منوی اصلی
مجله فوق تخصصی صنعت و طراحی خودرو
  • اولین سوالی که با مشاهده این جانور در ذهن متبادر می‌شود، این است که چه مقدار لوازم جانبی کارخانه‌ای را می‌توان برای M2 Pure سفارش داد؟ این مقدار برای خودروی مورد بررسی در اینجا، تا 22 هزار دلار هزینه در برداشته و قیمت آن را به 116 هزار دلار خواهد رساند. قیمت مدلی دیگر از M2 Pure با احتساب هزینه 3090 دلاری آپشن‌هایی نظیر: آی درایو6، چراغ‌های Bi-LED و برخی تجهیزات دیجیتال دیگر به 93,300 دلار استرالیا می‌رسد.

    ب‌ام‌و M2
    خودروی مورد آزمایش ما به تجهیزات و آپشن‌های ذیل مسلح شده است:
    تزیینات فیبر کربنی برای بخش‌هایی از نمای جلو، اسپویلر عقب و قاب آینه‌ها به ارزش 4817 دلار،
    جلوپنجره مشکی براق(440دلار)، سیستم اگزوز M پرفورمنس به همراه سراگزوزهای تیتانیومی 80 میلیمتری(6085 دلار)، غربیلک فرمان M پرفورمنس روکش شده با الکانترا(1088.66دلار)، رینگ‌های سبک آلیاژی به همراه تایرهای میشلین اسپرت کاپ2 به ارزش 9288 دلار.

    ب‌ام‌و M2
    همانطور که بسیاری از هواداران ب‌ام‌و اطلاع دارند، M2 به طور گسترده از پیشرانه 3 لیتری، شش سیلندر خطی تویین پاور توربوشارژ استفاده می‌کند و در اینجا این پیشرانه قادر است تا معادل 365 اسب بخار توان خروجی حاصل نماید و 465 نیوتن-متر گشتاور ایجاد کند. این نیرو توسط گیربکس شش سرعته دستی به چرخ‌های عقب منتقل می‌شود و اگر شما علاقه‌ای به آن ندارید می‌توانید با پرداخت مبلغ 6000دلار، از گیربکس اتوماتیک دوکلاچه که در نسخه معمولی M2 به کار گرفته می‌شود، بهره ببرید. شتاب صفر تا صد این خودرو با گیربکس دستی برابر 4.5 ثانیه و در حالت اتوماتیک برابر 4.3 ثانیه است. این بدان معناست که M2 PURE به میزان 0.1 ثانیه از M240i، با 16500 دلار بهای کمتر و مجهز به پیشرانه شش سیلندر با توان 335 اسب بخار و گشتاور 500 نیوتن-متر، سریعتر است.

    ب‌ام‌و M2
    اگرچه شکی در عملکرد عالی پیشرانه و قدرت پیش‌برنده موثر آن نیست، اما آیا این موارد برای عشق‌ورزی کافی بنظر می‌رسد؟ M2 معمولی از نظر صدای اگزوز چندان قانع کننده نیست اما خودروی ما از پکیج اگزوز Mپرفورمنس دوگانه بهره می‌برد که یک امتیاز ویژه در عشق ورزی محسوب می‌شود. این سیستم از یک سوپاپ سایلنسر ضدزنگ بهره می‌برد و شما قادر هستید تا از درون کابین، آن را به دو حالت اسپرت و یا Track تنظیم نمایید که هرکدام غرش و طنین زیبای خود را به گوش شما خواهند رساند.

    ب‌ام‌و M2
    جعبه دنده دستی 6MT H-pattern با اهرم تعویض دنده بسیار عالی ملبس به آلکانترا، بسیار خوب عمل می‌کند.
    از نظر دینامیکی این خودرو دارای تجهیزات ذیل است:
    سرکمک‌های اتصال دوگانه در جلو و اکسل عقب از نوع بازویی چندگانه، سیستم فرمان سرووترونیک M، پارامترهای قابل تغییر سیستم کنترل پایداری، نگاشت تطبیق‌پذیر دریچه گاز و زمان تعویض دنده، دیفرانسیل فعال M.

    ب‌ام‌و M2
    دیفرانسیل زیرک عقب، گشتاور تولیدی توسط پیشرانه را از طریق اکسل عقب به جایی که نیازمندی بیشتری به آن باشد، ارسال می‌کند. کاربرد کلمه فعال برای دیفرانسیل نیز به معنی ارزیابی شرایط مسیر توسط سنسورهای مربوطه است. زیرکی دینامیکی نیز ناشی از آسودگی، فروتنی و در عین حال سرسختی این خودرو است. در رانندگی روزمره، برحسب دستورات شما و نحوه رانندگی‌تان، هر دو حالت قابل دسترسی است اما با این وجود، به دلیل عدم بهره‌گیری از کمک‌فنرهای فعال، بخش سرسخت بر نیمه دیگر برتری دارد.

    ب‌ام‌و M2
    درحقیقت هم‌نشینی با این خودرو بر بسیاری از اتومبیل‌های دیگر نظیر فورد فوکوس RS و مرسدس AMG A45 برتری دارد؛ در واقع M2 چاقویی تیز و برنده است اما آسیبی نمی‌رساند.

    ب‌ام‌و M2
    در حالت اسپرت و اسپرت پلاس با وجود استفاده از لاستیک‌های چسبنده، در هنگام فشار زیاد به پدال گاز،شاهد تکان شدید قسمت عقب خودرو هستیم. عبور از پیچ‌های متوسط، یادآور عملکرد پورشه کیمن است که البته M2 بخوبی از پس آن بر می‌آید. «اطمینان بخش» عبارتی است که می‌توان برای این موقعیت بکار برد.

    ب‌ام‌و M2
    غربیلک فرمان در دست بسیار باشکوه است و سیستم سرووترونیک در تعامل مستقیم با راننده قرار دارد اما عملکرد کلی مجموعه فرمان نسبت به پورشه کیمن در رتبه پایین‌تری جای می‌گیرد. کالیپرترمزهای چهار پیستون جلو با دیسک های 380 میلیمتری و گونه دو پیستون در عقب، حس دلپذیر و اطمینان‌بخشی را به راننده منتقل می‌نمایند.

    ب‌ام‌و M2
    داخل کابین چندان لوکس بنظر نمی‌رسد و شرکت سازنده در این نسخه راه قناعت را در پیش گرفته است. از موارد حذف شده در این نسخه نسبت به نمونه معمولی، می‌شود به فقدان چراغ‌های LED تطبیق پذیر، صندلی‌های برقی، سیستم کیلس و سیستم صوتی بزرگتر Harman/Kardon اشاره کرد. صندلی‌های چرمی با دوخت آبی رنگ و غربیلک فرمان که به صورت دستی قابل تنظیم هستند، نشان از قابلیت تنظیم ارگونومی برای هر شخصی با هر ویژگی فیزیکی دارند.


