تبلیغات
مجله فوق تخصصی صنعت و طراحی خودرو - مطالب آبان 1397
منوی اصلی
مجله فوق تخصصی صنعت و طراحی خودرو
  • اولین بارش برف سنگین فصل بود و هنگامی‌که این اتفاق افتاد من در بزرگ‌راه در حال رانندگی بودم. من بااحتیاط فراوان رانندگی می‌کردم، مطمئن نبودم که سدان کوچک من قادر خواهد بود تا با این بارش سنگین به حرکت خود در مسیر لغزنده ادامه دهد، تا این‌که یک شاسی‌بلند بزرگ با سرعت بالا خواست از من سبقت بگیرد، اگر کسی از وضعیت هوا خبر نداشت با دیدن رانندگی او فکر می‌کرد که جاده‌ها کاملاً خشک می‌باشند. درست لحظه‌ای که شاسی‌بلند از کنار من رد شد، راننده کنترل خودرو را از دست داد. خودروی وی چندین ثانیه به دور خود چرخید تا این‌که به‌شدت به گارد ریل برخورد کرد.

    2016 KIA Sorento
    به‌گونه‌ای معجزه‌آسا راننده هیچ آسیبی ندیده بود. هرچند، خیلی‌های دیگر به‌اندازه او خوش‌شانس نیستند. در هر زمستان، افراد بسیاری به دلیل عدم آمادگی کافی یا ناآشنا بودن با شرایط رانندگی در جاده‌های برفی و یخبندان و یا اعتمادبه‌نفس کاذب، آسیب‌های شدیدی دیده و حتی جان خود را از دست می‌دهند.

    Interstate 70
    در شرایطی که این روزها شاهد آب‌وهوای برفی در بسیاری از نقاط کشور هستیم، یادآوری چند نکته در مورد رانندگی در شرایط برفی می‌تواند برای خوانندگان پدال بسیار مفید باشد.

    Leave Snow On Your Car
    پیروی کردن از این قوانینی که در مورد رانندگی در زمستان با شما مطرح خواهم کرد کار خیلی سختی نیست. حتی اگر شما یک راننده کارکشته از یک استان برف خیز باشید، توجه به این نکات ایمنی می‌تواند جان شما و خانواده‌تان را در سفرهای جاده‌ای زمستانی نجات دهد.

    ۱ – اطمینان حاصل کنید که هم خودتان و هم خودرو قبل از آغاز سفر کاملاً آماده و مجهز هستید.
    Car covered with snow.
    قبل از زدن به جاده خودروی خود را یک بررسی سریع کنید. مطمئن شوید که خودرو به‌اندازه کافی ضد یخ دارد، شیشه جلوی خودرو تمیز بوده و مایع شیشه‌شور ضد یخ به‌اندازه کافی موجود هست، چراغ‌های جلو تمیز هستند و به‌درستی کار می‌کنند و درنهایت تایرها آج کافی داشته و کم‌باد نیستند. همچنین در فرصتی مناسب باتری خودرویتان را نیز چک کنید تا دچار دردسرهای مرتبط با خودرویی که در برف گیرکرده و روشن نمی‌شود نشوید.

    spotlight-on-safety-winter-driving-tips
    علاوه بر تجهیزات مکانیکی خودرو، این نکته که چند چیز اضافی را در صندوق عقب یا داخل داشبورد خودرویتان داشته باشید از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. خودروی خود را به مواردی مانند یک چراغ‌قوه با باتری‌های اضافی، یک جعبه کمک‌های اولیه، لباس گرم و یک پتو مجهز کنید. به یاد داشته باشید که وجود عینک آفتابی در داخل خودرو نیز امری بسیار ضروری است. همیشه دیدن افراد بسیار زیادی که در زمستان بدون عینک آفتابی رانندگی می‌کنند من را شگفت‌زده می‌کند. بازتاب نور خورشید از سطح روشن برف و یخ در زمستان می‌تواند بسیار شدیدتر از تابستان باشد.

    نکته آخری که باید به یاد داشته باشید، شاید مهم‌ترین آن‌ها: تلفن همراه شما.

    ۲ – سرعت خود را کاهش داده و با آرامش رانندگی کنید.
    car-in-snow2
    شاید خیلی‌ها ادعا کنند که در رانندگی زمستانی حرفه‌ای هستند، ولی این را بدانید حتی اگر یک خودروی شاسی‌بلند دو دیفرانسیل هم داشته باشید، نخواهید توانست تا با سرعت ۱۴۰ کیلومتر بر ساعت در کولاک و برف رانندگی کنید! سیستم چهار چرخ پیشران شاید بتواند به رانندگی شما در جاده‌های پر از گل‌ولای کمک کند، ولی در جاده‌ای که پر از برف و لغزنده بوده و ممکن است هرلحظه نیاز به توقف سریع داشته باشید به هیچ دردی نمی‌خورد.

    این نکته نیز فراموش نشود، از شتاب گرفتن، ترمزگیری و فرمان گرفتن‌های سریع و ناگهانی خودداری کنید. انجام هرکدام از این کارها موجب می‌شود تا خودروی شما کشش خود را از دست داده و در پی آن احتمال تصادف به میزان قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت.

    car-in-snow
    رانندگی با سرعت بالا اصلی‌ترین دلیل تصادفات در جاده‌های زمستانی است. فقط صبور باشید و این نکته را به‌نوعی قبول کنید که در شرایط زمستانی کمی دیرتر به مقصد خود خواهید رسید.

    ۳ – به پشت خودروی جلویی نچسبید.
    Winter driving
    به یاد داشتن این نکته که در جاده‌های برفی و یخی توقف کامل خودرو به دلیل کاهش شدید چسبندگی تایرها مسافت بیشتری می‌طلبد بسیار ضروری است، حتی اگر پوشش اندکی از برف یا یخ روی جاده وجود داشته باشد. شاید فکر کنید راننده‌ای که در جلوی شما که با سرعت ۶۰ کیلومتر بر ساعت در بزرگ‌راه رانندگی می‌کند سرعت خیلی کمی دارد و برای این‌که این موضوع را به او یادآوری کنید باید سپر به سپر او حرکت نمایید. ولی انجام چنین کاری فوق‌العاده خطرناک است. صبور باشید و فاصله مناسبی را از خودروی جلویی خود نگاه دارید تا شرایط به حالت عادی بازگردد.

    سپر به سپر خودروی جلویی حرکت کردن مخصوصاً در ترافیک‌های سنگین معمولاً منجر به تصادف می‌شود. اگر خودرویی که در جلوی شما قرار دارد به‌طور ناگهانی ترمز بگیرد و شما فاصله اندکی با آن داشته باشید، به‌احتمال‌زیاد به دلیل شرایط لغزندگی جاده پس از ترمزگیری خودروی شما سُر خورده و با ماشین جلویی تصادف خواهد کرد. این نوع تصادف‌ها شاید خسارت مالی یا جانی اصلاً نداشته باشد، ولی مواجه شدن با چنین موضوعاتی در یک جاده شلوغ پر از برف قطعاً چیزی است که نمی‌خواهید با آن سروکار داشته باشید، مخصوصاً وقتی می‌دانید که ممکن است خودروهای دیگر نیز در این جاده لغزنده سر بخورند. بسیاری از تصادف‌های شدید درنتیجه برخورد خودروی ثالث در بزرگ‌راه‌ها به وقوع می‌پیوندد.

    ۴ – از کروز کنترل استفاده نکنید.
    snow_driving
    برای برخی افراد، رانندگی با کروز کنترل به عادتی تبدیل شده که به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند آن را ترک کنند. خوب این تکنولوژی ممکن است جلوی خستگی پای شما را بگیرد و به شما در عدم تجاوز از سرعت مجاز کمک کند، ولی رانندگی با آن در جاده‌های زمستانی می‌تواند ناایمن باشد. ازاین‌رو، اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که بدون کروز کنترل نمی‌توانند رانندگی کنند، حتماً و حتماً اطمینان حاصل کنید که در هوای برفی و شرایط یخبندان از آن استفاده نمی‌کنید.

    استفاده از کروز کنترل در برف، یخ و حتی باران خطرناک است زیرا اگر خودروی شما بلغزد، کروز کنترل به گاز دادن خود ادامه می‌دهد و موجب چرخش سریع چرخ‌ها می‌گردد، چون می‌خواهد سرعت ثابت خود را حفظ کند. اگر این اتفاق بیفتد، به‌احتمال‌زیاد کنترل خودروی خود را از دست خواهید داد.

    ۵ – بکشید کنار یا در خانه بمانید.
    woman shoveling snow from her car
    اگر در هرلحظه از سفر، یا حتی قبل از این‌که از خانه بیرون بیایید احساس کردید که هوا برای رانندگی خیلی بد است، یا سریعاً توقف کنید و یا به جاده نزنید. اگر در جاده هستید، یک محل امن را برای توقف پیدا کرده و منتظر باشید هوا وضعیت بهتری پیدا کند تا بتوانید دوباره به حرکت خود ادامه دهید. اگر هنوز از خانه خارج نشده‌اید در منزل خود بمانید و از جاده دوری کنید.

    به یاد داشته باشید، هیچ خجالتی در تصمیم‌گیری منطقی زمانی که شرایط مساعد نیست وجود ندارد. شاید دیر به مقصد خود برسید، ولی به‌قول‌معروف دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • داج چلنجر SRT هلکت Redeye یکی از هیجان‌انگیزترین خودروهای بازار بوده اما هنسی دست‌های خود را روی این خودرو گذاشته و آن را به کابوس مالکان داج دیمن تبدیل کرده است!


