‌ی کانادایی ب‌ام‌و بوده و کار تصویربرداری آن در بوداپست مجارستان صورت گرفته است.


    همان‌گونه که در این تبلیغ گفته می‌شود، هاچبک بدون آلایندگی ب‌ام‌و برای مانور دادن در داخل کتابخانه به اندازه کافی کوچک است اما در واقع هدف اصلی تبلیغ ب‌ام‌و چیز دیگری است. ب‌ام‌و می‌خواهد به ما بگوید i3 همانند هر خودروی الکتریکی دیگر، در نسخه‌ی کاملاً الکتریکی سواری بی‌صدایی دارد زیرا از پیشرانه‌ی احتراق داخلی استفاده نمی‌کند. البته صادقانه باید گفت سکوت کامل وجود ندارد زیرا هنوز هم صدایی از پیشرانه الکتریکی به گوش می‌رسد. البته مزاحم‌ترین صدای تولید شده صدایی است که از تماس لاستیک‌ها با کف چوبی واکس خورده برمی‌خیزد.


    ایده‌ی این تبلیغ نه تنها برجسته‌تر کردن پاک بودن i3 است بلکه عدم ایجاد آلودگی صوتی نیز احساس خوشایندی ایجاد می‌کند. عدم وجود صدای زیاد باعث ایجاد آرامش در شهرهای شلوغ می‌شود. البته باید به این نکته اشاره کنیم که i3 صدایی مصنوعی برای هشدار به عابران پیاده‌ی نزدیک خودرو ایجاد می‌کند تا از تصادف جلوگیری شود. چنین سیستمی برای تمامی خودروهای جدید از اول سپتامبر سال 2019 در ایالات‌متحده اجباری خواهد شد.


    برای یادآوری بد نیست به این نکته اشاره کنیم که i3 سال پیش باتری بزرگ‌تر 33 کیلووات ساعتی را دریافت کرد و محدوده حرکتی آن به 300 کیلومتر افزایش یافت. شایعاتی مبنی بر تولید نسخه‌ی پرفورمنس i3S وجود دارند اما برای مشاهده درستی این اخبار باید صبر کرد
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:38 ب.ظ نظرات ()

    درست همانند هر فصل بهار ب‌ام‌و در حال معرفی یک سری از پیشرانه‌ها و آپشن های جدید برای بخشی از محصولات خود است. احتمالاً این بار مهم‌ترین اخبار گسترش طیف پیشرانه‌های سری 5 جدید سدان و واگن خواهد بود.


    از جولای امسال مدل 520i به عنوان نسخه‌ی پایه انجام‌وظیفه خواهد کرد و با پیشرانه‌ی 2 لیتری توربوی 184 اسبی و گیربکس 8 سرعته اتوماتیک استاندارد عرضه خواهد شد. در نسخه‌ی سدان، این پیشرانه باعث شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 7.8 ثانیه‌ای می‌شود درحالی‌که نسخه‌ی واگن به 0.4 ثانیه زمان بیشتری برای ثبت این رکورد نیاز دارد.


    احتمالاً طرفداران پیشرانه‌های دیزلی از شنیدن این خبر که سری 5 دو پیشرانه‌ی دیزلی جدید را نیز دریافت نموده خوشحال خواهند شد. یک پیشرانه‌ی 4 سیلندر 2 لیتری با قدرت 231 اسب بخار و گشتاور 500 نیوتون متر و پیشرانه‌ی دیگری نیز نسخه‌ی 3 لیتری با قدرت 320 اسب بخار برای مدل 540d xDrive در دسترس هستند.


    همچنین باید گفت سیستم xDrive هم‌اکنون به‌صورت آپشن در دسترس دو مدل دیگر 520d و 530i نیز قرار داشته و از تابستان 2017 قابل سفارش خواهند بود. سری 5 با آپشن های شخصی‌سازی بیشتری هم در بحث ظاهری و هم در بحث کابین در دسترس است.


    ب‌ام‌و پیشرانه‌ی 3 سیلندر پایه‌ی مدل سری 2 گرن تورر و X1 را نیز ارتقا داده و حالا این پیشرانه قدرت 140 اسبی دارد که افزایش 4 اسب بخاری را نشان می‌دهد. این پیشرانه در مینی ون 7 نفره ب‌ام‌و منحصراً به گیربکس 6 سرعته دستی متصل شده درحالی‌که در X1 یک گیربکس 7 سرعته دوکلاچه اتوماتیک به‌صورت آپشن در دسترس است. X1 همچنین از پیشرانه‌ی اصلاح شده‌ی 2 لیتری با قدرت 192 اسب بخار نیز بهره‌مند شده است.


    از جولای امسال سری 7 نیز به‌صورت استاندارد از نشان‌دهنده‌های چندکاره، دوربین عقب، سیستم‌های کمک‌راننده و کمک پارک بهره‌مند خواهد شد. همچنین تمامی مدل‌های 750i و 750d به‌صورت استاندارد از صندلی‌های ماساژور دار برای راننده و سرنشین جلو برخوردار می‌شوند.


    در نهایت مدل‌های سری 1، سری 2، سری 3، X1، X5، X6 و همچنین M2، M3، X5 M و X6 M از ساختار منوی جدید صفحه‌نمایش iDrive و برخی بهبودهای جزئی در سیستم اطلاعات سرگرمی بهره‌مند خواهند شد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:38 ب.ظ نظرات ()

    زمانی که به ایمن‌ترین خودروهای بازار فکر می‌کنید اول از همه سدان های لوکس اروپایی به ویژه مرسدس و ولوو به ذهن شما خطور می‌کنند؛ اما درباره‌ی ب‌ام‌و اوضاع چگونه است؟
    خب از این نظر نسل قبلی سری 5 خودروی بسیار ایمنی نبوده است. به گزارش موسسه بیمه ایمنی بزرگراه‌های آمریکا، نسل قبلی F10 در تست اورلپ کوچک عملکرد خوبی نداشته است.


    خوشبختانه نسل جدید این سدان لوکس میدسایز تست‌های موسسه‌ی آمریکایی را با سربلندی پشت سر گذاشته است. با نتایج خوب تست‌ها، سیستم پیشگیری برخورد از جلوی سفارشی (رتبه‌بندی عالی) و چراغ‌های جلو با امتیاز خوب، سری 5 جدید توانسته امتیاز Top Safety Pick + را به دست آورد که بالاترین رتبه‌بندی این موسسه است.


    سری 5 جدید تنها محصول ب‌ام‌و نیست که توانسته چنین امتیازی را کسب کند. سری 2 و 3 نیز توانسته‌اند رتبه‌بندی “پلاس” را به دست آورند اما مدل X1 و مینی کوپر به کسب رتبه‌ی Top Safety Pick اکتفا کرده‌اند. تنها سدان لوکس میدسایز دیگری که توانسته رتبه‌بندی پلاس را کسب کند جنسیس G80 است. موضوع سورپرایز کننده اینکه آئودی A6، اینفینیتی Q70 و ولوو S90 به کسب همان رتبه‌بندی Top Safety Pick اکتفا کرده‌اند و حتی شگفت‌آور آنکه مرسدس E کلاس نیز در میان این خودروها به چشم می‌خورد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:37 ب.ظ نظرات ()

    طبق اظهارات اخیر مدیر اجرایی ب‌ام‌و، برخلاف آنچه که تا به امروز تصور می‌شد، نسل آیندهٔ رودستر این شرکت از نام Z5 استفاده نخواهد کرد. دو شرکت ب‌ام‌و و تویوتا با همکاری هم در حال کار بر روی توسعهٔ یک پلت‌فرم اسپرت برای ساخت جانشین‌ مدل‌های Z4 و سوپرا هستند و تاکنون گفته می‌شد که رودستر آیندهٔ باواریایی‌ها Z5 نام خواهد داشت اما حالا رئیس ب‌ام‌و آمریکا آقای «Ludwig Willisch» در مصاحبه با AutoGuide دراین‌باره گفته است:

    «چنین چیزی نیست. این خودرو همچنان با نام Z و احتمالاً عدد 4 عرضه خواهد شد».