    سیستم اطلاعات سرگرمی آی درایو6 نیز از طریق کلید چرخان روی کنسول قابل کنترل است. عملکرد سیستم‌های صوتی، مسیریابی و کنترل تهویه چنگی به دل نمیزند. در کل چیز خاصی برای باز شدن دهان شما از فرط تعجب وجود نخواهد داشت، اما همه چیز در سر جای خودش بوده و در حقیقت با یک کابین متعادل طرف هستیم. البته پدال‌های جذاب آلیاژی را که جزو نکات تحسین‌برانگیز کابین محسوب می‌شوند، نباید از قلم انداخت. همچنین یک نمایشگر سرعت‌شمار جدید با محتویات ویژه M که تا 300کیلومتربرساعت و 7000 دور در دقیقه، درجه‌بندی شده است را نیز بایستی به لیست محدود تکنولوژی‌های کابین این خودرو اضافه نمود. در ضمن صندلی‌های عقب بیشتر مناسب کودکان هستند و بزرگسالان قطعا ردیف جلو را ترجیح خواهند داد. فضای صندوق عقب نیز درحدود 390 لیتر حجم را در اختیار شما می‌گذارد تا باروبنه‌تان را در آن جای دهید.
    در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اگرچه صرف مبلغی در حدود 20هزار دلار بیشتر، برای تصاحب این نسخه از M2 Pure، کمی نامانوس به نظر می‌رسد اما باید گفت که اگر به خودروهای پرفورمنس علاقه دارید، به این یکی نیز عشق خواهید ورزید و هیجانی متمایز را تجربه خواهید کرد.

    منبع: caradvice

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • در بخش دیگری از سری شاخ‌به‌شاخ، دوتا از بهترین اتوموبیل‌هایی که هر راننده می‌تواند انتخاب کند را باهم مقایسه خواهیم کرد. ازنظر بسیاری از کارشناسان، پورشه استاندارد اتوموبیل‌های اسپورت است و بقیه اتوموبیل‌های اسپورت باید با آن مقایسه شوند. حال باید ببینیم آیا این M4 تقویت‌شده می‌تواند استاندارد خودروهای اسپورت را به چالش بکشد؟

     

    BMW M4
    در سال 2015 معرفی شد. سپس مدل  Competition Package آن ارائه شد که تنها مقداری از مدل پایه M4 خشن‌تر بود. مدل تولید محدود GTS مدل بعدی این کوپه دوست‌داشتنی بود. ب‌ام‌و در مدل GTS با تکنیک آشنای کاهش وزن و افزایش قدرت، این اتوموبیل را بسیار جذاب‌تر از قبل کرد و تولید محدود بودن، رنگ‌های خاص GTS، برداشتن صندلی‌های عقب و حتی نداشتن دستگیره داخلی درب به جذابیت آن افزود. حال برای سال 2018 ب‌ام‌و مدل M4 CS را ارائه کرده که بین مدل معمولی و مدل GTS قرار می‌گیرد. فرمول مشابه فرمول GTS است اما با رژیم وزنی و تقویت پیشرانه‌ی متعادل‌تر. M4 CS کاملاً لایق حمل نشان M بر پیشانی خود است ولی آیا این مدل توانایی رقابت با پورشه 911، استاندارد و بنچ‌مارک خودروهای اسپورت را دارد؟

    مدلی که برای رویارویی با M4 CS انتخاب شده، مدل 911 GTS جدید است. پورشه موردبحث گران‌تر از ب‌ام‌و است اما درست در میانه‌ی مدل‌های 911 پورشه قرار دارد.

    ب‌ام‌و M4 CS قدرت 454 اسب بخاری دارد و از موتور 6 سیلندر خطی 3 لیتری تویین توربو خود 442 پوند فوت گشتاور استخراج می‌کند. این قدرت تنها 10 اسب بخار بیشتر از M4 Competition Package است اما 36 پوند فوت گشتاور بیشتری دارد. در طرف مقابل، موتور 6 سیلندر تخت تویین توربو پورشه 911 GTS، دارای 450 اسب‌بخار قدرت و 405 پوند فوت گشتاور است.

    هر دو خودرو از گیربکس 7 سرعته دوکلاچه استفاده می‌کنند و محور محرک آن‌ها محور عقب است، بزرگ‌ترین تفاوت در دو خودرو به مکان قرارگیری موتور مربوط می‌شود. روی کاغذ، دو خودرو بسیار به هم نزدیک هستند.

    کارشناسان در بهشت خودرودوستان کشور آلمان، در جهنم سبز نوربرگ‌رینگ، و سپس در جاده‌های کوهستان‌های آلپ در اتریش با این دو اتوموبیل رانندگی کرده و آن‌ها را باهم مقایسه می‌کنند.

    به نظر شما کدام‌یک خواهد توانست نظر کارشناسان را بیشتر به خود جلب کند؟
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • جگوار اف پیس به خودرویی که سریع‌ترین فروش را در تاریخ این برند بریتانیایی داشته تبدیل شد بنابراین دانستن اینکه جگوار به تولید شاسی‌بلندی دیگر حتی با بهای ارزان‌تر علاقه داشته باشد موضوع تعجب‌برانگیزی نیست. هم‌اکنون شما را با E-Pace آشنا می‌کنیم. اولین بار توانسته‌ایم پشت فرمان این بچه شاسی‌بلند جدید جگوار بنشینیم تا ببینیم دست‌پخت گربه بریتانیایی چه بوده است.

    جگوار E-Pace
    E-Pace ظاهر بسیار متفاوتی نسبت به برادر بزرگ‌تر دارد. این خودرو بر پایه همان شاسی رنجروور اووک ساخته شده بنابراین اساساً خودرویی دیفرانسیل جلوست که سیستم چهار چرخ محرک را پذیرا شده و پیشرانه‌های عرضی نیز در قلب آن می‌تپد.

    جگوار E-Pace
    این موضوع در پروفایل کلی مشهود بوده به گونه‌ای که کابین نسبت به اف پیس بسیار بیشتر به‌سوی جلو کشیده شده و چراغ‌های جلو نیز شبیه نمونه‌های بکار رفته در مدل اسپورت اف تایپ بوده و کاپوت نیز کوتاه‌تر است. پروفایل کلی E-Pace جذاب از کار درآمده و اورهنگ جلو نیز کشیده نشان می‌دهد.

    جگوار E-Pace
    جگوار این خودرو را با پیشرانه 4 سیلندر انجینیوم به بازار می‌فرستد. دو پیشرانه بنزینی با قدرت 247 و 296 اسب بخاری تنها با سیستم چهار چرخ محرک و گیربکس 9 سرعته اتوماتیک در دسترس هستند.