    خب هنسی چه خوابی برای این خودرو دیده است؟ پاسخ ما یک سوپرشارژر 4.5 لیتری، مبدل‌های کاتالیتیک جدید و سوپاپ میانبر سوپرشارژر، انژکتورهای سوخت ارتقا یافته و… دیگر قطعات سفارشی می‌باشد.


    نتیجه‌ی به دست آمده کاملاً احساس‌برانگیز است چراکه قدرت و گشتاور این خودرو به ترتیب به 1035 اسب بخار و 1285 نیوتون متر رسیده است. هنسی ادعا می‌کند قدرت و گشتاور هلکت Redeye روی چرخ‌ها به 880 اسب بخار و 1093 نیوتون متر می‌رسد. در نظر داشته باشید که این آمار و ارقام روی داینو به دست آمده‌اند و خودرو نیز از سوخت مسابقه‌ای استفاده کرده است.


    در مقام مقایسه باید گفت پیشرانه‌ی 8 سیلندر 6.2 لیتری هلکت Redeye استاندارد خروجی 797 اسبی و گشتاور 957 نیوتون متری داشته و شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت آن 3.4 ثانیه و حداکثر سرعتش نیز 326 کیلومتر در ساعت می‌باشد.


    هنسی پیش از عرضه‌ی این خودرو تست 322 کیلومتری داشته و از عملکرد صحیح و بی‌نقص آن مطمئن شده است. این تیونر همچنین نشان‌های خود، پلاک سریال دار ویژه و کف‌پوش‌های مخصوص را نصب کرده و گارانتی 1 ساله یا 20 هزار کیلومتر را برای این خودرو در نظر گرفته است.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • با شروع فرایند تحویل اولین نمونه‌های ب‌ام‌و سری 8 جدید به مشتریان، مسابقه‌ای برای تولید اولین پکیج تیونینگ برای این کوپه‌ی لوکس جدید شروع شده است.


    پریور دیزاین تلاش دارد یکی از اولین تیونرهای بازار برای معرفی کیت بدنه‌ی پهن سری 8 باشد. این شرکت آلمانی قبلاً تیزری از پکیج آئرودینامیک PD800 را منتشر کرده است. به نظر می‌رسد اکثر پانل‌های بدنه دست‌خوش تغییر شده‌اند.

    این پکیج باعث می‌شود ظاهر سری 8 که با کد داخلی G15 شناخته می‌شود گیراتر شود. گلگیرهای بزرگ و پهن، آپرون جلوی بازطراحی شده با اسپلیتر بزرگ و ورودی‌های هوای پهن‌تر، رکاب‌های جانبی گیرا و کاپوتی عضلانی با ورودی‌های بیشتر از جمله ویژگی‌های بصری این خودرو هستند. در نمای عقب هم یک اسپویلر لبه‌ای بکار رفته و غیر از آن نمی‌توانیم چیز دیگری را ببینیم. البته حدس می‌زنیم یک دیفیوزر بزرگ هم نصب شده باشد.

    اما کیت تیونینگ PD800 پریور دیزاین همانند اکثر محصولات این تیونر دارای کیت سیستم تعلیق H&R است که راننده با آن می‌تواند ارتفاع خودرو را تنظیم کند. این تیونر همچنین یک دست رینگ‌های 21 اینچی سبک‌وزن را نیز زیر آن گلگیرهای پهن جا داده است.

    اما اطلاعی از اینکه کیت قدرت هم برای سری 8 جدید تدارک دیده شده یا خیر نداریم. حتی در صورت عدم وجود کیت قدرت هم سری 8 استاندارد پرفورمنس قابل‌توجهی دارد به گونه ای که مدل 840d Xdrive قدرت 320 اسبی و شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 4.9 ثانیه‌ای داشته باشد.

    مدل پرچم‌دار فعلی یعنی M850i xDrive نیز قدرت 530 اسبی داشته و تنها در عرض 3.7 ثانیه از سکون به ‌تندی 100 کیلومتر در ساعت می‌رسد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • البته در چین!

    مونزا از همان سابقه‌ی تاریخی و درخشان خودروهایی همچون شورولت کامارو و کوروت برخوردار نبوده اما خب تا سال 1986 توسط اوپل عرضه می‌شده است؛ البته به نظر می‌رسد حضوری 5 ساله در بازار (از 1975 تا 1980) ظاهراً برای احیای دوباره کافی بوده است. پس از 38 سال غیبت در بازار، شورولت مونزا بازمی‌گردد.


    در نمایشگاه خودروی گوانگژوی چین، شورولت و سایک-جی ام که همکار چینی جنرال موتورز و مسئول تولید محصولات برندهایی همچون بیوک، شورولت و کادیلاک می‌باشد از سه خودروی جدید کادیلاک خواهند کرد. اولین خودرو نسخه‌ی طویل‌تر مالیبو XL بوده در حالی خودروی دوم یک شاسی‌بلند مفهومی کاملاً جدید با لوگوی شورولت می‌باشد. سومین محصول هم همان مونزای جدید است. بهترین حدس ما این است که شورولت مونزا منحصراً در بازار چین عرضه خواهد شد.


    این کمپانی تیزری تصویری از این خودرو را منتشر کرده و در آن می‌توانیم سپر جلوی گیرا با ورودی‌های مصنوعی و نشان RS روی جلوپنجره را ببینیم. شورولت قول داده این خودرو تجربه‌ی سواری لذت‌بخش و ژن‌های اسپورت برند شورولت را در خود جای دهد. البته جزئیات مربوط به قوای محرکه و تریم های این خودرو هنوز مشخص نشده‌اند.


    با توجه به تیزر یاد شده حداقل می‌توان گفت مونزا دارای تریم RS مشابه سایر مدل‌های تراورس و کروز RS خواهد بود. البته انتظار نداریم این خودرو با پیشرانه‌های توربوی پرقدرت، حداقل در مقطع فعلی عرضه شود.

    البته تیزر یاد شده تنها شاهد از احیای دوباره‌ی مونزا نیست. عکاسان صنعتی قبلاً تصویری از نسخه پایه‌ی این خودرو را شکار کرده‌اند.

    جزئیات بیشتر شورولت مونزای جدید اندکی مانده به معرفی رسمی این خودرو منتشر خواهند شد. نمایشگاه خودروی گوانگژو از هفدهم نوامبر سال 2018 آغاز بکار می‌کند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • تکنولوژی رانندگی خودکار طبق گفته‌ها باعث بهبود قابل‌توجه ایمنی خواهد شد اما نباید سیستم‌های فعلی را هم از یاد برد.


    در مطالعه‌ای که اخیراً توسط موسسه بیمه ایمنی بزرگراه‌ها صورت گرفته چگونگی تأثیر سیستم‌های هشدار برخورد از جلوی مجهز به ترمز اضطراری خودکار بررسی و میزان اثربخشی آن‌ها مشاهده شده است. نتایج به دست آمده بسیار جالب هستند چراکه گفته شده این تکنولوژی می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی تعداد تصادفاتی را که هرروز رخ می‌دهند کاهش دهد.


    اگرچه جدیدترین مطالعه صورت گرفته تنها خودروهای مدل 2013 تا 2015 جنرال موتورز را بررسی کرده اما گفته شده خودروهایی که از سیستم هشدار برخورد جلوی مجهز به ترمز اضطراری خودکار سود برده‌اند 43 درصد کمتر از سایر مدل‌ها تصادف از پشت داشته‌اند. زمانی که بحث تصادفات از پشت همراه با جراحت می‌شود، خودروهای مجهز به این تکنولوژی 64 درصد بهتر از سایر مدل‌های بی‌بهره از تکنولوژی ترمز اضطراری خودکار عمل می‌کنند.

    حتی خودروهای پایه‌تر که دارای سیستم هشدار برخورد از جلوی بدون ترمز اضطراری بوده‌اند هم بهتر از خودروهای عادی عمل می‌کنند. تصادفات از پشت این خودروها 17 درصد کمتر بوده درحالی‌که تصادفات منجر به جرح نیز 30 درصد کاهش یافته‌اند.


    جدای از کاهش تعداد تصادفات، این تکنولوژی به‌طور قابل‌توجهی تعداد تصادفات منجر به جرح را نیز کاهش می‌دهد. احتمالاً دلیل این موضوع به خاطر مزیت آگاه شدن رانندگان از تصادفی بالقوه و چگونگی کاهش سرعت در صورت تصادف حتمی می‌باشد.

    جدیدترین تحقیق صورت گرفته از داده‌های مطالعات پیشین که خودروهای آکورا، فیات-کرایسلر، هوندا، مرسدس، سوبارو و ولوو را بررسی کرده بود استفاده کرده است. در آن مطالعه گفته شده سیستم‌های هشدار برخورد که دارای ترمز اضطراری خودکار هستند باعث کاهش 50 درصدی تصادفات از پشت می‌شوند. تعداد تصادفات جرحی نیز 56 درصد کاهش یافته است.


    Jessica Cicchino نویسنده این مقاله می‌گوید:

    شواهد حاکی از آن است که سیستم یاد شده به خوبی عمل می‌کند و حتی زمانی که تنها به پاسخ راننده متکی نباشد بهتر هم خواهد بود.