    در این مصاحبه علاوه بر این از وی پرسیده شد که آیا پیشرانهٔ شش سیلندر خطی هم در زیر کاپوت این رودستر قرار خواهد گرفت؟ اما Willisch در جواب فقط اظهار داشته که من این رودستر را Z احتمالاً 4 می‌نامم و هیچ صحبتی در مورد پیشرانه‌های آن مطرح نکرده است. تاکنون شایعات بسیار زیادی منتشر شده مبنی بر اینکه نسل جدید Z4 مجهز به قوای محرکهٔ هیبریدی چهارچرخ محرک خواهد بود اما آقای Willisch جزئیات این موضوع را شرح نداده است. او در این رابطه تنها گفته است که استفاده از قوای محرکهٔ هیبریدی ممکن است برای یک خودروی اسپرت مدرن مناسب باشد اما برای انتقال قدرت چهارچرخ محرک چندان مناسب نیست.

    یکی از عناصر مهم همکاری میان تویوتا و ب‌ام‌و این است که سازندهٔ ژاپنی برخی از اسرار هیبریدی خود را در ازای موتورهای دیزلی ب‌ام‌و، در اختیار سازندهٔ آلمانی قرار خواهد داد؛ و اما در مورد اینکه آیا Z4 جدید با گیربکس دستی عرضه خواهد شد یا نه، اخبار خوبی برای طرفداران وجود سه پدال در خودرو به گوش نمی‌رسد. Willisch دراین‌ارتباط اضافه کرده است:

    «بسیاری از مردم میگویند فوق‌العاده است که شما هنوز هم گیربکس‌های دستی را ارائه کنید اما وقتی از آن‌ها بپرسید چگونه رانندگی می‌کنید؟ میگویند من یک خودروی اتوماتیک دارم؛ بنابراین وقتی خریداران گیربکس‌های دستی را نمی‌خواهند ما هم نباید آن‌ها را ارائه کنیم».

    این حقیقتی دردناک است و به همین دلیل صمیمانه امیدواریم تعداد زیادی از خریداران خواهان گیربکس دستی در رودستر آیندهٔ «Z احتمالاً 4» باشند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:37 ب.ظ نظرات ()

    شرکت نوپای Workhorse که در زمینهٔ ساخت وسایل نقلیهٔ الکتریکی فعال است به‌تازگی پیکاپ الکتریکی خود بنام W-15 را معرفی کرده است. البته این یک پیکاپ تمام الکتریکی نیست چراکه به یک پیشرانهٔ بنزینی هم جهت افزایش بُرد مجهز شده است. خروجی کلی قوای محرکهٔ این ماشین 460 اسب بخار است درحالی‌که می‌تواند تا 130 کیلومتر را به‌صورت تمام الکتریکی طی کند.

    در حالت رانندگی تمام الکتریکی، مصرف انرژی W-15 معادل مصرف 3.1 لیتر بنزین در صد کیلومتر در سیکل ترکیبی برآورد شده است. این وانت الکتریکی همچنین می‌تواند ظرف تنها 5.5 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. W-15 برای استفاده در ناوگان و کاربری‌های عمومی طراحی شده است و سازنده گفته است که تاکنون حدود پنج هزار پیام از شرکت‌های کالیفرنیا دریافت کرده است که برای خرید نخستین پیکاپ پلاگین‌هیبریدی بازار ابراز علاقه کرده‌اند.

    شرکت Workhorse برای اولین بار در اواخر سال گذشته رندرهای گرافیکی از این پیکاپ را منتشر نمود که طراحی کلی آن‌را مشخص ساخته بودند اما حالا W-15 به نظر کمی متفاوت با رندرهای اولیه می‌رسد. به‌عنوان‌مثال سپر و دماغهٔ جلویی از نو طراحی شده و شامل چراغ‌هایی با فرم جالب و یک ورودی هوای باریک شش‌ضلعی می‌شود.

    علاوه بر این، طراحی رینگ‌ها نیز متفاوت است و برخلاف رندرها، دستگیرهٔ درها نیز به‌صورت یکپارچه در بدنه طراحی نشده است. Workhorse قصد دارد تولید W-15 را در سه‌ماههٔ چهارم سال آینده آغاز کند و گفته است که این پیکاپ پلاگین‌هیبریدی در حدود 53 هزار دلار قیمت خواهد داشت.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:37 ب.ظ نظرات ()

    یکی از ارزان‌ترین هاچبک های نسبتاً داغی که وجود دارد رنو ساندرو RS موجود در برزیل است که هم‌اکنون به لطف نسخه‌ی جدید Racing Spirit دل‌پذیرتر از گذشته شده است. این نسخه به‌صورت استاندارد از لاستیک‌های میشلین پایلوت اسپورت 4 و رینگ‌های 17 اینچی آلیاژی سود می‌برد. این سوپرمینی دوستدار جیب خریدار از نظر بصری به وسیله‌ی کالیپرهای ترمز قرمز رنگ و جزئیات خاص اضافه شده به پوشش آینه‌های جانبی و بخش‌های پایینی سپر متمایز می‌شود. همچنین در کناره‌ها نوارهایی وجود دارند که نوشته‌ی Racing Spirit را در خود جای داده‌اند.


    رنو همچنین تغییرات مناسبی را نیز در کابین اعمال نموده به گونه‌ای که پلاک اعداد انفرادی ساندرو RS در نزدیکی اهرم دنده وجود داشته و این موضوع نشان می‌دهد که تنها 1500 دستگاه از این خودرو ساخته خواهد شد. کابین خودرو نیز همانند بخش بیرونی از تم مشکی و قرمز بهره‌مند شده است.


    همانند نسخه‌ی عادی، ساندرو Racing Spirit از همان پیشرانه‌ی 2 لیتری تنفس طبیعی با قدرت 150 اسب بخار و گشتاور 205 نیوتون متر استفاده می‌کند. این نیرو از طریق گیربکس 6 سرعته دستی با تعویض‌های کوتاه‌تر به چرخ‌ها منتقل می‌شود. شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت خودرو در 8 ثانیه ثبت شده و سقف سرعت آن نیز 202 کیلومتر در ساعت اعلام شده است.


    بهای ساندرو RS Racing Spirit حدود 21 هزار دلار تعیین شده که تقریباً برابر با بهای یک فورد فیستا ST است. این خودرو به‌صورت استاندارد با تجهیزاتی چون چراغ‌های روز روشن LED، سیستم تهویه مطبوع خودکار و شیشه‌های جلوی برقی عرضه می‌شود. همچنین سیستم اطلاعات سرگرمی با صفحه لمسی 7 اینچی و ناوبری، حسگرهای پارک، دستیار حرکت در تپه، ESP و کروز کنترل از دیگر تجهیزات این خودروی خاص به شمار می‌روند.