    سه پیشرانه دیزلی ارائه شده تنوع بیشتری ایجاد کرده‌اند. شما می‌توانید پیشرانه پایه 148 اسب بخاری (D150) را به‌صورت دیفرانسیل جلو و با گیربکس 6 سرعته دستی یا با سیستم چهار چرخ محرک و گیربکس دستی یا اتوماتیک خریداری کنید. مدل رده میانی D180 که در تست حاضر بوده از پیشرانه 178 اسبی سود برده و تنها به‌صورت چهار چرخ محرک عرضه می‌شود اما می‌توانید یکی از گیربکس‌های دستی یا اتوماتیک را برگزینید. نهایتاً به قوی‌ترین نسخه دیزلی می‌رسیم که D240 نام داشته و پیشرانه توئین توربوی آن قدرت 237 اسب بخاری دارد. این خودرو تنها با سیستم چهار چرخ محرک و گیربکس اتوماتیک عرضه شده است.

    جگوار E-Pace
    اکثر پیشرانه‌های دیزلی آلایندگی کمتر از 150 گرم در هر کیلومتر داشته و پاک‌ترین آن‌ها که نسخه دیفرانسیل جلو و گیربکس دستی D150 است با استفاده از رینگ‌های 17 اینچی در هر کیلومتر 124 گرم دی‌اکسید کربن تولید می‌کند. همانند اووک این خودرو نیز با پیشرانه 6 سیلندر عرضه نمی‌شود. به نظر نمی‌رسد در آینده نزدیک نسخه پلاگین هیبریدی E-Pace تولید شود.


    دو نسخه اصلی برای جگوار E-Pace در نظر گرفته شده که یکی عادی و دیگری R-Dynamic می‌باشد. نسخه فول تر دارای پوشش‌های درب همرنگ بدنه، طراحی متفاوت سپر جلو، مه شکن‌های جلو و خروجی اگزوز دوگانه می‌باشد. هر تریم اصلی به 4 زیرشاخه تقسیم می‌شود.


    مدل‌های پایه دارای شیشه جلو و آینه‌های بغل گرم شونده، رینگ‌های 17 اینچی آلیاژی، سیستم تهویه مطبوع دو ناجی‌های و حسگرهای پارک جلو و عقب به همراه دوربین دید عقب هستند.


    در تریم S شما شاهد وجود رینگ‌های 18 اینچی و اضافه شدن تجهیزاتی چون آینه‌های تاشونده برقی، صندلی‌های جلوی برقی، پوشش چرم و سیستم ناوبری خواهید بود. مدل‌های SE هم دارای چراغ‌های جلوی LED با دستیار نوربالا، رینگ‌های 18 اینچی، هات اسپات وای فای و کروز کنترل تطبیقی هستند.

    نهایتاً به تریم HSE می‌رسیم که علاوه بر تجهیزات یاد شده از مواردی چون رینگ‌های 20 اینچی، صندلی‌های جلو برقی با تنظیم در 18 جهت، پوشش چرم باکیفیت‌تر، پانل نشان‌دهنده‌های دیجیتال و کنترل حرکتی برای درب عقب برقی سود می‌برد.

    بهای این خودرو با رقبا که شامل مرسدس GLA و GLC، آئودی Q3 و ب ام و X3 و X1 می‌شود تفاوت زیادی ندارد. ارزان‌ترین مدل E-Pace بهای پایه کمتر از 29 هزار پوند دارد.

    مدل میان رده HSE با پیشرانه دیزلی که در تست حضور داشته بهایی حدود 42 هزار پوندی داشته درحالی‌که مدل فرست ادیشن که دارای پیشرانه کم‌توان‌تر P250 است و تنها در سال اول فروخته می‌شود بهای 50 هزار پوندی را نشان می‌دهد.

    پاسخ اصلی درباره جگوار E-Pace این است که آیا مهندسان توانسته‌اند یک خودرو با ذات دیفرانسیل جلو را به شاسی‌بلندی تبدیل کنند که احساسی مشابه یک جگوار داشته باشد؟


    پاسخ این سؤال مثبت است. این خودرو از نظر هیجان رانندگی یا چابکی بهترین مدل کلاس خود نیست اما بسیاری از شاخصه‌های موجود در یک شاسی‌بلند کوچک درجه‌یک را ارائه می‌کند.


    درحالی‌که اووک از سیستم تعلیق ساب فریم مستقل در جلو استفاده می‌کند، تعلیق E-Pace به شاسی چسبیده و این باعث می‌شود احساس متفاوتی ایجاد شود. فرمان جگوار احساس خاص محصولات این شرکت را داشته اما توازن وزنی رضایت بخشی را نشان می‌دهد و دماغه نیز در پاسخ به دستورات راننده کاملاً سریع عمل می‌کند.


    این موضوع با حالت پایدار و تخت خودرو حمایت می‌شود و اگر نیازمند تغییر جهت سریع باشید E-Pace گله‌ای نخواهد داشت. به زودی می‌توانید از آنچه زیر پایتان رخ می‌دهد مطمئن شوید و رانندگی در راه‌های پر پیچ و خم کاملاً لذت‌بخش‌تر از خودروهایی چون Q3 یا X1 خواهد شد.

    ما درباره اینکه جگوار احساسی همانند یک خودروی دیفرانسیل عقب خواهد داشت متقاعد نشدیم. با وارد کردن فشار زیاد به E-Pace در پیچ‌ها تنها شاهد کم فرمانی خواهید بود و درحالی‌که انتقال وزن به بازگشتن دماغه به مسیر کمک می‌کند اما این موضوع احساسی شبیه خودرویی که بتوانید با پدال گاز فرمان دهید ایجاد نخواهد کرد.


    البته هیچ‌یک از رقبای این شاسی‌بلند بریتانیایی نیز نمی‌توانند چنین کاری را انجام دهند و فکر کردن به اینکه رقبا بتوانند همان لبخند را در زمان عبور از مسیرهای پر پیچ و خم بر لبانتان جاری سازند سخت است. شاید بهترین عنصر مشهود در دینامیک این خودرو کیفیت سواری باشد. مدل HSE حاضر در تست از رینگ‌های 20 اینچی و سیستم تعلیق استاندارد استفاده کرده اما E-Pace حتی در سرعت‌های پایین و در شهر پایدارتر از آن چیزی که باید باشد حس می‌شود.

    جگوار E-Pace
    شما می‌توانید دامپرهای متغیر را سفارش دهید و اگر رینگ‌های 21 اینچی را بخرید حتماً به این دامپرها نیاز خواهید داشت اما سیستم تعلیق استاندارد نیز توازن مناسبی بین راحتی و کنترل بدنه نشان می‌دهد.


    مدل D180 که انتظار می‌رود پرفروش‌ترین گزینه برای E-Pace باشد حداکثر گشتاور 430 نیوتون متری خود را در دور 1750 تولید می‌کند بنابراین کمی غرش دیزل در زمان گاز دادن وجود خواهد داشت اما تنها چند دقیقه طول می‌کشد که پیشرانه گرم و خونسرد شود. با گاز دادن زیاد پیشرانه به شما یادآوری خواهد کرد که از سوخت دیزل استفاده می‌کند اما در حقیقت قدرت زیادی بین دورهای 1750 و 3 هزار وجود داشته و به ندرت نیازی به فرا رفتن از این محدوده خواهید داشت.