    اگرچه سیستم‌های ترمز اضطراری بیشتر از گذشته به‌صورت استاندارد در خودروها نصب می‌شوند اما هنوز راه زیادی تا جهانی شدن آن‌ها باقی مانده است. البته این موضوع تا سپتامبر 2022 تغییر خواهد کرد چراکه 20 خودروساز این سیستم را به‌صورت استاندارد روی همه‌ی محصولات خود نصب خواهند کرد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • نخستین تصاویر و اطلاعات از پیکاپ جیپ افشا شده است. این خودرو که نسخهٔ پیکاپ رانگلر محسوب می‌شود، رسماً گلادیاتور نام گرفته است. جیپ پیش‌ازاین از نام گلادیاتور در دههٔ 60 میلادی و همین‌طور برای کانسپتی که در سال 2005 رونمایی شد استفاده کرده بود. گفته شده این پیکاپ جدید که با مدل 2020 به بازار می‌آید، تواناترین پیکاپ میان سایز تاریخ خواهد بود. ظاهر گلادیاتور تا حد زیادی با رانگلر یکسان است اما بااین‌حال بعد از ستون A، ویژگی‌های منحصربه‌فردی دیده می‌شود. برجسته‌ترین ویژگی این قسمت، ترکیب دو کابین بدنه و قسمت بار 1.52 متری است که از قلاب‌های یکپارچه و همین‌طور یک خروجی برق بیرونی برخوردار است.

    گلادیاتور در بخش عقبی هم طراحی منحصربه‌فردی دارد زیرا در این قسمت سپر مورد اصلاح قرار گرفت و یک قلاب بکسل هم به‌صورت یکپارچه درون آن تعبیه شده است. از دیگر ویژگی‌های قابل‌توجه این قسمت نیز می‌توان به درب بار منحصربه‌فرد، چراغ‌های اصلاح‌شده و چرخ زاپاس نصب‌شده در زیر قسمت بار اشاره کرد؛ اما هرچند گلادیاتور از ویژگی‌های ظاهری منحصربه‌فردی برخوردار است، جیپ در تصمیمی عاقلانه، سقف قابل جمع شدن رانگلر را در آن حفظ کرده است. درنتیجه، به گفتهٔ فیات-کرایسلر، این ماشین تنها پیکاپ روباز 4×4 واقعی بازار محسوب می‌شود. ظاهراً تیپ پایهٔ گلادیاتور با سقف پارچه‌ای عرضه خواهد شد درحالی‌که سقف ثابت فلزی هم قابل سفارش خواهد بود.

    پیشرانه‌های گلادیاتور هم از رانگلر گرفته شده‌اند اما موتور 2 لیتری چهار سیلندر توربوشارژ از بین آن‌ها حذف شده است؛ بنابراین پیکاپ جیپ در ابتدا با پیشرانهٔ 3.6 لیتری V6 تنفس طبیعی با 285 اسب بخار قدرت و 350 نیوتن متر گشتاور به بازار عرضه می‌شود. انتقال نیروی این موتور توسط یک گیربکس شش سرعتهٔ دستی یا یک نمونهٔ هشت سرعتهٔ اتوماتیک صورت می‌گیرد. در سال 2020 نیز پیشرانهٔ 3 لیتری V6 دیزلی با 260 اسب بخار قدرت و 600 نیوتن متر گشتاور برای گلادیاتور ارائه خواهد شد. نیروی این موتور اما تنها توسط یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک انتقال پیدا می‌کند.

    این پیکاپ سرسخت به سیستم چهارچرخ محرک با قفل دیفرانسیل‌های عقب و جلو، دیفرانسیل لغزش محدود و تایرهای آفرود 33 اینچی مجهز شده است. جیپ فعلاً اطلاعاتی از تعلیق گلادیاتور منتشر نکرده اما گفته است که سیستم تعلیق خودرو به‌گونه‌ای تنظیم شده که در مسیرهای آنرود، هندلینگ و راحتی سواری مناسبی را بدون قربانی کردن توانایی‌های آفرود یا ظرفیت بار و بکسل ارائه کند. طبق اطلاعاتی که فعلاً افشا شده است، ظرفیت بار گلادیاتور 725 کیلوگرم و ظرفیت بکسل آن 3.5 تن است. جیپ گلادیاتور رسماً در تاریخ 28 نوامبر در نمایشگاه لس‌آنجلس رونمایی شده و فروش آن از اوایل سال آینده آغاز خواهد شد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • سرانجام ب‌ام‌و کراس‌اوور جدید X7 را رسماً معرفی کرد تا از این طریق به بخش جدیدی از بازار وارد گردد. پیش از معرفی X7، مدل X5 بزرگ‌ترین کراس‌اوور باواریایی‌ها بود و به همین دلیل ب‌ام‌و هیچ‌گاه نماینده‌ای در سبد محصولات خود نداشت که توسط آن بتواند با پیشروی کلاس اس‌یووی‌های بزرگ لوکس یعنی رنجروور رقابت کند. رنجروور یک اس‌یووی بسیار لوکس با تکنولوژی‌های پیشرفته است که در بخش راحتی و عملکرد آفرود تقریباً شکست دادن آن غیرممکن است؛ بنابراین آیا X7 به‌عنوان اولین تلاش ب‌ام‌و در این کلاس می‌تواند تاج پادشاهی را از رنجروور بگیرد؟ تا زمانی که امکان رانندگی و آزمایش دو خودرو روی جاده فراهم نشود نمی‌توان پاسخ قاطع و درستی به این سؤال داد اما بااین‌حال فعلاً می‌توانیم طراحی داخلی و خارجی این دو اس‌یووی بزرگ لوکس را باهم مقایسه کنیم.

    جلو

    صادقانه باید گفت که این نبرد بسیار سختی برای X7 است. رنجروور اس‌یووی پرزرق‌وبرق و قابل‌توجهی است و هرچند X7 هم خودروی خوش استایلی به نظر می‌رسد اما در برابر رقیب بریتانیایی کار سختی پیش رو دارد. در نمایی جلویی، X7 بهتر از نسخهٔ کانسپت خود به نظر می‌رسد اما بااین‌حال هنوز هم رنجروور طراحی زیباتری دارد و بسیار ظریف‌تر از رقیب آلمانی است. البته X7 هم ظاهر بدی ندارد اما در برابر رنجروور نمی‌تواند عرض‌اندام کند.

    پروفیل جانبی

    در پروفیل جانبی، خودروها دو راه متفاوت را در پیش گرفته‌اند. هنگامی‌که به بخش جانبی X7 نگاه می‌کنیم، به نظر می‌رسد صرفاً طراحی شده تا هفت سرنشین را حمل کرده و تا حد امکان فضای بار زیادی برای آن‌ها فراهم نماید؛ بنابراین هرچند X7 در این نما باوقار و خوش‌تیپ است اما به نظر می‌رسد بیشتر کارایی را در اولویت قرار داده تا طراحی و فرم را. از سوی دیگر، درحالی‌که رنجروور بیشتر اسپرت به نظر می‌رسد اما هنوز هم یک جعبهٔ بزرگ است و زوایای تیزتر آن موجب شده که خودروی تواناتری احساس شود. همچنین درعین‌حال، رنجروور با اینکه چند سال قدیمی‌تر است اما زیباتر، شیک‌تر و مدرن‌تر از X7 به نظر می‌رسد.

    عقب

    در نمای عقبی، رنجروور بلندتر، تنومندتر و چهارشانه به نظر می‌رسد. همچنین چراغ‌های عمودی نیز به بلندتر به نظر رسیدن رنجروور کمک کرده‌اند. از سوی دیگر، X7 هم در نمای عقبی نه‌تنها خودروی زشتی نیست بلکه حتی می‌توان اینجا را یکی از بهترین نماهای آن دانست ولی بااین‌حال چراغ‌های عریض و استایل افقی آن کمی خسته‌کننده به نظر می‌رسد.

    داخل

    برخلاف استایل بیرونی، X7 در داخل حریف قدرتمندی برای رنجروور محسوب می‌شود. کابین پرچم‌دار ب‌ام‌و درحالی‌که آشنا به نظر می‌رسد، نمای بسیار خوب، ویژگی‌های پریمیوم و تکنولوژی‌های جذابی دارد؛ اما بااین‌حال هنوز هم کابین رنجروور بهتر است زیرا شیک‌تر و گران‌تر به نظر می‌رسد ولی فناوری در آن کمرنگ بوده و نمای مدرنی ندارد؛ بنابراین در کابین، هریک از این دو خودرو برتری‌های خاص خود را دارند و نمی‌توان قاطعانه یکی را برتر دانست.

    نتیجه

    در پایان سخت است که در این مقایسه، رنجروور را انتخاب نکنیم زیرا این ماشین را می‌توان شیک‌ترین و جذاب‌ترین اس‌یووی بازار دانست. البته X7 هم درمجموع اس‌یووی خوش استایلی است که در نوع خود عالی به نظر می‌رسد ولی بااین‌وجود در بین این دو اس‌یووی لوکس، رنجروور خودروی بهتری است و هنوز در این سگمنت، غیرقابل شکست باقیمانده است.

    مقایسهٔ مشخصات فنی


    رنجروور 5.0 Supercharged

    ب‌ام‌و X7 XDrive40i

    پیشرانه 5 لیتری V8 4.4 لیتری V8
    تنفس سوپرشارژ توئین توربو
    قدرت 525 اسب بخار 460 اسب بخار
    گشتاور 625 نیوتن متر 650 نیوتن متر
    گیربکس 8 سرعته اتوماتیک 8 سرعته اتوماتیک
    محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
    شتاب صفر تا 96 5.5 ثانیه 5.2 ثانیه
    طول 5.20 متر 5.15 متر
    عرض 2.07 متر 2.00 متر
    ارتفاع 1.87 متر 1.80 متر
    فاصلهٔ محوری 3.12 متر 3.10 متر
    ظرفیت سرنشین 5 نفر 7 نفر
    قیمت پایه 105,845 دلار 92,600 دلار
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • این نسل جدید ب‌ام‌و Z4 است و سازنده ادعا می‌کند Z4 جذابیت هوشمندانه‌ای برای راننده خواهد داشت. گفته‌ی ب‌ام‌و درست است: برخلاف نسل پیشین، این خودرو تلاش‌هایی برای شکست پورشه 718 باکستر S خواهد داشت.