    رنو می‌گوید این خودرو را در نمایشگاه خودروی آرژانتین در معرض دید عموم خواهد گذاشت.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:36 ب.ظ نظرات ()

    چرخشی عالی به گذشتهٔ شورولت

    -دیترویت میشیگان

    امروز ما به خاطر مرگ یک خودروی افسانه‌ای سوگواریم. خودروی فوق‌العاده‌ای که تمامی ویژگی‌های لازم برای لذت بردن از رانندگی را دارد. پیشرانهٔ V8، گیربکس دستی و محور محرک عقب. این خودرو همچنین بسیاری از تکنولوژی‌های دست‌وپا گیر امروزی را دور انداخته است تا لذت ناب رانندگی را برای راننده به ارمغان آوَرَد. این خودرو شورولت SS است که من مشتاقم بارها و بارها با آن رانندگی کنم. این خودرو که یک سدان عضلانی است، در اصل همان هولدن کومودور است که توسط شعبهٔ استرالیایی جنرال موتورز یعنی هولدن در استرالیا عرضه می‌گردد و چند سالی است که توسط شورولت با نام SS در ایالات‌متحده هم عرضه شده است؛ اما به‌تازگی تولید نسل کنونی کومودور خاتمه یافته و اوپل اینسیگنیا عنوان نسل جدید آن در استرالیا عرضه خواهد شد. به همین دلیل به‌زودی تولید شورولت SS نیز که تنها سدان دیفرانسیل عقب شورولت محسوب می‌شود پایان خواهد یافت و مطمئناً به این زودی‌ها جایگزینی برای آن معرفی نخواهد شد؛ بنابراین این آخرین باری است که با شورولت SS دیدار داریم.

    محاسن

    یک کوروت چهاردر: در زیر کاپوت شورلت SS تنها یک پیشرانهٔ V8 ساده قرار ندارد بلکه این پیشرانهٔ 6.2 لیتری LS3 جنرال موتورز است که قبلاً در کوروت C6 بکار می‌رفت. این موتور در اینجا 415 اسب بخار قدرت و 562 نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند که تماماً فقط به چرخ‌های عقب منتقل می‌شود. این عمل توسط یک گیربکس شش سرعتهٔ دستی انجام می‌گیرد درحالی‌که SS به سیستم کنترل سواری مغناطیسی جنرال موتورز هم مجهز است؛ بنابراین این خودرو را می‌توان یک سدان بزرگ با پیشرانهٔ عضلانی دانست. رانندگی SS نیز بیشتر شبیه یک کامارو است تا یک سدان فول سایز.

    اتاق جادار: با وجودی که SS ویژگی‌های اسپرتی دارد اما هنوز هم یک سدان فول سایز است که به‌راحتی می‌تواند پنج بزرگ‌سال را بدون هیچ مشکلی حمل نماید. در این ماشین راننده و سرنشین جلو فضای کافی در اختیار دارند و فضای پا و سر مناسبی هم برای سرنشینان عقب وجود دارد درحالی‌که صندوق بار آن نیز کاملاً جادار است؛ بنابراین اگر خواهان یک کامارو هستید اما می‌خواهید دوستان یا خانوادهٔ خود را هم با آن حمل کنید، یک SS بخرید. البته برای این کار باید عجله کنید.

    خاص بودن: تا زمان نوشتن این مطلب، شورلت بیش از 10 هزار دستگاه SS را از زمان معرفی در سال 2013 به فروش رسانده است. این امر موجب شده که SS خودروی کمیاب‌تری از بسیاری از خودروهای بازار باشد. به‌عنوان‌مثال، در بازهٔ زمانی مشابه، میزان فروش اسمارت فورتو دو برابر فروش شورلت SS بوده است؛ بنابراین این ماشین واقعاً خاص است و به‌احتمال‌زیاد شورلت چیزی شبیه به آن‌را در آینده نخواهد ساخت.

    معایب

    ظاهر معمولی: هیچ‌کس با نگاه به SS متوجه نمی‌شود که یک پیشرانهٔ V8 با 415 اسب بخار قدرت در زیر کاپوت آن قرار دارد. به‌عنوان‌مثال، زمانی که این خودرو در کنار یک شورلت مالیبو قرار می‌گیرد، هردو به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای شبیه یکدیگر به نظر می‌رسند به‌خصوص از عقب. حتی با رنگ نارنجی نمونهٔ مورد آزمایش ما نیز همچنان شورلت SS بیشتر مانند یک سدان خانوادگی معمولی به نظر می‌رسد تا یک سدان عضلانی پرقدرت.

    فضای داخلی منسوخ‌شده: با قیمت کمتر از 50 هزار دلاری که برای خرید این سدان اسپرت پرداخت می‌کنید، تجهیزات بسیاری مانند مجموعهٔ کامل اطلاعاتی-سرگرمی، گرم‌کن و سردکن صندلی‌ها، تهویهٔ اتوماتیک دو منطقه‌ای و در کل تمامی تجهیزات و ویژگی‌هایی که از چنین خودرویی انتظار دارید را دریافت خواهید کرد؛ اما همهٔ این‌ها در فضای داخلی‌ای قرار گرفته‌اند که احساسی کهنه و قدیمی دارد. البته این کابین برای چند سال پیش که SS در ایالات‌متحده معرفی شد خوب بود اما شورلت در طول این سال‌ها تغییر و به‌روزرسانی چندانی در آن انجام نداده است. بااین‌حال همه‌چیز در داشبورد خودرو خوب به نظر رسیده و احساس مناسبی دارد درحالی‌که صندلی‌ها هم راحت هستند اما در بسیاری از قسمت‌ها پلاستیک خشک بکار رفته که با گرافیک قدیمی صفحه‌نمایش ترکیب شده است.

    رقبا

    دوج چارچر SRT و فورد تاروس SHO

    مشخصات فنی

    Chevrolet SS 2017
    پیشرانه 6.2 لیتری V8
    قدرت 415 اسب بخار
    گشتاور 562 نیوتن متر
    گیربکس 6 سرعته دستی
    مصرف سوخت 13.8 لیتر (ترکیبی)
    محور محرک عقب
    وزن 1796 کیلوگرم
    ظرفیت سرنشین 5 نفر
    حجم صندوق بار 465 لیتر
    قیمت پایه 46,625 دلار
    قیمت تست‌شده 49,915 دلار

    منبع: Motor1

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:35 ب.ظ نظرات ()

    زمانی که مک لارن در سال 2011 خودروی MP4-12C را عرضه کرد بازار سوپرکارها بسیار متفاوت‌تر از امروز بود؛ اما در آن زمان نیز ساخته‌ی مک لارن برجسته بود. MP4-12C به خوبی فراری 458 بود اما ارزش برند فراری را نداشت.
    شش تابستان بعد مک لارن وارد مرحله‌ی دوم بازی خود شد و نتیجه‌ی آن تولید 720S است.


    این خودرو، شاسی جدیدی با نام مونوکیج II دارد. همچنین پیشرانه‌ی 4 لیتری جدید آن نسخه‌ای آشنا از 8 سیلندر توئین توربو بوده و البته زبان طراحی جدید آن نیز با ورودی‌های هوای بزرگ در کناره‌ها نمود یافته است. طراحی درب‌های دوسطحی آن نیز از مدل افسانه‌ای F1 الهام گرفته است.


    کابین خودرو نیز کاملاً متفاوت بوده و تأکید زیادی روی کیفیت و میدان دید زیاد وجود دارد. این موضوع به لطف ستون‌های A فیبر کربنی جدیدی حاصل شده که پهنای آن‌ها نصف مدل قبلی است.