    استفاده جگوار از گیربکس 9 سرعته اتوماتیک ZF می‌تواند گاهی با ناهنجاری همراه باشد اما در اکثر شرایط عملکرد نرم و روانی دارد.

    ذکر این نکته خالی از لطف نیست که برای استفاده از پدال شیفترها باید نسخه R-Dynamic را انتخاب کنید.

    جگوار E-Pace
    در هنگام حرکت بزرگراهی پیشرانه انجینیوم جگوار در دور زیر 2 هزار نیز سرزنده بوده و صدایی از آن را نخواهید شنید. احتمالاً صدایی که باعث جلب‌توجه شما خواهد شد زوزه آینه‌های جانبی و یا صدای لاستیک‌ها خواهد بود. به همین خاطر فکر می‌کنیم رینگ‌های 19 اینچی مدل SE بهتر از رینگ‌های 20 اینچی هستند.

    جگوار E-Pace
    کابین نیز اشتباهی نداشته اما اگرچه برخی عناصر باعث خوشحال شدن می‌شوند اما خب برای خوشحال شدن باید نگاهی دقیق به همه جای آن داشته باشید! طراحی کلی کابین هوشمندانه بوده و دوخت‌های دوگانه و پوشش چرم باعث می‌شوند احساس حضور در خودرویی لوکس را داشته باشید. البته شاهد استفاده از پلاستیک‌های سخت و مضحک مشکی و تریم کروکی غیرواقعی هستیم.


    توصیه ما این است که اگر خواهان ظاهر خوب کابین هستید تریم موردنظر را به دقت انتخاب کنید زیرا تریم های زیادی در دسترس هستند.


    شاید همچون اکثر محصولات جگوار لندروور سیستم اطلاعات سرگرمی E-Pace بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف تنهای این خودرو باشد. در حقیقت صفحه‌نمایش 10 اینچی کابین واضح باشد اما سیستم InControl فاصله زیادی با سیستم‌های iDrive ب ام و یا MMI آئودی دارد. استفاده از این سیستم با دردسر همراه بوده و به دستورات خیلی کند پاسخ می‌دهد.

    دو سوکت USB بین صندلی‌های جلو جای گرفته‌اند اما یکپارچه‌سازی اسمارت فون از طریق نرم‌افزار جگوار لندروور اصلاً به خوبی صورت نمی‌گیرد. حتی سیستم‌های اپل کارپلی و اندروید اتو نیز در دسترس نیستند. این موضوع اصلاً قابل‌ چشم‌پوشی نیست زیرا اکثر سوپرمینی ها هم الان با این سیستم‌ها عرضه می‌شوند.

    جگوار E-Pace
    فضاسازی کابین به خوبی صورت گرفته و 4 فرد قدبلند در سفرهای طولانی مشکلی نخواهند داشت. حتی با وجود سقف پانورامیک نیز سرنشینان صندلی عقب فضای سر خوبی خواهند داشت.


    همچنین فضاهای ذخیره‌ای مفیدی وجود داشته و فضای مرکزی بین صندلی‌های جلو نیز جادار است. با فضای بیش از 8 لیتری می‌توان 4 بطری بزرگ آب را در آن جای داد.

    جگوار E-Pace
    صندوق 577 لیتری E-Pace نیز بسیار جادار بوده و ظرفیت آن 70 لیتر بیشتر از X1 و 150 لیتر بیشتر از Q3 می‌باشد. البته با تاشدن صندلی‌ها این آلمان‌ها هستند که پیش می‌افتند. در این حالت شاهد فضای 1234 لیتری جگوار هستیم درحالی‌که X1 و Q3 به ترتیب فضای بار 1550 و 1325 لیتری دارند.

    از دیگر آپشن های این شاسی‌بلند جدید می‌توان به درب پشتی هندزفری اشاره کرد که با تکان دادن پا در زیر سپر کنترل می‌شود. برخی دیگر از آپشن های این خودرو عبارت‌اند از هدآپ دیسپلی، پشت آمپرهای کاملاً دیجیتال 12.3 اینچی و سیستم‌های صوتی مرغوب ساخت Meridian با 15 بلندگو.


    بی‌تردید می‌توان گفت E-Pace نیز خودروی موفق دیگری برای جگوار خواهد بود. این خودرو ترکیب مناسبی از چابکی و راحتی، آرامش بالا و کاربرد چشمگیر است که سواری هیجان‌انگیزی را که یک جگوار باید داشته باشد ارائه می‌کند. البته سیستم اطلاعات سرگرمی این خودرو از رقبا عقب‌تر بوده و شرایط فروش لیزینگی اولیه هم باعث می‌شوند نسخه HSE نسبت به ابعاد خود کمی گران به نظر برسد. مدل ارزان‌تر آن نمره کاملی از ما دریافت می‌کند اما برای الآن، بچه شاسی‌بلند جدید جگوار را باید با قلب خرید! E-Pace هنوز نمی‌تواند به عنوان پادشاه کلاس خود مطرح باشد.

    مشخصات جگوار  E-Pace 2.0 D180 HSE AWD Aut

    • قیمت: 42200 پوند
    • پیشرانه: 4 سیلندر 2 لیتری توربو دیزل
    • قدرت/گشتاور: 178 اسب بخار/430 نیوتون متر
    • گیربکس: 9 سرعته اتوماتیک، چهار چرخ محرک
    • شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت: 8.7 ثانیه
    • حداکثر سرعت: 204 کیلومتر در ساعت
    • مصرف سوخت: 5.6 لیتر در هر صد کیلومتر
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • اشکودا فابیا شاید اسپورت ترین محصول این کمپانی اهل جمهوری چک نباشد اما در پیست یک خودروی کاملاً متفاوت است. به منظور گرامیداشت موفق‌ترین سال این کمپانی در تاریخ موتور اسپورت خود شامل قهرمانی جهانی با فابیا در WRC 2، اشکودا تصمیم گرفته نسخه‌ای سفارشی از این خودرو با الهام از مسابقات را معرفی نماید.


    نمای خارجی این خودرو دارای رنگ سفید و سقفی مشکی است. رینگ‌های 17 اینچی آلیاژی با سه رنگ سفید، مشکی یا سبز روشن در دسترس هستند. نشان‌های WRC 2 2017 Champion نیز در بدنه بکار رفته و البته دست‌کاری‌هایی نیز در کابین این فابیای سفارشی صورت گرفته است.


    اما تغییرات نسخه سفارشی فابیا به اینجا ختم نمی‌شود. پیشرانه 1.4 لیتری TSI با قدرت 125 اسب بخاری در دسترس خریدار بوده و البته سریع‌ترین نسخه‌ای است که شما می‌توانید بخرید. البته این خودرو مدل RS نیست. پیشرانه موردبحث که به یک گیربکس DSG متصل است می‌تواند این خودرو را در 8.8 ثانیه از سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برساند. سقف سرعت فابیای سفارشی نیز 203 کیلومتر در ساعت می‌باشد.