    البته Z4 کار آسانی در پیش ندارد چراکه این کلاس پر از رقبای قدرتمند است. اگرچه ب‌ام‌و، پورشه را به عنوان سنگ محک در نظر گرفته اما رانندگان حرفه‌ای‌تر می‌توانند نگاهی هم به آلپاین A110 به سقف ثابت بیندازند. اگر هم خودرویی روباز را ترجیح می‌دهید آئودی TT رودستر یک گزینه‌ی قابل دیگر است.


    اما در این تست ب‌ام‌و Z4 M40i فول را تست کرده‌ایم که قیمت آن از حدود 49 هزار پوند شروع می‌شود و از این نظر بیشتر قیمت مشابه باکستر استاندارد دارد تا نسخه فول‌تر S.


    یک پله پایین‌تر از Z4 M40i نسخه‌ی sDrive20i با قیمت 36990 پوند و sDrive30i با قیمت 40690 پوند قرار می‌گیرد. همه‌ی این خودروها از نوع دیفرانسیل عقب بوده و با گیربکس 8 سرعته اتوماتیک عرضه می‌شوند هرچند مدل پایه در آینده با گیربکس 6 سرعته دستی هم قابل انتخاب خواهد بود.


    واضح است که مدل‌های کم‌توان‌تر هزینه‌های کمتری هم خواهند داشت. دو خودروی 20i و 30i که از پیشرانه 2 لیتری بنزینی استفاده می‌کنند بنا به گفته‌ی BMW مصرف سوخت 6.1 لیتری و آلایندگی 139 گرمی دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر دارند. البته قدرت بیشتر مدل M40i به معنی مصرف سوخت بیشتر است هرچند مصرف سوخت ادعایی 7.4 لیتری آن تقریباً مشابه با پورشه باکستر S است.


    نسل جدید ب‌ام‌و Z4 با نسل جدید تویوتا سوپرا تکامل یافته است بنابراین برخی قطعات مشترک بین آن‌ها به چشم می‌خورد. از جمله این موارد می‌توان به گیربکس ساخت ZF و پیشرانه ساخت ب‌ام‌و اشاره کرد.


    شاسی Z4 کاملاً جدید است. در سیستم تعلیق این خودرو از آلومینیوم کمک‌های بسیاری گرفته شده است. نسخه M40i به صورت استاندارد از دامپرهای تطبیقی برخوردار بوده و یک دیفرانسیل الکترونیکی نیز در سر پیچ‌ها کشش موردنیاز را تأمین خواهد کرد. فاصله‌ی 2470 میلی‌متری بین محورها نیز 25 میلی‌متر کوتاه‌تر از نسل قبل و 5 میلی‌متر کمتر از باکستر می‌باشد.


    همان‌گونه که از محصولات ب‌ام‌و انتظار می‌رود، Z4 توازن وزن عالی 50/50 را داشته و مرکز ثقل آن بسیار پایین‌تر از قبل است. یکی از دلایل مرکز ثقل پایین به سقف مربوط است که بجای نمونه‌ای فلزی نسل پیشین از نمونه‌ی سبک‌تر پارچه‌ای استفاده شده است. این سقف در 10 ثانیه و تا سرعت 50 کیلومتر در ساعت باز و بسته می‌شود. همچنین استفاده از این سقف باعث شده فضای بار با 50 درصد افزایش به 281 لیتر برسد.


    البته تنها سقف نیست که سریع عمل می‌کند. Z4 M40i از همان پیشرانه 6 سیلندر 3 لیتری توئین توربوی بکار رفته در M240i استفاده می‌کند. Z4 با این پیشرانه شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 4.4 ثانیه‌ای داشته که مشابه عملکرد پورشه باکستر S است؛ اما آن چیزی که در پورشه وجود نداشت و ب‌ام‌و آن را ارائه می‌کند صدای جذاب پیشرانه 6 سیلندر است.


    گیربکس Z4 نیز بسیار خوب بوده و تعویض‌های نرم و سریعی دارد. البته آن حالت درگیری و هیجان گیربکس 6 سرعته دستی پورشه در رقیب باواریایی وجود ندارد.


    این احساس عدم درگیر بودن در فرایند راندن خودرو در جاده نیز مشهود است. شاسی Z4 نیز همانند گیربکس عالی عمل می‌کند و با ورود به یک پیچ تند شاهد دوری دماغه از بیش فرمانی خواهید بود. البته ب‌ام‌و در مقایسه با استانداردهای فوق‌العاده بالای پورشه در دو زمینه کم می‌آورد. اولین آن‌ها فرمان است که اگرچه دقیق بوده اما کمی بی‌احساس عمل کرده و بنابراین شما بازخوردی واقعی از آنچه در زیر خودرو می‌گذرد به دست نخواهید آورد.


    دومین مشکل هم ‌وزن است. Z4 خودرویی با 1535 کیلوگرم وزن است که 150 کیلوگرم بیشتر از باکستر S مجهز به گیربکس PDK می‌باشد. آلپاین A110 تنها 1080 کیلوگرم وزن دارد بنابراین نمی‌توان این اختلاف وزن را نادیده گرفت. همین موضوع شما را به فکر می‌اندازد که اگر Z4 کمی سبک‌تر بود چه عملکرد فوق‌العاده‌ای به نمایش می‌گذاشت.


    اگرچه انتقادات از سواری Z4 عمدتاً به خاطر رقبای بسیار خوب آن است اما مشکلات موجود در کابین پررنگ‌تر هستند. اول به نقاط قوت کابین اشاره می‌کنیم: کیفیت ساخت کابین بی‌نقص بوده و سیستم اطلاعات سرگرمی هم عالی است. صندلی‌ها نیز در سفرهای طولانی راحت بوده و در مسیرهای پر پیچ و خم حمایت خوبی از بدن به عمل می‌آورند.


    اما مشکل اصلی کابین به طراحی آن بازمی‌گردد. زیبایی یک امر شخصی است اما طراحی داشبورد تقریباً با سری 3 جدید در یک راستا بوده و اگر این کابین در یک سدان 4 درب زیبا به نظر می‌رسد اما بهتر بود Z4 داشبوردی هیجان‌انگیزتر داشت. در رقبایی همچون باکستر، TT و حتی فورد موستانگ حس هیجان و حضور در خودرویی اسپورت تر به شما دست خواهد داد.


    در شک و تردید نمانید! جدیدترین نسل ب‌ام‌و Z4 از نظر دینامیک چند قدم جلوتر از نسل پیشین است. کیفیت ساخت این خودرو و البته تجهیزات بکار رفته در آن نیز بسیار پیشرفت کرده‌اند اما این خودرو در برابر رقبای بسیار قدرتمند خیلی کار راحتی در پیش ندارد. Z4 به اندازه‌ی پورشه 718 باکستر و آلپاین A110 سبک و هیجان‌انگیز نیست و فاقد هیجان و احساس یک خودروی اسپورت در این کلاس می‌باشد.

    مشخصات ب‌ام‌و Z4 M40i

    • قیمت: 49050 پوند
    • پیشرانه: 6 سیلندر 3 لیتری توربو
    • قدرت/گشتاور: 335 اسب بخار/500 نیوتون متر
    • گیربکس: 8 سرعته اتوماتیک، دیفرانسیل عقب
    • شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت: 4.6 ثانیه
    • حداکثر سرعت: 250 کیلومتر در ساعت
    • مصرف سوخت: 7.4 لیتر در هر صد کیلومتر
    • موعد عرضه: مارس 2019
    آخرین ویرایش: جمعه 25 آبان 1397 12:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ب‌ام‌و M2 هنوز هم کوچک‌ترین محصول کامل M در بازار بوده و به تازگی نسخه‌ی اسپورت تر آن با پسوند کامپتیشن عرضه شده است. این خودرو برخی از انتقادات وارده به نسخه استاندارد را رفع کرده و جانشین آن شده است.


    اما آیا این تغییرات موفق بوده‌اند؟ به منظور فهم این موضوع ما M2 کامپتیشن را در برابر یکی از رقبای سرسخت آن یعنی آئودی RS3 سدان قرار داده‌ایم.

    این خودروی جمع‌وجور اما پرفورمنس و کاربردی یک جفت در بیشتر داشته اما از نظر ایده و مفهوم به M2 کامپتیشن نزدیک است. خب کدام‌یک از این خودروهای پرفورمنس مناسب رانندگان ماهر و حرفه‌ای هستند؟

    • شاخ‌به‌شاخ

    آئودی RS3 سدان

    ب‌ام‌و M2 کامپتیشن

    مدل

    45705

    51930 قیمت (پوند)
    5 سیلندر 2.5 لیتری توربوی بنزینی 6 سیلندر 3 لیتری توربوی بنزینی

    پیشرانه

    395/480

    404/550 قدرت/گشتاور (اسب بخار/نیوتون متر)
    7 سرعته دوکلاچه اتوماتیک، چهار چرخ محرک 7 سرعته دوکلاچه اتوماتیک، دیفرانسیل عقب

    گیربکس

    3.8

    4.4 شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت (ثانیه)
    250 250

    حداکثر سرعت (کیلومتر در ساعت)

    10

    12.2 مصرف سوخت (لیتر در هر صد کیلومتر)
    رنگ سبز وایپر (2400 پوند)، پکیج استایل مشکی براق (800 پوند)، چراغ‌های جلوی ماتریکس LED (895 پوند)، شیشه‌های تیره (375 پوند)، پکیج کامفورت و صدا (995 پوند)، اگزوز اسپورت RS (1000 پوند)، صندلی‌های جلوی برقی (650 پوند)، شارژ بی‌سیم گوشی (325 پوند) پکیج کامفورت (1800 پوند)، پکیج پلاس (1800 پوند)، غربیلک فرمان گرم شونده (160 پوند)، ترمزهای M اسپورت (1350 پوند)

    آپشن ها

    • ب‌ام‌و M2 کامپتیشن

    نقاط قوت: هندلینگ درگیر کننده، پیشرانه‌ی فوق‌العاده، آپشن گیربکس دستی
    نقاط ضعف: قیمت بالا، فضای داخلی کم در مقایسه با آئودی

    ب‌ام‌و M2 کامپتیشن
    M2 کامپتیشن در مقایسه با نسخه استاندارد فوق‌العاده گیراست. سپر و جلوپنجره جدید به همراه تریم مشکی براق باعث تمایز این خودرو در مقایسه با مدل‌های استاندارد شده‌اند.