    خب 720S نه تنها قابل‌تر و سریع‌تر از خودروی قبلی است بلکه طبق گفته‌های مک لارن راحت‌تر، آرام‌تر و خوش‌ساخت‌تر نیز هست. این بار هیچ غلوی از سوی مک لارن صورت نگرفته است.


    با راندن این خودرو می‌توانیم تمامی گفته‌های بالا را تأیید کنیم. برای مثال کابین را در نظر بگیرید؛ حس جالبی از کیفیت در داخل خودرو وجود داشته و پلاستیک یک تکه‌ای به چشم نمی‌خورد. هر چیزی که لمس کرده و می‌بینید از چرم، فیبر کربن یا فلز بوده و در بحث دقت کیفیت، 720S نسبت به هر خودروی قبلی مک لارن یک پله بالاتر قرار می‌گیرد.


    پس از کابین به درب‌های دوسطحی می‌رسیم که نه تنها در زمان باز بودن خیال‌انگیز به نظر می‌رسند بلکه ورود و خروج به خودرو را نیز آسان‌تر می‌کنند. با قرار گرفتن داخل خودرو شاهد میدان دید فوق‌العاده‌ای خواهید بود. این میدان نه تنها برای یک خودروی پیشرانه وسط بلکه برای هر نوع خودرویی عالی است. در واقع می‌توان گفت راننده داخل یک آکواریوم قرار گرفته و به محیط اطراف تسلط دارد.
    و پس از همه‌ی این‌ها موضوعاتی همچون سواری، صدای تولیدی، فرمان پذیری، قدرت توقف و… وجود دارند.
    چگونه شتاب گیری مک لارن 720S در زمان تخت گاز کردن را توصیف کنیم؟ برای مثال در دنده دو و سرعت 30 کیلومتر در ساعت؟ خب برای آغاز باید گفت تأخیری وجود ندارد. شما پدال گاز را فشرده و خودرو فوراً به جلو می‌رود به گونه‌ای که با خود می‌گویید با پیشرانه‌ای 12 سیلندر و 7 لیتری طرف هستید نه یک پیشرانه‌ی 8 سیلندر 4 لیتری توئین توربو.
    دوم اینکه شتاب گیری خودرو به حدی قوی است که شما دندان‌های خود را فشار می‌دهید تا انرژی فوق‌العاده‌ی آزاد شده را خنثی کنید.
    اما سوم اینکه فوراً به ردلاین پیشرانه می‌رسید و شاید پس از آن فکر کنید که پس هرزگردی چرخ‌ها کجاست؟ چه چیز دیگر در کره زمین غرشی فراری مانند اما با پس‌زمینه‌ای صنعتی دارد؟ و مردم کجا رفتند؟
    در کل پرفورمنس 720S باورنکردنی است. کارایی خودرو در خط مستقیم کاملاً منطبق بر گفته‌ها بوده و شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت خودرو در 2.8 ثانیه ثبت شده و حداکثر سرعت آن برابر با 341 کیلومتر در ساعت است.
    از نظر سواری و رانندگی می‌توانید 4 حالت را انتخاب کنید: اتوماتیک، راحت، اسپورت و پیست. هر گزینه باعث بازنگری در برنامه‌ریزی پدال گاز، تغییر دنده، دامپرها، کنترل کشش و ESP می‌شود.
    در حالت اتوماتیک یا راحت، سواری 720S به نرمی یک سدان برجسته بوده اما اگر پدال گاز را بفشارید این خودرو همانند یک گلوله خواهد بود. در حالت پیست احساسی مشابه یک خودروی مسابقه‌ای وجود داشته و اگر بخواهیم صادق باشیم باید گفت کنترل بدنه تیزتر شده و سیستم فرمان و ترمزها کاملاً تندوتیز عمل می‌کنند. کشش فوق‌العاده وجود داشته و پاسخی عظیم از پیشرانه و گیربکس دریافت می‌شود.


    اما این همه از نقاط قوت صحبت کردیم! کمی هم به نقاط ضعف بپردازیم. بهای 209 هزار پوندی (218 هزار پوند با پکیج پرفورمنس) یک نقطه‌ضعف اصلی است؛ بنابراین 720S خودروی توده‌ی مردم نیست؛ اما اگر یک خودرو وجود داشته باشد که ارزش چنین مبلغی را داشته باشد، آن مک لارن 720S است.


    در خلأ، مک لارن 720S یک خودروی استثنایی است اما به عنوان جایگزین 650S عالی، محصول جدید بریتانیایی‌ها بسیار خارق‌العاده نیست. البته با یک خودروی شگفت‌انگیز دیگر از برندی طرف هستیم که مثل همیشه طرفداران خاص خود را خوشحال کرده است. هرگز با این همه سرعت، کیفیت، آسایش و سرگرمی در ساخته‌های مک لارن روبرو نبوده‌ایم. فراری 488 مهمان دارد و چه مهمانی…!

    مشخصات مک لارن 720S

    قیمت: 209 هزار پوند
    پیشرانه: 8 سیلندر 4 لیتری توئین توربو
    قدرت/گشتاور: 710 اسب بخار/770 نیوتون متر
    گیربکس: 7 سرعته اتوماتیک، دیفرانسیل عقب
    شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت: 2.8 ثانیه
    حداکثر سرعت: 341 کیلومتر در ساعت
    مصرف سوخت: 10.7 لیتر در هر صد کیلومتر

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:35 ب.ظ نظرات ()

    خودروساز چینی لندویند که با کپی دقیق خود از رنجروور اووک مشهور شده بار دیگر بازگشته و این بار به دنبال فرصت‌هایی برای عرض اندام در بازار استرالیا می‌گردد.

    2017-land-wind-16-edit
    لندویند تحت تملک گروه جیان لینگ موتورز چین بوده و تعدادی از شاسی بلندها را برای بازار داخلی چین تولید می‌کند. واکنش‌های قانونی شدید مربوط به طراحی شاسی‌بلند X7 این خودروساز که کپی بی‌شرمانه‌ای از رنجروور اووک است باعث شده تا عرضه‌ی آن در برخی کشورها ممنوع و محدود شود.

    2017-land-wind-8-edit
    هرچند به نظر می‌رسد استرالیا هنوز هم در لیست کشورهایی که لندویند می‌تواند در آن حضور پیدا کند موجود است. در این نوشتار ما برای اولین بار پشت فرمان لندویند لابرادور اسپورت 2017 نشسته‌ایم.

    2017-land-wind-10-edit
    لابرادور که شخصیت چینی مشابه با زودیاک است از نظر طراحی کاملاً به لندروور دیسکاوری اسپورت شباهت دارد و حتی می‌توان یک قدم جلوتر گذاشته و آن را کپی دقیقی از دیسکاوری اسپورت دانست.

    2017-land-wind-20-edit
    گرچه این برند هم‌اکنون احمق نیست و در طراحی لابرادور اسپورت به‌طور کاملا آشکاری از دیسکاوری اسپورت تقلید نکرده اما هنوز هم از بیشتر زوایا این شباهت‌ها کاملاً واضح است.

    2017-land-wind-19-edit
    حداقل از فاصله‌ی چند متری، لندویند کاملاً شبیه لندروور است. این خودرو از نظر پهنا 1 میلی‌متر و از نظر فاصله‌ی محوری 3 میلی‌متر طویل‌تر از لندروور است. با پارک بغل به بغل هر دو خودرو تفاوت‌ها سریعاً آشکار می‌شوند.