    قدرتمندترین پیشرانه فابیا با یک سیستم تعلیق اسپورت که دارای ارتفاع کمتر از سطح زمین و جذب کننده‌های شوک سفت‌تر می‌باشد همکاری می‌کند. غربیلک فرمان جدید، صندلی‌های اسپورت و سیستم تعلیق به‌روز شده نیز باعث بهبود پرفورمنس این خودرو می‌شوند. تجهیزات استانداردی چون صندلی‌های جلوی گرم شونده، دوربین دید عقب، سیستم ناوبری و کنترل تهویه مطبوع خودکار از نمونه استاندارد به این مدل سفارشی راه پیدا کرده‌اند.


    تنها 1300 دستگاه از اشکودا فابیای سفارشی ساخته و در 21 بازار جهان عرضه خواهد شد. هنوز قیمت این خودرو اعلام نشده است.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • فولکس‌واگن قصد دارد ماه آینده در نمایشگاه دیترویت 2018 نسل جدید سدان کامپکت جتا را رونمایی کند اما حالا پیش از رونمایی رسمی، تیزرهایی از این خودرو منتشر کرده که تا حد زیادی طراحی آن‌را نشان می‌دهند. در این تصاویر که در اصل اسکچ‌های طراحی هستند مشخص است که نسل جدید جتا استایل بیرونی شیک‌تری دارد که تا حد قابل‌توجهی اسپرت‌تر از نسل قبلی است.

    همان‌طور که در این اسکچ‌ها مشخص است، نسل جدید جتا از دماغهٔ کاملاً جدیدی بهره‌مند شده که از ویژگی‌های اصلی آن می‌توان به با جلوپنجرهٔ بزرگ‌تر و چراغ‌های زاویه‌دار اشاره کرد. در طراحی این قسمت الهام گیری از نسخهٔ اروپایی پاسات و همین‌طور کراس‌اوور ساب‌کامپکت T-Roc کاملاً مشهود است. با حرکت به سمت عقب، ابتدا خط شانهٔ برجستهٔ خودرو جلب‌توجه می‌کند درحالی‌که شیب شیشهٔ عقب نیز افزایش یافته و خط سقف نیز اسپرت‌تر به نظر می‌رسد. ویژگی‌های قابل‌توجه نمای عقبی این سدان کامپکت آلمانی نیز شامل چراغ‌های باریک، اسپویلر یکپارچه با درِ صندوق و سر اگزوزهای کرومی دوگانه می‌شود.

    کابین جتای جدید اما طبق جدیدترین زبان طراحی داخلی فولکس‌واگن شکل گرفته است؛ بنابراین در این ماشین شاهد کابینی نسبتاً ساده و با کنترلرهای آشنا هستیم. اسکچ داخلی جتا چندان واضح نیست اما بااین‌حال می‌توان دید که این خودرو به صفحه آمپر دیجیتالی و یک نمایشگر سیستم اطلاعاتی-سرگرمی بزرگ مجهز شده که به‌طور یکپارچه درون داشبورد تعبیه شده است. جتا همچنین از غربیلک فرمان سه پره و تریم متالیک تاریک برخوردار است.

    فعلاً اطلاعات فنی زیادی از نسل جدید جتا در دست نیست اما بااین‌حال میدانیم که این سدان کامپکت روی پلت‌فرم MQB گروه فولکس‌واگن ساخته شده است و 5 سانتیمتر طول بیشتری نسبت به نسل قبل دارد. این پلت‌فرم در محصولات فراوانی از گروه فولکس‌واگن مانند گلف و آئودی A3 بکار رفته است. همچنین گفته شده که جتای جدید به یک پیشرانهٔ 1.4 لیتری چهار سیلندر توربو مجهز خواهد بود که 150 اسب بخار قدرت و 250 نیوتن متر گشتاور دارد.

    برای انتقال نیروی موتور نیز یک گیربکس شش سرعتهٔ دستی به همراه یک نمونهٔ هشت سرعتهٔ اتوماتیک در نظر گرفته شده است. همان‌طور که اشاره شد، نسل جدید فولکس‌واگن جتا برای اولین بار رسماً در نمایشگاه دیترویت 2018 رونمایی خواهد شد که در تاریخ 13 ژانویهٔ 2018 برابر با 23 دی‌ماه کار خود را آغاز می‌کند. سپس حدود یک سال پس از معرفی نسخهٔ استاندارد جتای جدید، نسخهٔ اسپرت R-Line و نسخهٔ عملکرد بالای GLI آن‌هم معرفی خواهد شد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چند روز پس از آنکه تصویری از فورد موستانگ بولیت 2018 به‌صورت آنلاین منتشر شد، اکنون تصاویر دیگری نیز از این خودرو به دست آمده که طی آن این خودرو در شیکاگو مشغول تصویربرداری تجاری بود.


    این خودرو که مشابه اولین اسکچ هایی است که در آغاز سال دیده شده بود دارای برخی از ویژگی‌های سفارشی موستانگ GT ای بوده که بولیت بر پایه آن شکل گرفته است.


    از جمله مهم‌ترین شاخصه‌های این خودرو رنگ بدنه سبز تیره و رینگ‌های مشکی و کرومی 5 پره می‌باشد. همچنین موستانگ بولیت به خروجی‌های اگزوز مشکی، ترمزهای برمبوی قرمز و صندلی‌های ریکارو مجهز است. موضوع دیگر اینکه نشان GT نیز در بخش عقب خودنمایی خواهد کرد.


    منابع نزدیک به کمپانی می‌گویند موستانگ بولیت از پیشرانه 8 سیلندر 5 لیتری کایوت مدل GT بهره خواهد برد و البته تغییرات چندانی نخواهد داشت. اگرچه ممکن است بولیت سریع‌ترین موستانگ در خط مستقیم نباشد اما به لطف سیستم تعلیق بهبود یافته می‌تواند در پیچ‌ها قابلیت‌های بیشتری را نشان دهد.


    انتظار می‌رود در نمایشگاه خودروی دیترویت 2018 شاهد معرفی این قلدر آمریکایی باشیم.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • پس از انتظاری طولانی، سرانجام لامبورگینی رسماً از مدل اوروس پرده‌برداری کرده و بدین ترتیب رسماً وارد دنیای اس‌یووی‌ها شد. حال بنظر میرسد این گاو ایتالیایی آماده است تا تمام حریفان خود در این سگمنت را قلع‌وقمع کند. اوروس تعدادی از ویژگی‌های طراحی نسخهٔ کانسپت خود که در سال 2012 رونمایی شد را حفظ کرده است و بنابراین ظاهر اوروس تولیدی اگر نگوییم بیشتر، به همان اندازهٔ نسخهٔ کانسپت تهاجمی است. از ویژگی‌های ظاهری این سوپراس‌یووی می‌توان به دماغه‌ای گوه‌ای شکل، چراغ‌های باریک جلو و عقب و سقفی کوپه مانند اشاره کرد که نمایی منحصربه‌فرد به آن بخشیده‌اند.