    ب‌ام‌و M2 کامپتیشن
    البته این تغییرات ظاهری تنها برای زیبایی نبوده و کاربردی هم هستند. ورودی‌های بزرگ‌تر برای خنک‌کنندگی بیشتر پیشرانه‌ی 6 سیلندر 3 لیتری توئین توربو ضروری هستند. این پیشرانه که در برادران بزرگ‌تر M3 و M4 هم بکار رفته قدرت قابل‌توجه 404 اسبی و گشتاور 550 نیوتون متری دارد. گشتاور این خودرو برای چنین خودروی کوچکی بسیار زیاد نشان می‌دهد.


    دیگر تغییرات M2 کامپتیشن شامل بازنگری در بدنه و شاسی، ترمزهای ارتقا یافته و تنظیم دوباره دیفرانسیل لغزش محدود با کنترل الکترونیکی است. قطعات سیستم تعلیق آلومینیومی سبک‌وزن هم از M4 گرفته شده‌اند و دامپرها نیز حالت غیرفعال و ثابت دارند؛ بنابراین تغییرات صورت گرفته بیشتر از آن چیزی هستند که در ابتدا تصور می‌شد.

    ب‌ام‌و M2 کامپتیشن
    شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت این خودرو در 4.4 ثانیه ثبت می‌شود که تنها شش‌دهم ثانیه کندتر از آئودی چهار چرخ محرک می‌باشد. بخشی از برتری آئودی در این بخش وجود سیستم لانچ کنترل هوشمند و سیستم چهار چرخ محرکی است که استارت فوق‌العاده‌ای به وجود می‌آورد. البته ب‌ام‌و هم از لانچ کنترل سود می‌برد.


    شایان ذکر است M2 کامپتیشن در شتاب گیری‌های دنده‌ای تندتر از آئودی بوده یا با آن برابری می‌کند. پرفورمنس ب‌ام‌و در سرعت‌های بالا فوق‌العاده است. پیشرانه 3 لیتری این خودرو در دورهای پایین عضلانی نشان داده و اگرچه صدای آن به خوبی پیشرانه 5 سیلندر آئودی نیست اما تأثیر بالای خود را می‌گذارد. البته نسبت‌های بالای دنده‌ها به این معنی است که رسیدن به ردلاین تنها در پیست امکان‌پذیر خواهد بود.

    ب‌ام‌و M2 کامپتیشن
    با تمامی این تفاسیر، M2 کامپتیشن هنوز هم برای طرفداران برنده است. معنی سخن این است که شاسی دیفرانسیل عقب این خودرو برای دریفت عالی بوده و البته چسبندگی و توازن زیادی دارد بنابراین در سر پیچ‌ها اعتمادبه‌نفس زیادی خواهید داشت.


    به دلیل سیستم تعلیق اسپورت تر، M2 کامپتیشن سفت‌تر از RS3 سدان بوده اما هرقدر که این خودرو را تحت‌فشار بگذارید بیشتر لذت خواهید بود. تنها نقطه‌ضعف این خودرو فرمان سست و بی‌حالش است. بهترین حالت فرمان در تنظیمات کامفورت است زیرا حالت‌های اسپورت و اسپورت پلاس باعث افزایش وزن فرمان و ایجاد حالت مصنوعی می‌شوند.

    نظرات آزمایش‌کنندگان

    سیستم اطلاعات سرگرمی: اینترفیس ب‌ام‌و کاربری آسانی داشته و پاسخگو است اما از اندروید اتو حمایت نمی‌کند. این سیستم یکی از بهترین نمونه‌های کلاس بوده و از صفحه‌نمایش تیز و باکیفیتی سود می‌برد.

    متریال بکار رفته: کیفیت ساخت و متریال بکار رفته در کابین خوب است اما کابین آئودی باکیفیت‌تر به نظر می‌رسد.

    صندلی‌های اسپورت: صندلی‌های راحت و اسپورت این خودرو باعث شده‌اند راننده تمرکز بیشتری روی رانندگی داشته باشد.

    • آئودی RS3 سدان

    نقاط قوت: پیشرانه باورنکردنی، توانایی استفاده در همه فصول، سواری راحت
    نقاط ضعف: هیجان کمتر در مقایسه با ب‌ام‌و، بازخورد ضعیف فرمان
    آئودی RS3 سدان
    درحالی‌که M2 کامپتیشن از پلتفرم دیفرانسیل عقب سری 2 کوپه استفاده می‌کند RS3 سدان بر پایه همان پلتفرم آئودی A3 بنا شده و بنابراین ساختار آن با اکثر محصولات دیفرانسیل جلوی این برند یکسان است. شاسی MQB منعطف گروه فولکس‌واگن اجازه استفاده از سیستم چهار چرخ محرک را به آئودی داده است.

    آئودی RS3 سدان
    این سیستم کشش باورنکردنی مخصوصاً در خط مستقیم به وجود می‌آید. بخشی از شتاب فوق‌العاده‌ی این خودرو نیز به خاطر پیشرانه‌ی 5 سیلندر فوق‌العاده‌ای است که راننده را به وجد می‌آورد.

    البته کمی تأخیر توربو وجود دارد اما با افزایش دور پیشرانه صدا نیز پرطنین‌تر شده و پیشرانه رسماً فریاد می‌زند.


    اگرچه پیشرانه آئودی خاص‌تر و جذاب‌تر از پیشرانه 6 سیلندر رقیب است اما از نظر هندلینگ نمی‌تواند به ب‌ام‌و برسد.

    آئودی RS3 سدان
    فرمان RS3 دقیق است اما بازخورد چندانی به راننده انتقال نمی‌یابد. قرار گرفتن پیشرانه بزرگ 5 سیلندر در جلو هم به معنی سنگین‌تر بودن دماغه است و درحالی‌که چسبندگی خودرو در اکثر شرایط زیاد است اما زمانی که آن را تحت‌فشار قرار دهید تمایل خودرو به کم فرمانی را حس خواهید کرد. این در حالی است که ب‌ام‌و به بیش فرمانی تمایل بیشتری دارد.

    آئودی RS3 سدان
    اما سریع راندن با RS3 سریع است. با 995 پوند شما می‌توانید سیستم تعلیق تطبیقی را سفارش دهید که واقعاً ارزشش را دارد. این سیستم تعلیق چندین حالت از نرم‌ترین تا سفت‌ترین را ارائه می‌کند.

    آئودی RS3 سدان
    خودروی حاضر در تست که از رینگ‌های 19 اینچی استفاده می‌کند راحتی خوبی داشته و توازن مناسبی بین پایداری در سر پیچ‌ها و راحتی سواری ایجاد می‌کند. درحالی‌که M2 کامپتیشن یک خودروی اسپورت فوق‌العاده خشن است اما RS3 می‌تواند در سفرها نیز راحت باشد. از آرامش و رفاه و سکوت حرف می‌زنیم.


    گیربکس 7 سرعته این خودرو هم در حالت اتوماتیک نرم بوده اما در حالت دستی و با استفاده از پدال شیفترهای روی فرمان تعویض‌های سریعی دارد. البته سیستم S ترونیک آئودی گاهی اوقات گیج می‌شود.

    نظرات آزمایش‌کنندگان

    تکنولوژی: ما صفحه‌نمایش سیستم اطلاعات سرگرمی آئودی را دوست داریم. البته خیلی به آن نیازی نخواهید داشت زیرا کاکپیت مجازی پشت فرمان همه‌چیز را نشان می‌دهد.

    گیربکس: گیربکس 7 سرعته دوکلاچه RS3 با گیربکس ب‌ام‌و برابری می‌کند اما سیستم چهار چرخ محرک آئودی کشش بیشتری دارد.

    فرمان: اگرچه فرمان آئودی سریع و مستقیم است اما برای یک خودروی پرفورمنس بی‌روح نشان می‌دهد.

    • قضاوت نهایی

    رتبه اول: ب‌ام‌و M2 کامپتیشن
    ب‌ام‌و M2 کامپتیشن
    M2 کامپتیشن خودرویی فوق‌العاده و خاص راننده است. شاسی بهبود یافته و سرعت بالای آن یک چالش جذاب برای رانندگان بوده و همین امر باعث درگیری بیشتر راننده در امر رانندگی می‌شود. پیشرانه صدای بسیار جذابی نداشته اما تأثیرگذار است. M2 کامپتیشن بی‌شک بهترین ساخته‌ی M تاکنون است.

    رتبه دوم: آئودی RS3 سدان
    آئودی RS3 سدان
    مهم‌ترین جنبه‌ی آئودی RS3 تجربه رانندگی آن است. این خودرو کاراکتر فوق‌العاده‌ای داشته و اگرچه سواری بهتر و فضای داخلی بیشتری در مقایسه با M2 کامپتیشن داشته اما قافیه را به رانندگی درگیر کننده تر و جذاب‌تر ب‌ام‌و می‌بازد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • اگر خبرهای جدیدی که درباره‌ی نسل جدید شورولت کوروت C8 منتشر شده صحیح باشند، این خودروی پیشرانه وسط با بهای پایه‌ی 169 هزار دلاری برای یکی از نسخه‌های پرچم‌دار عرضه خواهد شد. این قیمت بی‌شک برای یک کوروت کاملاً عجیب‌وغریب است.