    2017-land-wind-21-edit
    لندویند به وضوح خودروی بزرگ‌تری است اما در طراحی آن ستون C ضخیم دیسکاوری اسپورت و سقف مشکی سفارشی دیسکاوری اسپورت به‌صورت استاندارد لحاظ شده‌اند. در کل با توجه به کپی چینی‌ها با خودرویی شیک طرفیم و تمامی نسبت‌ها به‌طور قابل‌توجهی خوب از آب درآمده‌اند.

    2017-land-wind-12-edit
    اما سری هم به کابین بزنیم. در بخش جلویی شاهد طراحی کاملاً تر و تمیزی هستیم که این موضوع به اینترفیس سیستم مدیا نیز بسط یافته است. صندلی‌ها کاملاً راحت بوده و ارگونومی کابین نیز به خوبی ساخته‌های اروپایی است.

    2017-land-wind-15-edit
    این خودرو 7 نفره است اما بجای آرایش مرسوم‌تر 2:3:2 از آرایش صندلی‌های 2:4:1 استفاده می‌کند. عرض بیشتر خودرو کمک چندانی به افزایش فضای داخل کابین نکرده و ما انتظار بیشتری در این بخش داشتیم.

    2017-land-wind-18-edit
    در بخش عقب تنها یک صندلی کوچک قرار داشته و زمانی که از آرایش 6 صندلی استفاده شود شاهد فضای صندوق 982 لیتری خواهید بود که با استفاده از صندلی هفتم این فضا به 698 لیتر کاهش می‌یابد.

    2017-land-wind-9-edit2
    زیر کاپوت لابرادور اسپورت از پیشرانه‌ی 4 سیلندر 1.2 لیتری تنفس طبیعی ساخت شرکت سوزوکی استفاده شده که قدرت 88 اسب بخاری دارد. این پیشرانه در سوزوکی ایگنیس 2017 نیز وجود دارد.

    2017-suzuki-ignis-10-2
    صادقانه باید بگوییم استفاده از این پیشرانه باعث کم آوردن خودرو مخصوصاً در سرعت‌های بالا شده است. لندویند گفته که این خودرو در تلاش برای جذب خریدارانی است که بخش اعظمی از وقت خود را در شهر و ترافیک می‌گذرانند؛ بنابراین ارائه‌ی قدرت بیشتر اهمیت کمتری نسبت به آلایندگی تولیدی دارد. پیشرانه‌ی لابرادور اسپورت در هر کیلومتر 104 گرم دی‌اکسید کربن تولید می‌کند.


    جالب آنکه سواری خودرو برای خودرویی از چنین سازنده‌ی تازه‌کاری فوق‌العاده خوب است. با افزایش سرعت خودرو محکم و پایدار احساس شده و شاید آن را بتوان با لندروور اشتباه گرفت.

    2017-land-wind-5-edit
    اگرچه هنوز عرضه‌ی لندویند لابرادور اسپورت 2017 در بازار استرالیا تأیید نشده اما ما از حرکت رو به جلوی این کمپانی هیجان زده‌ایم و امیدواریم که در هفته‌های آینده چیزهای بیشتری از ساخته‌های این شرکت را بفهمیم.

    انتظار می‌رود بهای این خودرو از حدود 56 هزار دلار استرالیا آغاز شود.

    منبع: caradvice

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:34 ب.ظ نظرات ()
    جوک را دیگر همه می‌شناسند! کراس‌اوور ساب‌کامپکت نیسان (بخوانید نی‌سان، بر وزن ایمان) با ظاهری عجیب‌وغریب که البته محبوبیت فوق‌العاده‌ای در بازار بین‌الملل دارد. زمانی که در پاییز 95 با آغاز بکار شرکت جهان نوین آریا به‌عنوان نمایندگی نیسان، راه خود را به بازار کشورمان پیدا کرد شاید خیلی‌ها آینده‌اش را از پیش مختوم می‌دانستند اما چیزی که در عمل اتفاق افتاد دقیقاً در راستای روند جهانی و کاملاً مخالف با این پیش‌بینی‌ها بود. مهر جوک به‌سرعت به دل اقشار مختلف مردم نشست و طی تنها چند ماه توانست به آمار فروش بسیار خوبی دست پیدا کند. همین تازگی و اقبال روزافزون ما را بر آن داشت تا سراغ این کراس‌اوور پرماجرا برویم. با پدال همراه باشید.

    رانندگی با جوک چه حس و حالی دارد؟
    بخش زیادی از کاپوت از موقعیت راننده قابل رؤیت است و همین مورد باعث می‌شود احساس کنید تسلط کافی به گوشه و کنار قسمت جلو دارید. به لطف سامانه ورود و استارت بدون کلید، درصورتی‌که سوییچ از یک حد معین دورتر نباشد، تنها با فشردن دکمه استارت پیشرانه 1618 سی‌سی توربو 190 اسب بخاری آغاز بکار می‌‌کند. توربوشارژر تا پیش از بلوغ عقربه دورسنج به حوالی 1500 غیرفعال است و پس‌ازآن وارد مدار می‌شود تا زمان لازم برای فتح قله یکصد کیلومتر بر ساعت را کاهش داده و در مواقع نیاز دادرس باشد. اگر از لگ توربو چشم‌پوشی کنیم، شتاب‌گیری جوک وضعیت مناسبی دارد و در موارد معمول نیازتان را برطرف می‌سازد. جعبه‌دنده CVT-Xtronic گشتاور ورودی را با نرمی تحویل چرخ‌ها می‌دهد و خنگی یا تعلل خاصی در رفتارش مشاهده نمی‌گردد. ازآنجاکه این واحد از نوع Xtronic بوده و با نسخه‌های معمولی CVT متفاوت است، امکان تعویض دستی دنده‌ها را هم فراهم کرده و راننده می‌تواند با قرار دادن دسته‌دنده در وضعیت تیپ‌ترونیک افسار دنده‌ها را به دست بگیرد. در حالت دستی تنها با یک ضربه دنده سبک یا سنگین می‌شود.
    پدال گاز دقت خوبی دارد و به‌اصطلاح پای راننده را مستقیماً به پیشرانه متصل می‌کند، درنتیجه طی تنها چند دقیقه قلقَش کاملاً دستتان می‌آید و در رانندگی طولانی‌مدت مشکلی با آن نخواهید داشت. کشش خودرو هم در مسیرهای پرشیب با وجود پنج سرنشین فوق‌العاده است و جای هیچ انتقادی باقی نمی‌گذارد. اصلاً از کم آوردن قلب 1.6 لیتری نهراسید و پدال گاز را پایین ببرید تا فرزند کوچک نیسان بزرگ و قوی بودنش را نشانتان دهد!


    سواری جوک نه خیلی خشک است و نه خیلی نرم. سامانه تعلیق تعادل عمودی خوبی برای اتاق و سرنشینان به ارمغان آورده که البته در شرایط پرتَنش و فشار جانبی زیاد از کیفیت آن کاسته می‌شود. شاید بهترین ویژگی جوک در بحث رانندگی را بتوان سامانه چهار چرخ محرک (AWD) دائمی آن دانست که با اضافه شدن فناوری‌هایی همچون کنترل دینامیکی نیسان (NDCS) و پایداری الکترونیکی (ESP) به خوبی تکمیل می‌گردد. همه این‌ها در کنار هم چرخ‌ها را با قدرت به سطح زمین میخ کرده و خیال راننده را از بابت پایداری اتاق راحت می‌کنند. حتی در مسیرهای مارپیچ و دایره‌ای که تعادل خودرو نمره متوسط می‌گیرد، چرخ‌ها محکم به سطح زمین می‌چسبند و کنترل خودرو از دست راننده خارج نمی‌شود. الحق و الانصاف باید بخاطر این سامانه AWD کارا و نیز تعبیه آن در یک کراس‌اوور کامپکت شهری به نیسان آفرین گفت!