    در زیر کاپوت این گاو خشمگین اما یک نیروگاه 4 لیتری V8 توئین توربو نهفته است که 650 اسب بخار قدرت و 850 نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند؛ بنابراین برای اولین بار شاهد استفاده از پیشرانهٔ توربوشارژ در یک لامبورگینی هستیم؛ اما این تنها اولین در اوروس نیست چراکه لامبورگینی برای انتقال نیرو هم برای اولین بار در تاریخ خود از یک گیربکس هشت سرعتهٔ ZF با مبدل گشتاور و کنترل الکتروهیدرولیکی استفاده کرده است تا پاسخگویی پیشرانه افزایش یابد.

    نیروی موتور در این هیولا توسط سامانهٔ چهارچرخ محرک به هر چهارچرخ انتقال پیدا می‌کند که با نسبت 40 به 60 بین محورهای جلو و عقب تقسیم می‌شود. همچنین این سیستم می‌تواند حداکثر 70 درصد از گشتاور موتور را به چرخ‌های جلو انتقال دهد درحالی‌که این عدد در چرخ‌های عقب به 87 درصد میرسد. علاوه بر این، اوروس سیستم فرمان گیری چهارچرخ اونتادور S را هم قرض گرفته است که چرخ‌های عقب را در سرعت‌های پایین جهت کمک به مانور دهی در جهت عکس چراغ‌های جلو و در سرعت‌های بالا جهت افزایش ثبات در همان جهت چرخ‌های جلو می‌چرخاند.

    اوروس با تکیه بر این ویژگی‌ها و همچنین با استفاده از سیستم لانچ کنترل می‌تواند ظرف تنها 3.6 ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت رسیده و سپس در 12.8 ثانیه مرز 200 کیلومتر در ساعت را رد کند. این سوپراس‌یووی ایتالیایی همچنین می‌تواند در ادامه به حداکثر سرعت 305 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. این ماشین در هر صد کیلومتر نیز 10.6 لیتر بنزینی مصرف می‌کند. همچنین در آینده یعنی در سال 2019، یک نسخهٔ پلاگین‌هیبریدی هم برای آن ارائه خواهد شد.

    اوروس 2154 کیلوگرم وزن دارد درحالی‌که برای ایجاد مرکز ثقل پایین در خودرو، پیشرانهٔ آن در ارتفاع پایینی نصب شده است. همچنین توربوشارژرها هم در مکانی نزدیک به محفظهٔ احتراق قرار گرفته‌اند که موجب افزایش پاسخگویی موتور می‌شود. لامبورگینی اوروس بر روی پلت‌فرم MLB گروه فولکس‌واگن ساخته شده که با بنتلی بنتایگا، آئودی Q7 و پورشه کاین مشترک است. برای این خودرو شش حالت رانندگی مختلف در نظر گرفته شده که شامل Strada، Sport، Corsa، Neve (برفی)، Terra (آفرود) و Sabbia (شن و ماسه) به‌علاوهٔ یک حالت سفارشی بنام Ego می‌شود.

    حالات Neve، Terra و Sabbia ارتفاع خودرو را از سطح زمین افزایش می‌دهند درحالی‌که حالات Strada، Sport و Corsa عملکرد ماشین را برای خیابان‌ها و رانندگی اسپرت تنظیم می‌کنند. اوروس در محور جلو به کالیپرهای ترمز 10 پیستونه به همراه دیسک‌های کربن سرامیکی 17.3 اینچی مجهز است که بزرگ‌تر ترمزهای دنیا محسوب می‌شود. این سوپراس‌یو‌وی به‌صورت استاندارد با رینگ‌های آلیاژی 21 اینچی عرضه می‌شود اما خریداران می‌توانند نمونه‌های 22 یا 23 اینچی را هم همراه با لاستیک‌های پیرلی P Zero Corsa سفارش دهند.

    در کابین اوروس نیز طراحی منحصربه‌فرد و هماهنگ با ذات یک لامبورگینی اصیل کار شده است. در اینجا غربیلک فرمان D شکل و همین‌طور دکمهٔ استارت قرمزرنگ از سوپراسپرت‌های لامبورگینی الهام گرفته درحالی‌که در جلوی دکمهٔ استارت، شیفتر دنده و انتخاب‌گر حالات رانندگی قرار گرفته است. همچنین صفحه آمپر خودرو هم از نوع تمام دیجیتالی است. اوروس در کارخانهٔ لامبورگینی در سنت آگاتا به تولید خواهد رسید و اولین نمونه‌های آن در سال 2018 تحویل داده خواهند شد. قیمت این ماشین از 200 هزار دلار آغاز می‌شود و لامبورگینی انتظار دارد بتواند سالانه حدود 3500 دستگاه از آن‌را به فروش برساند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • با وجود استفاده از معماری مشترک در ساختار، مرسدس E کلاس کوپه دارای روحیه کاملا متفاوتی نسبت به برادر سدان خود است. ورای حذف دو درب عقب و ستون‌های B، ظاهری آراسته و کالبدی خوش‌تراش، آن را به یک رفیق تمام عیار برای گشت و گذار در شهر و رانندگی در جاده بدل نموده است. صندلی‌های عقب هم جای کافی برای نشاندن دو همسفر بزرگسال را در اختیار می‌گذارند تا دیگر بهانه‌ای برای بیرون نرفتن با دوستانتان نداشته باشید.

     مرسدس‌بنز E400 کوپه
    در قیاس با نمونه سدان، فاصله بین محورهای E کلاس کوپه به میزان 6.6 سانتیمتر کاهش داشته و درکل، با کاهش طولی معادل 9.65 سانت مواجه شده است. نتیجه این تغییرات، دستیابی به نیمرخی زیبا و رضایت‌بخش است.

     مرسدس‌بنز E400 کوپه
    در داخل کابین، خطوط طراحی قوس‎دار و زیبا جلوه‌ای از اشرافیت خصوصی را به نمایش می‌گذارند. خوشبختانه اینجا خبری از دکمه‌های گرد و برجسته و همچنین تزیینات پلاستیکی با طرح چوب نیست. از روکش های چرمی نسخه استاندارد گرفته تا تریم چوبی براق پیانو بلک و نیز از دریچه‌های خاص تهویه روی درب‌ها گرفته تا گرمکن 1050 دلاری غربیلک فرمان و استراحتگاه بازو، همه و همه جمع شده‌اند تا سرنشینان E400 را لای پر قو قرار دهند.