    کوروت همواره به عنوان یک خودروی اسپورت که قیمت بسیار مناسبی دارد شناخته شده است. پرفورمنس نسل‌های گوناگون کوروت معمولاً در حد و اندازه‌های محصولات گران‌تر بوده است.

    اما تولید کوروت پیشرانه وسط آغاز کننده‌ی عصر جدیدی برای این خودرو نمادین آمریکایی بوده و بنابراین ارائه‌ی چنین پرفورمنس فوق‌العاده‌ای با هزینه‌ی بالایی همراه خواهد بود که اجتناب‌ناپذیر است. به همین خاطر برچسب قیمت 170 هزار دلاری برای این خودرو خیلی غیرمعقول به نظر نمی‌رسد.


    انتظار می‌رود نسل جدید کوروت C8 با سه و یا چهار پیشرانه عرضه شود. مدل‌های پایه از پیشرانه‌ی 8 سیلندر 6.2 لیتری LT1 به‌روز شده عرضه خواهند شد که قدرت حدود 500 اسب بخاری خواهد داشت. گران‌ترین مدل کوروت جدید هم دارای پیشرانه‌ی 8 سیلندر جدیدی خواهد بود که دارای دو نسخه تنفس طبیعی و توئین توربو بوده و قدرت آن‌ها به ترتیب 600 و 800 اسب بخار است.

    اما چهارمین عضو خانواده‌ی پیشرانه‌های کوروت بنا به خبرهای منتشر شده اضافه شدن یک پیشرانه الکتریکی 200 اسب بخاری به پیشرانه توئین توربو است که C8 را به یک هیولای 1000 اسب بخاری چهار چرخ محرک تبدیل می‌کند.


    با توجه به این نکته‌ها، داشتن یک خودروی 1000 اسبی و حتی 800 اسبی با بهای 170 هزار دلاری کاملاً مناسب به نظر می‌رسد. خب پس از این مقدمه نسبتاً مفصل بیایید نگاهی به رقبای کوروت 170 هزار دلاری بیندازیم.

    • آکورا NSX

    پیشرانه: 6 سیلندر 3.5 لیتری هیبریدی 573 اسب بخاری
    قیمت: 159300 دلار

    چه میزان از تکنولوژی را می‌توان در یک سوپرکار جا داد؟ خب اگر آکورا باشید خیلی زیاد! پیشرانه 6 سیلندر 3.5 لیتری توئین توربوی این خودرو با سه پیشرانه الکتریکی ترکیب شده و یک موشک چهار چرخ محرک را ایجاد کرده است.

    • آئودی R8 V10 کواترو S ترونیک

    پیشرانه: 10 سیلندر 5.2 لیتری 532 اسب بخاری
    قیمت: 164900 دلار

    خودروی پرفورمنس الهام‌بخش آئودی یکی از جذاب‌ترین سوپرکارهای بازار بوده و پرفورمنس فوق العاده را با صدای بسیار جذاب ترکیب کرده است. پیشرانه 10 سیلندر تنفس طبیعی R8 یکی از خوش‌صداترین‌های بازار است.

    • مک لارن 570S

    پیشرانه: 8 سیلندر 3.8 لیتری 562 اسب بخاری
    قیمت: 188600 دلار

    محصول پایه‌ی مک لارن به سادگی یکی از گران‌ترین‌های این گروه است اما خب با خرید آن صاحب خودرویی می‌شود که شاسی کربنی و طراحی پیشرانه وسط داشته و لوگوی مک لارن بر پیشانی آن می‌درخشد.

    • مرسدس-ای ام جی GT R

    پیشرانه: 8 سیلندر 4 لیتری 577 اسب بخاری
    قیمت: 157 هزار دلار

    این هیولای آلمانی یکی از جذاب‌ترین ساخته‌های مرسدس بوده و تمرکز آن روی سرعت را می‌توان با خودروهای گران‌تر از خودش مقایسه کرد. GT R ثابت کرده یکی از سریع‌ترین سوپرکارها در چالش‌برانگیزترین پیست مشهور سراسر دنیا می‌باشد.

    • پورشه 911 توربو

    پیشرانه: 6 سیلندر 3.8 لیتری 540 اسب بخاری
    قیمت: 161800 دلار

    911 توربو چاقوی سوئیسی دنیای سوپر اسپورت هاست. شاید این خودرو تیزترین و سریع‌ترین نسخه 911 نباشد اما لذت رانندگی و پرفورمنس فوق‌العاده‌ای در جاده و پیست دارد. این خودرو کیفیت سواری خوب، میدان دید عالی و راحتی زیادی در ترددهای شهری و روزمره دارد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • شورولت همچنان به قلدر کردن پیکاپ میان سایز و سرسخت کلرادو ادامه می‌دهد. اگر کلرادو ZR2 بایسون جدید نظر شما را به خود جلب نکرده می‌توانید به بخش پرفورمنس شورولت سر زده و 15 قطعه‌ی مسابقه‌ای برای تیونینگ این خودرو را سفارش دهید.


    مارک دیکنز مدیر بخش پرفورمنس، قطعات و لوازم جانبی شورولت در بیانیه‌ای اعلام کرده است: “این قطعات را می‌توان به‌صورت جداگانه و بر مبنای نیاز مصرف‌کنندگان و یا به‌صورت یک پکیج کامل تهیه کرد.”

    عمده تمرکز قطعات مسابقه‌ای شورولت روی بهبود سیستم تعلیق این پیکاپ بوده است. از جمله‌ی قطعات موردبحث می‌توان به دامپرهای بازنگری شده ی مولتی ماتیک DSSV اشاره کرد. این قطعه برای اکسل جلو 4187 دلار قیمت می‌خورد و البته کورس حرکت سیستم تعلیق در مقایسه با نسخه استاندارد کلرادو ZR2 را 15 درصد افزایش می‌دهد. همچنین دامپرهای اکسل عقب نیز با بهای 4 هزار دلاری در دسترس بوده و شعاع حرکتی سیستم تعلیق را 10 درصد افزایش می‌دهد.


    برای عبور بهتر از دست اندازهای شدیدتر می‌توان شوک‌های جدید را نیز سفارش داد. این شوک‌های ضربه‌گیر قیمت 1231 و 1543 دلاری برای اکسل‌های جلو و عقب دارند. همچنین می‌توان سیستم فنرهای تخت 2062 دلاری را سفارش داد که باعث بهبود عملکرد کلرادو ZR2 می‌شوند.

    به منظور افزایش هرچه بیشتر ارتفاع پیکاپ از سطح زمین، فنرهای تخت ویژه با بهای 3312 دلاری در دسترس هستند. ارتفاع بخش عقب با سفارش این مجموعه 30 میلی‌متر افزایش می‌یابد. با وجود شوک‌های DSSV هم 279 میلی‌متر دیگر بر ارتفاع کلرادو ZR2 از سطح زمین افزوده می‌شود.


    البته برخی بهبودها در مجموعه قوای محرکه هم به چشم می‌خورد. میل‌لنگ فولادی 518 دلاری بهبود واضحی در مقایسه با نسخه استاندارد محسوب می‌شود. البته شورولت شفت‌های جدیدی را نیز تدارک دیده که لرزش‌های فرمان در زمان تغییر جهت‌های سریع را کاهش می‌دهد. بهای این شفت‌ها هنوز اعلام نشده است.

    بسیاری از قطعات یاد شده هم‌اکنون در دسترس بوده و بقیه نیز در سال 2019 عرضه خواهند شد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • هم‌اکنون بیش از سه سال و نیم از زمانی که آستون‌مارتین در نمایشگاه ژنو 2015 کانسپت DBX را رونمایی کرد می‌گذرد و حالا سازندهٔ بریتانیایی رسماً پیش‌نمایشی از اولین کراس‌اوور تولیدی تاریخ خود را ارائه کرده است. بدین منظور، آستون‌مارتین یک ویدئو و چند تصویر از آزمایش پروتوتایپ DBX در مسیرهای شنی و خاکی منتشر کرده است. همچنین برخلاف گزارش‌های قبلی، آستون تأیید کرده است که نسخهٔ تولیدی این کراس‌اوور رسماً DBX نام خواهد داشت. در این نام، حروف DB که طبق سنت آستون، از نام دیوید براون، مالک سابق این شرکت گرفته شده و حرف X هم به کراس‌اوور اشاره دارد.

    هرچند در ویدئو و تصاویری که از DBX منتشر شده، خودرو با پوشش‌های استتاری پنهان شده است اما بااین‌حال می‌توان ویژگی‌های کلی طراحی آن‌را مشاهده کرد. همان‌طور که انتظار می‌رفت، DBX تولیدی استایل بسیار متعارف‌تری نسبت به نسخهٔ کانسپت سه‌در دارد و به نمونه‌ای پنج‌در تبدیل شده است. در نمای جلویی خودرو نیز با نگاه به جلوپنجره، هرکسی متوجه می‌شود که این یک آستون‌مارتین است. در این نما، فرم چراغ‌ها شباهت زیادی به نسل جدید مدل ونتیج دارند درحالی‌که در دیگر قسمت‌ها هم شباهت‌هایی با جدیدترین محصولات این برند بریتانیایی یعنی مدل‌های DB11 و DBS سوپرلگرا دیده می‌شود.