    دیگر نکته‌ای که در مسیر اسلالوم به چشم می‌خورَد عدم کم‌فرمانی و دقت خوب غربیلک فرمان است که البته از خودروساز باسابقه‌ و پخته‌ای چون نیسان کمتر از این هم انتظار نمی‌رفت. به لطف طراحی مناسب بخش جلو و دقت بسیار خوب فرمان می‌توانید بدون برخورد از چند میلی‌متری مخروط‌ها عبور کنید. دقیقاً اینجاست که تسلط کافی بر جوانب خودرو که در ابتدای مطلب اشاره کردم معنی پیدا می‌کند. از این مورد همچنین می‌توان دریافت که جوک در رفت‌وآمدهای درون‌شهری ازجمله ترافیک پرحجم و معابر تنگ و باریک نیز قابل‌کنترل بوده و راننده را اذیت نخواهد کرد.


    درمجموع می‌توان گفت رانندگی و سواری این سامورایی ریزنقش حس خاص خودش را دارد و خوبی‌هایش به معایبش می‌چربد.

    سوار یک “نیسان” شده‌اید!

    فضای اتاق علی‌رغم حس و حال نسبتاً معمولی و چاشنی اسپرت، حس سوار شدن به یک خودروی اصیل و ریشه‌دار را القا می‌کند. با التفات به طول، عرض و ارتفاع به ترتیب 4135، 1765 و 1565 میلی‌متری و نیز فاصله محوری 2530 میلی‌متر می‌توان حدس زد که با یک خودروی جمع‌وجور طرف هستیم.


    فضای موجود در ردیف جلو برای افراد قدبلند هم کفایت می‌کند اما در ردیف عقب وضعیت چنین نیست. صندلی‌های عقب برای قد 180 سانتی‌متری تقریباً تنگ هستند و فضای زیادی برای سر و پا وجود ندارد.


    در تیپ اسپرت صندلی‌ها، دور غربیلک فرمان و قسمت بالای نشانگرهای پشت فرمان با چرم و باقی قسمت‌ها با پلاستیک مرغوب پوشیده شده است. همچنین کنسول میانی، دو طرف دسته‌دنده، حاشیه و دوخت صندلی‌ها، پنل درب‌ها و دور خروجی‌های سامانه تهویه با بدنه خودرو همرنگ هستند. البته این قسمت‌ها در نمونه موردبررسی (که اختصاصاً برای تست درایو عمومی تولید شده) با وجود رنگ بدنه زرد، قرمزرنگ بودند که در تصاویر موجود، هردو مورد (نمونه اختصاصی تست و مدل تولیدی) را مشاهده می‌کنید.
    غربیلک فرمان دکمه‌های مربوط به کروز کنترل، تلفن همراه و سیستم صوتی را در خود جای داده است. کنترل‌های سامانه AWD، آینه‌های جانبی برقی، ESP، تنظیم ارتفاع چراغ‌های جلو و… در سمت چپ و دکمه استارت نیز در سمت راست آن قرار دارند. در مرکز داشبورد صفحه‌نمایش غیر لمسی به چشم می‌خورد که با دکمه‌های مربوط به سیستم صوتی، نقشه، رهیاب، دوربین عقب، رادیو و تلفن همراه احاطه گردیده است. کمی پایین‌تر یک نمایشگر کوچک دیگر وجود دارد که بنا به انتخاب سرنشین می‌تواند وضعیت سامانه تهویه (Climate) یا حالت رانندگی (D-Mode) را به تصویر بکشد. نکته جالب درباره این نمایشگر این است که با انتخاب هریک از گزینه‌ها دکمه‌های دو طرف تغییر کاربری داده و عبارت جدیدی روی آن‌ها نقش می‌بندد. از طرفی با فشار D-Mode می‌توانید بین سه حالت رانندگی معمولی (Normal)، اسپرت و اقتصادی (Eco) انتخاب کنید. خروجی USB، AUX و برق 12 ولتی نیز درست زیر این قسمت جای گرفته است.
    درون کنسول میانی دسته‌دنده، ترمزدستی، دو عدد جا لیوانی، دکمه‌های گرم‌کن صندلی‌های جلو و یک فضای کوچک برای حمل اشیاء را می‌بینید که (بجز دکمه گرم‌کن صندلی) بسیار هوشمندانه در این قسمت تعبیه شده و برای راننده و سرنشینان کناری کاملاً کاربردی خواهند بود. پنل سقف هم تنها شامل باز و بسته کننده سانروف و چراغ سقفی می‌باشد. وجود دوربین دید عقب و تصویر آن در صفحه‌نمایش مرکزی عملاً راننده را از آینه وسط بی‌نیاز می‌سازد. آینه‌های جانبی هم از ابعاد مناسبی برخوردار بوده و میدان دید نسبتاً کافی در اختیار راننده قرار می‌دهند. به‌عنوان آخرین مورد نیز باید اشاره کنم صندوق عقب 354 لیتر حجم دارد که با خواباندن پشتی صندلی‌های عقب به 1189 لیتر می‌رسد.
    جوک اسپرت همچنین (غیر از موارد گفته شده) به فناوری‌های بسیار خوبی مجهز شده که ازجمله آن می‌توان به 6 کیسه هوا (راننده و سرنشین جلو، جانبی ردیف جلو، پرده‌ای ردیف جلو و عقب)، نمایش لحظه‌ای مرکز ثقل خودرو، هشدار خروج از خط حرکت، هشدار دهنده نقاط کور، رادار شناسایی اشیاء متحرک (MOD)، دید 360 درجه خودرو از بالا، تهویه خودکار تک منطقه‌ای و قابلیت نصب صندلی کودک (ISO Fix) اشاره نمود.

    طراحی ظاهری، بحث همیشگی درباره جوک!

    پیش از هر چیز اشاره کنم که در تریم اسپرت آینه‌های جانبی و رینگ‌ها به رنگ مشکی هستند اما رنگ‌بندی نمونه موردبررسی کمی متفاوت بود و از این قائده پیروی نمی‌کرد. وقتی از روبرو به جوک نگاه می‌کنید یک جلوپنجره به‌اصطلاح سرتاسری می‌بینید که چراغ‌ جلوهای اصلی (همان دو چراغ گرد) در دو طرف و مجموعه بومرنگی چراغ روشنایی در روز (DRL) و راهنما در بالای آن قرار گرفته‌اند. طراحی عجیب و ناملموس محل چراغ‌ها باعث شده تا در بسیاری موارد این دو باهم اشتباه گرفته شوند.


    سپر جلو به‌غایت ساده کار شده و تنها دو چراغ مه شکن و ورودی‌های هوا را در خود جای می‌دهد. این سادگی در نمای جانبی هم ادامه دارد و بجز برجستگی روی گلگیرها و بالای رکاب جانبی، زه پلاستیکی سرتاسری لبه پایینی بدنه و محل قرارگیری دستگیره درب عقب نکته قابل‌توجه دیگری به چشم نمی‌خورد. البته نباید از ابعاد بسیار خوب رینگ و لاستیک غافل شد. در تریم اسپرت بهره‌گیری از لاستیک‌های 45/225 و رینگ‌های 18 اینچی چهره جسورتری به خودرو بخشیده و به نسبت مدل‌های دیگر نمای زیبا و جذاب‌تری دارد.