     مرسدس‌بنز E400 کوپه
    وظیفه به پیش راندن این موجود خوشگذران را پیشرانه تویین توربوشارژ V-6 سه لیتری، در تعاون با گیربکس نه سرعته اتوماتیک و نیز سامانه چهارچرخ محرک 4Matic برعهده دارند. مورد اخیر مبلغ 2500 دلار هزینه بیشتر را نسبت به مدل دیفرانسیل عقب بر مشتریان تحمیل می‌نماید. پیشرانه توربو-شش با توان 329 اسب بخار و گشتاور 480 نیوتن-متر، کمترین مشکل را در به جلو راندن این کوپه معزز 1957 کیلوگرمی، از خود نشان می‌دهد. سیستم انتخاب حالت دینامیکی مرسدس بنز به منظور هماهنگ‌سازی واکنشهای دریچه گاز، گیربکس و سیستم تعلیق بر حسب شرایط مختلف، از آمادگی کاملی برخوردار است. حالت اسپرت تعادل مناسبی میان کیفیت سواری و پرفورمنس خودرو ایجاد می‌نماید و در وضعیت کامفورت نیز علاوه بر تعویض دنده‌ها در دورهای پایین‌تر، ناهمواری‌های سطح جاده نیز به خوبی جذب سیستم تعلیق می‌شوند. حالت اکو نیز خود گویای وضعیتی خسته‌کننده است؛ اما بر خلاف آن در وضعیت اسپرت پلاس، شاهد سواری زمخت به همراه غرش بیشتر پیشرانه و تعویض دنده‌ها در دورهای بالاتر خواهید بود.


    عملکرد E400 در پیست به گونه‌ای بود که توانست رکود پنج ثانیه را در آزمایش شتاب 0تا96km/h و زمان 13.6 را با سرعت 166.4 کیلومتربرساعت، در تست یک چهارم مایل (400 متر) به ثبت برساند. در مقام مقایسه می‌توان به آئودی A5کوپه مجهز به موتور چهار سیلندر خطی دو لیتری توربوشارژ با توان 252 اسب بخار اشاره نمود. این خودرو موفق شد تا در هر دو آزمایش، زمان یکسانی با E400 به ثبت برساند. همچنین ب ام و 640i کانورتیبل که از نظر قیمت و نوع کاربری بسیار نزدیک به E400 است، موفق شد تا زمان‌های 4.9 و 13.6 را تست ها به ثبت برساند.

     مرسدس‌بنز E400 کوپه
    شتاب جانبی خودرو در عبور از پیچ، در حالی که پاپوش‌های Primacy 3 ZP میشلین به پا داشت، برابر 0.9 جی بود. عملکرد سیستم فرمان دقیق و صحیح است اما کاستی‌هایی نیز مشاهده می‌شود. سیستم ترمز فراتر از حد انتظارات ظاهر شده است؛ مسافت مورد نیاز برای توقف از سرعت 112km/h، برابر 47.55 متر است که 1.52 متر نسبت به رکورد مرسدس AMG E43 سدان، کمتر است. استواری پدال ترمز نیز قابل تحسین است و با تعدد بکارگیری، از صلابت آن کاسته نمی‌شود. البته بهتر است تاکید کنیم که در شرح ماموریت این خودرو، انجام امور محیرالعقول دینامیکی مشاهده نمی‌شود و نبایست چنین انتظاری از آن داشت.

     مرسدس‌بنز E400 کوپه
    با وجود پنجره کوچک ثابت در قسمت عقب، گشودن سایر پنجره‌ها را حین سواری با E400 در دل یک روز نمناک پاییزی، به عنوان نسخه‌ای درمانگر، به شما پیشنهاد می‌کنم.

     مرسدس‌بنز E400 کوپه
    از نظر آپشنها و تجهیزات سفارشی، خودروی مورد بررسی توسط تیم ما، از گزینه‌هایی ذیل سود می‌برد:
    رنگ متالیک آبی لونار(720دلار)، پکیج تزییناتی آ ام گ (2500دلار)، رینگ‌های 19 اینچی پنج پره اسپلیت(500 دلار)، ایربگ‌های جانبی عقب(420دلار)، صندلی‌های مالتی‌کانتور ماساژ دهنده(950 دلار)، گرمکن و تهویه صندلی‌ها(450دلار).

     مرسدس‌بنز E400 کوپه
    همچنین لیست سایر آپشن هایی که برای این خودرو ارایه می‌شوند، شامل موارد پیش رو خواهد بود:
    سیستم صوتی Burmester 3D شامل 23 اسپیکر، 25 کانال آمپلی فایر و توان کل 1450 وات به ارزش 5400 دلار و پکیج پریمیوم3 که هرآنچه را مشتری از منظر فناوری انتظار دارد، به او ارایه می‌دهد. پریمیوم3 با بهای 10200 دلار گزینه‌های ذیل را با خود به ارمغان می‌آورد:
    صفحه سرعت‌شمار 12.3 اینچی، هداپ دیسپلی، دوربین دید اطراف، شارژر بیسیم، چراغهای LED، کروز کنترل تطبیق‌پذیر، سیستم کمکی حرکت بین خطوط، سیستم معاونت در پارک و پاره‌ای موارد دیگر. با نصب تمامی آپشن‌های مذکور، قیمت این خودرو از 62,395 دلار به 87,785 دلار افزایش خواهد یافت.

     مرسدس‌بنز E400 کوپه


    در پایان بهتر است این نکته را مد نظر قرار دهید که اگر پرفورمنس در اولویت معیارهای شما قرار دارد، احتمالا کادیلاک ATS-V کوپه گزینه مناسبتری برای شما باشد. با این حال، در بین رقبای اندکی که وجود دارند، نزدیکترین رقیب از خانواده خود E400 بیرون می‌آید یعنی E-class کابریولت و دیگر تصمیم با شماست که چقدر می‌خواهید از هواخوری با خودروی لوکس شخصی‌تان لذت ببرید.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • موتورسواری یکی از خطرناک‌ترین سرگرمی‌های دنیای امروزی است. طبق یک آمار تهیه شده در سال 2005 از هر 10000 موتورسیکلتِ اسپرتِ ثبت شده در آمریکا، 22 مورد از آن‌ها راکبان خود را به کام مرگ کشیده‌اند که اکثر آنان را جوانانی تشکیل می‌دهند که در پروسهٔ یادگیری هستند. از آنجایی که الگوی پیروی شده توسط بسیاری از این افراد یکسان است و همچنین بسیاری از تصادفات آن‌ها در چند قالب متداول دسته‌بندی می‌شوند، می‌توان با افزایش آگاهیِ این بخش از جوانان احتمال بروز حوادث ناگوار برای آن‌ها را کاهش داد. در ایران سالانه 5000 موتورسوار جان خود را از دست می‌دهند. از آنجا که در این کشور منبع خاصی برای افزایش دانش موتورسواری امن وجود ندارد در سایت پدال بر آن شدیم که در یک مطلب 10 قسمتی، شایع‌ترین حوادثی که گریبان‌گیر موتورسواران می‌شوند را مورد تحلیل قرار داده و گامی در جهت حفظ جوانان این مرز و بوم پیموده باشیم.

    motorcycle Safety Driving
    اگر اولین بار است که با این مجموعه آشنا شده‌اید اکیداً توصیه می‌شود مطالعه آن را از بخش اول آغاز کنید.