    هرچند نمونه‌ای که در تصاویر دیده می‌شود یک پروتوتایپ است اما همهٔ قطعات آن نهایی نیستند مثل چراغ‌های عقب که فرم دایره‌ای ساده‌ای دارند و مطمئناً چراغ‌های اصلی به این شکل نخواهند بود؛ بنابراین ممکن است قطعات زیادی در نمونهٔ تولیدی نهایی با این پروتوتایپ متفاوت باشند. درهرحال DBX در مناطق سختی در سراسر جهان مثل بیابان‌های سوزان خاورمیانه و قطب شمال مورد آزمایش قرار گرفته است. همچنین برای انجام آزمایش‌های سرعت بالا، خودرو به اتوبان‌های آلمان و پیست نوربرگ‌رینگ بُرده شده و آزمایش‌های ارتفاع بالا نیز در کوه‌های آلپ صورت گرفته است.

    آستون‌مارتین اطلاعاتی در مورد مشخصات فنی DBX منتشر نکرده اما انتظار می‌رود این کراس‌اوور روی همان پلت‌فرم سدان و اس‌یووی لاگوندا ساخته شود که در سال 2021 در کارخانهٔ آستون‌مارتین در ولز در کنار DBX تولید خواهند شد. هرچند این شرکت برنامه‌های زیادی برای استفاده از قوای محرکهٔ الکتریکی در محصولات خود دارد اما DBX در ابتدا با پیشرانهٔ V12 خود آستون و V8 آام‌گ به بازار عرضه می‌شود؛ اما علاوه بر پیشرانه، سیستم الکتریکی DBX هم از مرسدس بنز گرفته می‌شود.


    با توجه به تمایل فوق‌العادهٔ این روزهای بازار به شاسی‌بلندهای لوکس، بدون شک DBX محصول مهمی برای آستون‌مارتین خواهد بود. البته این کراس‌اوور بریتانیایی در بازار کار سختی را پیش رو خواهد داشت چراکه باید با رقبای قدرتمند و سرسختی مثل لامبورگینی اوروس، مازراتی لوانته و بنتلی بنتایگا به رقابت بپردازد درحالی‌که در آینده به این جمع کراس‌اوور فراری هم اضافه خواهد شد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چندی پیش تویوتا در اقدامی تعجب‌برانگیز اعلام کرد که در نمایشگاه خودروی لس‌آنجلس مدل‌های کمری و آوالون TRD را معرفی خواهد کرد. این اقدام ازآن‌جهت تعجب‌برانگیز است که تویوتا تاکنون نسخهٔ TRD را صرفاً برای پیکاپ‌ها و اس‌یووی‌های خود ارائه می‌کرد اما حالا قصد دارد از این نام برای سدان‌ها هم استفاده کند. درهرحال، پیش از آغاز نمایشگاه لس‌آنجلس، سازندهٔ ژاپنی کمری و آوالون TRD را معرفی کرده است.

    تصاویری که از آوالون TRD منتشر شده، ظاهری تهاجمی با تریم مشکی براق، رکاب‌های جانبی اسپرت و رینگ‌های آلیاژی منحصربه‌فرد را نشان می‌دهند. نمای اسپرت در کابین خودرو هم ادامه پیدا کرده و آوالون به صندلی‌های چرمی با دوخت قرمز، نشان قرمزرنگ TRD روی پشت‌سری‌ها، کمربندهای ایمنی قرمزرنگ و کف‌پوش‌های ویژه مجهز شده است.

    عمدهٔ ویژگی‌های کمری TRD هم با آوالون یکسان است اما سقف مشکی‌رنگ و نمای عقبی تهاجمی‌تر با دیفیوزر مشکی براق، یک بال عقب و سیستم اگزوز TRD هم در آن دیده می‌شود. در داخل کمری نیز مثل آوالون چرم مشکی و قرمز به همراه نشان TRD روی کف‌پوش‌ها کار شده است.

    تویوتا فعلاً اطلاعاتی در مورد مشخصات فنی این سدان‌های اسپرت منتشر نکرده است اما احتمالاً تغییری در پیشرانهٔ آوالون TRD ایجاد نشده و این سدان فول سایز همچنان از همان پیشرانهٔ 3.5 لیتری V6 با 305 اسب بخار قدرت و 360 نیوتن متر گشتاور استفاده می‌کند. از سوی دیگر، کمری TRD هم احتمالاً به پیشرانهٔ 2.5 لیتری چهار سیلندر یا 3.5 لیتری V6 مجهز خواهد بود. البته با توجه به شخصیت اسپرت خودرو، موتور دوم گزینهٔ محتمل‌تری است. این همان پیشرانهٔ مورداستفاده در آوالون است.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • نسل جدید ب‌ام‌و سری 3 که با کد داخلی G20 شناخته می‌شود، رسماً در نمایشگاه پاریس 2018 رونمایی شد و فروش آن از بهار 2019 آغاز می‌شود؛ اما کار این سدان کامپکت باواریایی در بازار چندان آسان نیست زیرا با رقبای سرسختی از کشورهای مختلف روبرو خواهد بود. در ادامه می‌توانید اصلی‌ترین رقبای نسل جدید سری 3 را ملاحظه کنید.

    آلفارومئو جولیا

    آلفارومئو جولیا در سال 2016 به بازار آمد و بنابراین هنوز هم در بخش سدان‌های پریمیوم خودروی جدیدی محسوب می‌شود. با استایل شیک و پیشرانه‌های قدرتمند که تا 510 اسب بخار نیرو دارند، جولیا یکی از سخت‌ترین رقبای سری 3 خواهد بود. البته این سدان ایتالیایی حدود 4.6 سانتیمتر از ب‌ام‌و کوتاه‌تر است اما این چیزی نیست که خریداران را از خرید آن منصرف کند. همچنین همانند سری 3، برای جولیا هم سامانهٔ چهارچرخ محرک قابل سفارش است که کشش آن‌را در شرایط آب‌وهوایی نامساعد بهبود می‌بخشد.

    آئودی A4

    درحالی‌که آئودی A4 در همان سگمنت سری 3 قرار می‌گیرد اما تفاوت عمده‌ای با رقیب باواریایی خود دارد که آن ترکیب انتقال قدرت دیفرانسیل جلوی آن است. البته بسیاری از خریداران A4 سامانهٔ چهارچرخ محرک معروف کواترو را برای آن سفارش می‌دهند. یکی از اعضای قدرتمند خانوادهٔ A4، مدل S4 با پیشرانهٔ 3 لیتری V6 توربوشارژ 354 اسب بخاری است که رقیب ب‌ام‌و M340i محسوب می‌شود؛ بنابراین S4 از رقیب مستقیم خود یعنی ب‌ام‌و M340i با پیشرانهٔ 3 لیتری شش سیلندر خطی 382 اسب بخاری کمی ضعیف‌تر است.

    اینفینیتی Q50

    اینفینیتی Q50 در سال 2013 به بازار آمده و به همین دلیل یکی از قدیمی‌ترین خودروها در بخش سدان‌های پریمیوم محسوب می‌شود اما سازندهٔ ژاپنی، Q50 را برای مدل 2018 فیس‌لیفت کرده تا همچنان توانایی رقابت آن در بازار را حفظ کند. ارتقاءهایی که طی این فیس‌لیفت انجام گرفته شامل چراغ‌های جلوی LED با نمای بهتر و ارائهٔ سیستم نیمه خودران ProPilot می‌شود. همانند سری 3، Q50 هم در حالت استاندارد به‌صورت دیفرانسیل عقب عرضه می‌شود اما امکان سفارش سامانهٔ چهارچرخ محرک برای آن وجود دارد. پیشرانهٔ پایهٔ این سدان لوکس ژاپنی از نوع 2 لیتری چهار سیلندر توربو با 210 اسب بخار قدرت است اما در مدل بالا ردهٔ Red Sport پیشرانهٔ قوی‌تر 3 لیتری V6 توربو با 405 اسب بخار قدرت ارائه می‌گردد.

    بیوک رگال

    بیوک رگال که در اصل نسخهٔ ری‌بج شدهٔ اوپل اینسیگنیا است، از سال 2017 با نسل جدید خود به بازار آمده و سدان کاملاً تازه‌نفسی است. پلت‌فرم رگال هم مانند آئودی A4 از نوع دیفرانسیل جلو است اما می‌توان سامانهٔ چهارچرخ محرک را هم برای آن سفارش داد. پیشرانهٔ پایهٔ این سدان لوکس آمریکایی یک واحد 2 لیتری چهار سیلندر توربو با 250 اسب بخار قدرت است اما کسانی که خواهان نیروی بیشتری هستند می‌توانند مدل اسپرت GS را انتخاب کنند که از پیشرانهٔ 3.6 لیتری V6 تنفس طبیعی با 310 اسب بخار قدرت استفاده می‌کند. این مدل به‌صورت استاندارد به سامانهٔ چهارچرخ محرک مجهز است.

    جگوار XE

    پس خاتمهٔ تولید مدل بدنام و ناموفق X تایپ، جگوار رقیبی برای سری 3 در سبد محصولات خود نداشته است؛ اما چند وقتی است که مدل XE به بازار آمده و خوشبختانه بسیار بهتر است X تایپی است بر اساس پلت‌فرم فورد موندئو ساخته شده بود؛ مانند سری 3، سدان کامپکت جگوار هم در تیپ پایه به‌صورت دیفرانسیل عقب ارائه می‌شود اما امکان سفارش سامانهٔ چهارچرخ محرک برای آن وجود دارد. XE با پیشرانه‌های 2 لیتری چهار سیلندر توربو با 250 یا 300 اسب بخار قدرت، 3 لیتری V6 سوپرشارژ با 380 اسب بخار قدرت و 2 لیتری چهار سیلندر توربودیزل با 180 اسب بخار قدرت به بازار عرضه می‌شود.