    به عقب که می‌رسیم بازهم اول چیزی که جلب توجه می‌کند شکل و شمایل چراغ‌هاست که به علت نامعلومی تا نیمه شیشه عقب امتداد یافته‌اند! انگار که طلق چراغ داغ بوده و گوشه آن را با دست کشیده‌اند؛ درست مثل روشی که در کارخانجات شیشه‌گری می‌بینیم! از این مورد که بگذریم باقی بخش‌ها همانند دماغه ساده و به دور پیچیدگی کار شده و تنها می‌توان به حک نام جوک روی گوشه چپ درب صندوق، پوشش پلاستیکی زیر سپر و مه‌شکن و شبرنگ‌های داخل آن اشاره کرد. چراغ جلوی زنون، آینه‌های تاشونده برقی با راهنما، سانروف پانوراما، حسگر نور و باران و چراغ‌شوی جلو هم دیگر امکانات بیرونی را تشکیل می‌دهند.
    پیشنهاد می‌کنم پیش از این که راجع به ظاهر جوک نظر بدهید حتماً یک بار از نزدیک ملاقاتش کنید. در ناملموس و بحث‌برانگیز بودن سبک طراحی شکی نیست؛ حتی خود نیسان نیز این موضوع را قبول کرده و سعی در کتمان آن ندارد. اما حقیقتاً خودِ جوک به میزان زیادی با تصاویرش متفاوت است و به طرز عجیبی دل‌نشین می‌نماید! البته نظر نهایی بستگی به سلیقه افراد دارد و نمی‌توان مطلقاً زشت یا زیبا توصیفش کرد.

    کلام پایانی

    نیسان جوک یک کراس‌اوور اصیل و باکیفیت (منظور کیفیت بدنه، ساخت، مونتاژ و…) است که با ابعاد جمع‌وجور و ارتفاع مناسب خود می‌تواند گزینه تحریک‌کننده‌ای برای کاربری روزمره و سفرهای آخر هفته باشد. اگر با دقت به چهره‌اش نگاه کنید، خواهید دید که با وجود برخی عناصر تعجب‌برانگیز و نازیبا، تناسب نهفته‌ای میان بخش‌های مختلف وجود دارد. تیپ اسپرت همچنین فهرست قابل‌قبولی از تجهیزات ایمنی و رفاهی ارائه می‌کند که هدفشان جلب رضایت و برقراری رفاه و آسایش سرنشینان است. در بحث فنی هم قلب 1.6 لیتری توربو و جعبه‌دنده CVT-Xtronic کشش و پتانسیل بسیار خوبی دارند و به خوبی با سامانه AWD همکاری می‌کنند. با التفات به همه این موارد و نگاهی به جایگاه رسمی‌اش در بازار جهانی، باید به جوکِ نیسان امتیاز مثبت داد.

    نکات مثبت اصلی

    • کشش بسیار خوب پیشرانه
    • امکانات ایمنی و رفاهی مناسب
    • سامانه AWD فوق‌العاده کارا

    نکات منفی اصلی

    • فضای تنگ ردیف عقب
    • تعادل عمودی متوسط

    پیش از پایان توجه شما مخاطبان عزیز را به جدول مشخصات فنی و کاتالوگ رسمی نیسان جوک 2016 جلب می‌کنم. همچنین از شرکت جهان نوین آریا جهت هماهنگی این برنامه نهایت تشکر و قدردانی را داریم.





    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:33 ب.ظ نظرات ()

    رئیس شرکت Dorna که مالک حقوق تجاری مسابقات موتو جی پی است می‌گوید سری مسابقات موتورسوار تمام الکتریکی می‌تواند در سال 2019 برگزار شود.


    قوای محرکه‌ی الکتریکی جا پای خود را مسابقات جهانی باز کرده‌اند و نشانه‌ی بارز آن مسابقات جهانی فرمول E است؛ اما این موضوع هنوز در زمینه‌ی مسابقات موتورسواری نمودی عینی نداشته است.


    البته Carmelo Ezpeleta رئیس Dorna در خلال صحبت با موتوراسپورت گفت که سری مسابقات تمام الکتریکی برای موتو جی پی 2019 و با 5 مسابقه برنامه ریزی شده است.
    او گفت:

    این پروژه بسیار پیشرفته است. احتمالاً در سال 2019 چندین مسابقه‌ی تمام الکتریکی موتو جی پی را در اروپا خواهیم داشت. ما قبلاً 4 پیشنهاد از برندها داشته‌ایم. تمامی موتورها یکسان خواهند بود و مسابقات حداقل در 10 دور برگزار خواهند شد.

    موضوعی که وجود دارد این است که تعدادی از تیم‌های مستقل موتو جی پی در صورت تمایل برای شرکت در مسابقات باید تضمین‌های مناسب را از سوی 4 برند سازنده دریافت کنند. این برندها قبلاً در پیشنهاد خود گفته‌اند که تأمین 18 موتورسیکلت را بر عهده خواهند گرفت.


    خود موتورسیکلت‌ها مطابق انتظار به سرعت 200 کیلومتر در ساعت خواهند رسید و رئیس Dorna خواهان این است که با استفاده از پانل‌های خورشیدی بتوان موتورسیکلت‌ها را شارژ کرد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:33 ب.ظ نظرات ()

    مصرف کننده‌های بریتانیایی هاچبک های قدرتمند را دوست دارند اما مالیات‌های سنگین و قوانین کمپانی‌های خودروسازی هنوز هم آن‌ها را مجبور کرده تا بیشتر به سوی خودروهای دیزلی بروند بنابراین جای تعجبی نیست که فولکس‌واگن گلف GTD یکی از محبوب‌ترین نسخه‌های این خودرو است.

    db2017au00270_large
    هم‌اکنون این خودرو به‌روز شده و همراه با دیگر مدل‌های گلف فیس لیفتی را تجربه کرده است که تا سال 2020 باعث حضور پررنگ‌تر گلف در کلاس خود خواهد شد.

    db2017au00269_large
    قوای محرکه و شاسی این خودرو تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده بنابراین همچنان شاهد پیشرانه‌ی 4 سیلندر 2 لیتری توربودیزل با قدرت 181 اسب بخار و گشتاور 380 نیوتون متر هستیم. قدرت تولیدی پیشرانه از طریق گیربکس 6 سرعته استاندارد به چرخ‌های جلو انتقال می‌یابد. البته آپشن DSG تغییر یافته بنابراین گیربکس دوکلاچه ی تست شده در این تست بجای 6 دنده‌ی قبلی دارای 7 دنده است.

    در روی کاغذ اعداد اعلامی بسیار گیرا هستند. گلف GTD سه درب با گیربکس DSG می‌تواند در 7.4 ثانیه از سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد و حداکثر سرعت آن نیز 230 کیلومتر در ساعت است. همچنین مصرف سوخت خودرو در هر صد کیلومتر 4.9 لیتر بوده و خودرو در هر کیلومتر 129 گرم دی‌اکسید کربن تولید می‌کند. حتی نسخه‌ی جدید BlueLine نیز با رینگ‌های کوچک‌تر 17 اینچی وجود دارد که آلایندگی کمتری دارد. این خودرو نسبت به مدل GTI بنزینی مزیت راندمان بالاتری دارد و اگر بخواهید یکی از سریع‌ترین مدل‌های گلف را بخرید،GTD ارزش نگاه کردن را دارد.

    db2017au00271_large
    این خودرو نیز همانند سایر مدل‌های فیس لیفت شده‌ی گلف بوده و در آن شاهد همان سپرها و چراغ‌های جلوی جدید و البته برخی ویژگی‌های جدید دیگر هستیم. این خودرو از رینگ‌های 18 اینچی جدید استفاده کرده و سیستم تعلیق اسپورت آن نیز حسی و حالی خاص دارد. از تجهیزات دیگر GTD فیس لیفت می‌توان به سیستم تهویه مطبوع دو ناحیه‌ای، نشان‌دهنده‌های دیجیتال با صفحه‌نمایش 12 اینچی، صندلی‌های اسپورت و چراغ‌های جلو و عقب LED اشاره کرد.

    db2017au00274_large
    سیستم اطلاعات سرگرمی این خودرو نیز ارتقا یافته است و صفحه‌نمایش آن اندازه‌ی 8 اینچی داشته و از سیستم ناوبری بهره‌مند است.

    در روی جاده گلف GTD یکی از بهترین تجربه‌های رانندگی گلف را ارائه می‌کند. گیربکس دو کلاچه ی جدید خودرو احساس تعویض‌های سریع‌تری داشته و به‌طور قابل‌توجهی نرم‌تر از نسخه قبلی است.

    db2017au00272_large
    اگر بخواهید خودتان دنده‌ها عوض کنید می‌توانید حالت دستی DSG را انتخاب کنید که دور پیشرانه را کم بالاتر می‌برد و بعد از آن دنده‌ها را می‌توانید از روی پدال شیفترهای غربیلک فرمان تعویض کنید. اگرچه صدای برخاسته از پیشرانه خوب است اما هرگز جذابیت صدای تولید شده توسط پیشرانه‌ی بنزینی توربو را نخواهد داشت.
    البته خودرو در سرعت‌های بزرگراهی خونسرد بوده و صدای باد و لاستیک چندانی به کابین راه نمی‌یابد.
    شما کمی وزن بیشتری را در دماغه می‌توانید احساس کنید اما در کل ترکیب مناسب سیستم تعلیق سفت‌تر و سیستم دیفرانسیل الکترونیکی XDS که در پیچ‌ها هر چرخ را کنترل می‌کند باعث می‌شود در راه‌های پرپیچ‌وخم GTD پاسخ‌های سریع‌تری داشته باشد.

    db2017au00265_large
    فرمان دقیق و بالانس شده‌ی خودرو به شما کمک می‌کند تا با اعتمادبه‌نفس و دقت مناسب وارد هر پیچ شده و حتی در سرعت‌های بالا نیز پایداری خوبی دارد. اگرچه کیفیت سواری خودرو کمی ناراحتی را ایجاد می‌کند اما در سفرهای طولانی راحت باقی می‌ماند.

    db2017au00273_large
    مفهوم هاچبک قدرتمند دیزلی مطمئناً به خاطر شرایط خاص زمانی ایجاد شده اما گلف GTD چنین ایده‌ای را به خوبی اجرا کرده و عملکرد خوبی دارد. این خودرو ارزان نیست اما قادر است در راه‌های پرپیچ‌وخم هیجان زیادی را ایجاد کرده و البته در بزرگراه‌ها نیز راحتی کافی را ارائه کند. همچنین آلایندگی کم خودرو می‌تواند آن را یک انتخاب جذاب برای راننده‌های علاقه‌مند کند؛ و خلاصه اینکه این خودرو قابلیت استفاده‌ی همه‌روزه‌ی یک گلف را دارد و در کل آن را به همه‌کاره‌ی قوی تبدیل می‌کند.

    مشخصات گلف GTD DSG

    قیمت: 28480 پوند
    پیشرانه: 4 سیلندر 2 لیتری توربودیزل
    قدرت/گشتاور: 181 اسب بخار/380 نیوتون متر
    گیربکس: 7 سرعته دو کلاچه، دیفرانسیل جلو
    شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت: 7.4 ثانیه
    حداکثر سرعت: 230 کیلومتر در ساعت
    مصرف سوخت: 4.9 لیتر در هر صد کیلومتر

    منبع: autoexpress

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فرشید خراشادیزاده چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 01:32 ب.ظ نظرات ()

    خودروها قدرت خود را از کجا می آورند؟ انفجارهای خیلی کوچک که داخل موتور، هزاران بار در دقیقه رخ می دهد، باعث تولید قدرت می شوند. هر چه موتور بتواند سوخت را بطور موثرتر و بهینه در زمان کوتاه تری بسوزاند، می تواند انرژی بیشتری تولید کند. قدرت به سرعت تولید انرژی گفته می شود. این تعریف دقیقا مفهوم قدرت یا توان است، یعنی هر چه بتوانیم انرژی بیش تری در زمان کمتری تولید کنیم، قدرت یا توان ما بیشتر است. قدرت به وسیلهٔ یک واحد بسیار قدیمی به نام اسب بخار سنجیده می شود. اگر گفته شود که خودروی شما 150 اسب بخار قدرت دارد، فکر کنید شبیه کالسکه ای است که 150 اسب نامرئی آن را می کشند.

    اسب بخار

    یک مهندس اسکاتلندی به نام جیمز وات واحد اسب بخار را اختراع کرد. وات، یک ماشین بخار ساخت و تصمیم گرفت آن را به مردم بفروشد. اما مردم تا قبل از آن فقط از اسب استفاده می کردند. بنابراین، او مجبور بود برای مشتریان خود، قدرت ماشین بخار را با قدرت اسب مقایسه کند. اما او در محاسبات خود اشتباه بزرگی مرتکب شد.

    horsepower

    داستان به آنجایی بر می گردد که آقای وات محاسبات خود را بر اساس اسب های پاکوتاه در نظر گرفت. اسب هایی که می توانستند بار 100 کیلوگرمی را در حدود 30 متر در هر دقیقه بالا بکشند (یعنی حدود 3000 کیلوگرم متر در هر دقیقه).سپس او حدس زد (البته به اشتباه) که اسب های معمولی 50% قوی ترند و می توانند در هر دقیقه 4500 کیلوگرم متر با یک اسب بخار قدرت داشته باشتد. اما واقعیت این است از نظر قدرت، اسب های پاکوتاه با اسب های معمولی تفاوتی تدارند. پس باید نتیجه گرفت که یک اسب معمولی و یک اسب پا کوتاه هر دو 0.7 اسب بخار قدرت دارند. خوشبختانه امروزه دانشمندان برای قدرت از یک واحد بهتر و دقیق تر به نام وات استفاده می کنند. حالا اگر گفتید که این واحد از روی نام چه کسی برداشته شده است!؟

    horsepower

    شما می توانید اسب بخار هر وسیله ای را که انرژی مصرف می کند، محاسبه کنید. از یک لامپ کوچک گرفته تا یک فضاپیما! در واقع پنج نوع تعریف مختلف برای اسب بخار وجود دارد که کاملا گیج کننده اند. البته خودروسازان دنیا یکی از این واحدها را انتخاب کردند و بیشتر آن ها بر آن توافق دارند. اما دانشمندان بیشتر از واحد وات استفاده می کنند که کاملا تعریف روشنی دارد.

    horsepower

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 11 1 2 3 4 5 6 7 ...