    لکسس IS

    نسل کنونی لکسس IS از سال 2014 تاکنون در بازار حضور دارد. هرچند این زمان زیادی به نظر نمی‌رسد اما بخش رقابتی سدان‌های پریمیوم به‌سرعت در حال پیشرفت است و به همین دلیل، IS با استانداردهای فعلی قدیمی به نظر می‌رسد زیرا فاقد ویژگی‌هایی مثل صفحه آمپر دیجیتالی است که این روزها به ویژگی معمولی در خودروها تبدیل شده است. مدل پایهٔ IS از یک موتور 2 لیتری توربوشارژ چهار سیلندر با 240 اسب بخار قدرت استفاده می‌کند اما مدل قوی‌تری با پیشرانهٔ 3.5 لیتری V6 تنفس طبیعی هم قابل خریداری است که 310 اسب بخار قدرت دارد. IS در حالت استاندارد خودرویی دیفرانسیل عقب است اما برای هردو موتور امکان سفارش سامانهٔ چهارچرخ محرک وجود خواهد داشت.

    مرسدس بنز C کلاس

    نسخهٔ فیس‌لیفت شدهٔ مرسدس بنز C کلاس با تکنولوژی‌های پیشرفته‌تر از ماه فوریهٔ امسال به بازار آمد. این سدان اشتوتگارتی با 4.69 متر طول، کمی کوتاه‌تر از سری 3 است اما مانند رقیب باواریایی در دو نسخهٔ دیفرانسیل عقب یا چهارچرخ محرک قابل خریداری است. خریداران همچنین می‌توانند از بین پیشرانه‌های چهار، شش و هشت سیلندر C کلاس نمونهٔ موردنظر خود را انتخاب کنند. قوی‌ترین عضو خانوادهٔ این ماشین نیز مدل C63 AMG با 510 اسب بخار قدرت است که رقیب M3 خواهد بود.

    ولوو S60

    نسل جدید ولوو S60 به‌زودی از کارخانهٔ جدید ولوو در کارولینای جنوبی خارج شده و مدت کوتاهی قبل از سری 3 راهی بازار خواهد شد. این سدان سوئدی هم مانند آئودی و بیوک در تیپ پایه به‌صورت دیفرانسیل جلو عرضه می‌شود اما سامانهٔ چهارچرخ محرک هم برای آن در نظر گرفته شده است. مدل پایهٔ S60 از پیشرانهٔ 2 لیتری چهار سیلندر توربوشارژ آشنای ولوو استفاده می‌کند که 250 اسب بخار قدرت دارد درحالی‌که همین موتور به لطف تجهیز به توربوشارژر و سوپرشارژر در مدل T6 قدرتی برابر با 320 اسب بخار تولید می‌کند. بالاترین مدل S60 با نام T80 نیز به قوای محرکهٔ پلاگین‌هیبریدی با 420 اسب بخار قدرت مجهز است.

    فولکس‌واگن پاسات

    در ایالات‌متحده، به‌احتمال‌زیاد کسی بین خرید فولکس‌واگن پاسات و ب‌ام‌و سری 3 مردد نخواهد بود اما نسخهٔ اروپایی پاسات خودروی کاملاً متفاوتی از همتای آمریکایی خود است. پاسات در آلمان پرفروش‌ترین خودرو در کلاس خودش است درحالی‌که از لحاظ حجم صندوق بار با ظرفیت 590 لیتر، سری 3 با 480 لیتر را مغلوب می‌کند. همچنین پاسات هم‌اکنون در نسخهٔ پلاگین‌هیبریدی هم ارائه می‌شود درحالی‌که خریداران اروپایی برای عرضهٔ سری 3 پلاگین‌هیبریدی باید چندین ماه صبر کنند.

    ب‌ام‌و سری 3

    نسل جدید سری 3 برای رقابت با رقبای مذکور ارتقاءهای زیادی را تجربه کرده است. مثلاً این سدان کامپکت آلمانی بزرگ‌تر از قبل شده و هم‌اکنون 4.71 متر طول دارد. نیمی از این افزایش در فاصلهٔ محوری اعمال شده و به همین دلیل سری 3 در داخل فضای بیشتری را ارائه می‌کند. نسل جدید این خودرو در بازارهای بین‌المللی با طیفی از موتورهای بروز شده شامل دو نمونهٔ بنزینی و دو نمونهٔ دیزلی چهار سیلندر به همراه یک واحد شش سیلندر خطی دیزلی می‌شود. چند ماه بعد از عرضه به بازار، یک پیشرانهٔ شش سیلندر خطی بنزینی و همین‌طور یک نسخهٔ پلاگین‌هیبریدی هم ارائه خواهد شد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • طی ۶۰ سال گذشته روکُن به‌جای استفاده از طرح‌های رادیکال و هیجان‌انگیز، توجه خود را معطوف به تکامل دقیق و تصحیح پیوسته نواقص موتورسیکلت دوچرخ محرک تریل بریکر کرده است. نتیجه این تلاش مستمر، تولید یک اسطوره است.


    ماشینی مشهور به‌سادگی که به انتخاب ارتش‌های جهان بدل شده است.


    این آفرودر دوچرخ هنوز به طرح اصلی مخترع خود چارلز فِن وفادار مانده اختراعی که برای عبور از روی زمین‌های شکنجه‌گر طراحی‌شده است.


    تام بلیز مدیرعامل روکُن اینترنشنال: تریل بریکر اصلی تنها دو عیب داشت و آن‌هم سروصدا و ناراحتی آن بود.

    این شرکت برای اولین بار در سال ۱۹۹۴ میلادی با معرفی مدل رنجر که از موتور چهارزمانه 5.5 اسب بخاری هوندا استفاده می‌کرد شناخته شد.


    تریل بریکرهای مدرن از موتور قدرتمندتر کوهلر با ۷ اسب بخار توان استفاده می‌کنند و برای حل مشکل ناراحتی نیز محور جلو مجهز به سیستم تعلیق هوشمندی شده که با سیستم انتقال قدرت جلو همکاری می‌کند.

    تاریخچه

    اولین تریل بریکر در صنایع نیدرکات واقع در کالیفرنیا ساخته شد اما در سال ۱۹۶۳ میلادی بعد از انتقال خط تولید به ورمونت تولیدات افزایش یافت. این کارخانه قبل از انتقال به نیوهمپشابر طی دهه‌ها گسترش پیدا کرد.

    موتور

    موتور کوهلر تریل بریکرهای مدرن دارای دو نوع استارت برقی و هندلی است.

    بلیز: ما سرعت را فدای گشتاور کردیم تا ظرفیت بار را افزایش دهیم.

    این موتورسیکلت توانایی حمل ۲۷۰ کیلوگرم بار روی شاسی، کشیدن ۱۳۶۰ کیلوگرم با تریلر و ۳۶0 کیلوگرم بر روی سطح زمین را دارد.

    طراحی

    در حال حاضر ۵ مدل از این غول بی شاخ و دم تولید می‌شود. از مدل Scout به‌عنوان ضعیف‌ترین مدل تا مدل Rokon به‌عنوان جان‌سخت‌ترین مدل. قوی‌ترین مدل دارای کیت تعمیر و نگهداری موتورسیکلت، وسایل نجات و وسایل آشپزی است.

    امکانات

    روکُن دارای اتصال سه‌نقطه‌ای (اتصال مخصوص انواع تراکتور) و توانایی تبدیل به پمپ مایعات و ژنراتور برق است.


    با استفاده از اتصال سه‌نقطه‌ای، این موتورسیکلت عملاً تبدیل به تراکتور می‌شود و توانایی استفاده از وسایلی همچون گاوآهن و پخش‌کننده کود را نیز دارد.


    چرخ‌های توخالی این چاقوی سوئیسی هر یک توانایی حمل 9.5 لیتر آب یا سوخت رادارند.

    درنتیجه به‌صورت بالقوه باعث افزایش ۳۲۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتری حداکثر مسافت قابل پیمایش می‌گردند.

    بلیز اعتراف می‌کند که مدل کسب‌وکار شرکت چندان سودآور نیست.

    سود شرکت‌های سازنده‌ی موتورهای چهارچرخ درفروش محصولاتشان نیست، بلکه بیشتر درآمد آن‌ها از تعمیرات محصولاتشان به دست می‌آید.

    او می‌گوید ما مخالف این کار هستیم، مشتریان ما به خاطر طول عمر بیشتر محصولات ما، نسبت به عمر ۵ تا ۷ سال انواع مشابه، مشتری ما شده‌اند.

    دستاوردها

    دولت محلی از روکُن برای کنترل حشرات ناقل بیماری استفاده می‌کند.

    کشاورزان از آن برای بازرسی ردیف‌های کشت یا دسترسی به زمین‌های دور از دسترس به کار می‌برند.

    گروه‌های جستجو و نجات از تریل بریکر برای جستجو و دسترسی سریع به افراد گمشده یا کوهنوردان مجروح استفاده می‌کنند.

    نیروهای نظامی نیز برای انتقال تجهیزات و عملیات شناسایی آن را مورداستفاده قرار می‌دهند.


    این موتورسیکلت‌ها در میان برف‌های رشته‌کوه آند واقع در شیلی و در منطقه تقریباً غیرقابل‌عبور دارین (Darien Gap) بین پاناما و کلمبیا رانده‌شده‌اند.

    این وسیله آزادی درحرکت، است آزادی در اکتشاف. اگر شما در کشوری زیبا و هیجان‌انگیز زندگی می‌کنید، قابلیت‌های حرکتی و توانایی اکتشاف این وسیله برایتان اعتیادآور خواهد بود.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 5 1 2 3 4 5