    در این قسمت به بررسی هشتمین مورد از حوادث متداول می‌پردازیم.

    8. باز شدن ناگهانی درب خودروی پارک شده

    در خیابانی در حال رانندگی هستید که در یک سمت آن اتومبیل‌ها پارک کرده‌اند و در وسط آن خودروها با سرعت کمی در حرکت‌اند. با اینکه از خطرات آن آگاه هستید باز توان کنترل خود را نداشته و با سرعت زیادی از فضای خالی بین خودروهای پارک شده و خودروهای در حرکت عبور می‌کنید و از حس برنده بودن در مسابقهٔ خیالی بین خود و خودروها غرق در لذت هستید که ناگهان درب خودرویی چند متر جلوتر از شما باز شده و شما ناگزیر با آن برخورد می‌کنید.

    motorcycle Safety Driving
    باز شدن ناگهانی درب خودروها تنها مشکل این ناحیه نیست. این ناحیه، ناحیه‌ای است که خودروها هنگام خروج از پارک برای انداختن نگاهی به پشت سر تا آنجا جلو می‌آیند. عابران پیاده هم ممکن است هر از گاهی به عنوان میهمانان سرزده در آنجا ظاهر شوند.

    motorcycle Safety Driving
    راه پیشگیری: ­­ اگر واقعاً توانایی کنترل خود و دوری از این ناحیه را ندارید حداقل با سرعتی در آن برانید که موتورتان به راحتی قابل کنترل بوده و حداکثر مسافت ترمزتان کمتر از 1 متر باشد که نیاز به سرعتی کمتر از 15 کیلومتر بر ساعت دارد. هنگام رانندگی در این ناحیه باید بیشتر حواستان به سمت اتومبیل‌های پارک شده باشد تا اتومبیل‌های در حال حرکت. به داخل اتومبیل‌ها نگاه بیاندازید و در صورت وجود سرنشین در خودروها یا وجود عابر پیاده در حاشیهٔ راه، با نهایت دقت و حداقل سرعت از کنار آن‌ها عبور کنید.

    این نکته را هم فراموش نکنید که مستقل از لاینی که اتومبیل‌ها در آن حضور دارند در صورت توقف کامل آن‌ها (مخصوصاً تاکسی‌ها) همواره احتمال باز شدن درب آن‌ها وجود دارد. این احتمال زمانی که فاصلهٔ عرضی خودروها کمتر از یک متر است افزایش زیادی پیدا می‌کند. زیرا سرنشینان خودروها مطمئن هستند که خودرویی از این شکاف عبور نخواهد کرد و در نتیجه هنگام باز کردن درب هیچ نگاهی به پشت نمی‌اندازند!

    motorcycle Safety Driving
    یک نکتهٔ جالب توجه هم این است که موتورسواران بلاد فرنگ ناحیه‌ای با عرض یک درب باز در موازات خودروهای پارک شده را ناحیهٔ مرگ می‌نامند!


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • در سری جدید شاخ‌به‌شاخ پدال، ویدئوهای Head 2 Head ساخته Motor Trend را به همراه توضیحات و به زودی با زیرنویس فارسی منتشر خواهیم کرد. امیدواریم از این سری جدید لذت کافی را ببرید.

    در این قسمت به سراغ دو کوپه اسپورت آلمانی رفته‌ایم و در ولز به آزمایش این دو مدل خواهیم پرداخت. در نهایت در پیست بیضی شکل Millbrook به حداکثر سرعت این دو اتوموبیل خواهیم رسید. با ما همراه باشید.

    موتور 8 سیلندر وی شکل تنفس طبیعی دوست‌داشتنی آئودی RS5 در مدل جدید با موتور تویین توربو 2.9 لیتری V6 جدید جایگزین شده. تعداد اسب‌هایی که آئودی به میدان مبارزه می‌فرستد ثابت مانده اما موتور جدید گشتاور بسیار بیشتری تولید می‌کند. به دلیل رژیم لاغری که آئودی در نسل جدید به آن پرداخته و البته سیستم چهارچرخ محرک خاص Quattro آئودی، چابکی زیادی از این فرزند کوچک خانواده‌ی فولکس‌واگن انتظار داریم. از طرف دیگر مرسدس کوچک‌ترین ژنرال خود را به میدان فرستاده. مرسدس برخلاف رقبا هنوز به موتور 8 سیلندر در این کلاس وفادار مانده و  به نظر می‌رسد برنامه‌ای برای کمتر کردن تعداد سیلندرها ندارد. مرسدس-AMG C63s کوپه با همان موتور آشنای 8 سیلندر 4 لیتری ساخت AMG 503 اسب قدرتمند را در برابر 450 اسب بخار موتور تویین توربو آئودی قرار می‌دهد.

    در بحث انتقال قدرت، آئودی به‌جای گیربکس دوکلاچه، در نسل جدید از گیربکس 8 سرعته‌ی اتوماتیک ZF استفاده کرده که پاسخگویی خوبی داشته اما سرعت گیربکس‌های دوکلاچه را ندارد. دیفرانسیل اسپرت و سیستم گشتاور برداری استفاده‌شده در RS5 با انتقال گشتاور بیشتر به چرخ‌هایی که در بیرون پیچ قرار ، باعث کاهش کم فرمانی که در نسل‌های قبل وجود داشت شده. اکنون دارندگان این مدل می‌توانند سرعت بیشتری را در پیچ‌ها تجربه کنند. در کل در مقایسه با مرسدس-آام‌گ، آئودی اتوموبیلی آرام‌تر ارائه کرده که قابلیت استفاده شهری بیشتری دارد.

    قلب 8 سیلندر AMG در سینه‌ی مرسدس C کلاس، رانندگی با آن را بسیار لذت‌بخش‌تر از آئودی کرده. علاوه بر قدرت بیشتر، تأخیر توربو در این موتور وجود ندارد.برخلاف آئودی که ذات آرام‌تری دارد، رانندگی با C63 s حسی خشن داشته و راننده را به سمت فشار بیشتر به پدال گاز سوق می‌دهد. البته صدای دل‌نشین موتور ساخت AMG نیز در این وسوسه بی‌تأثیر نیست. اما چابکی C63 به اندازه‌ی RS5 نیست و فرزند آئودی فرزتر از مرسدس است.

    C63 s از گیربکس7 سرعته‌ی اتوماتیک استفاده می‌کند که طراحی جدیدی نداشته و چند سالی از عمر آن می‌گذرد. اما موتور وحشی AMG تا حدی این عیب را پوشش داده. در کل مرسدس-آام‌گ C63 s پکیج کاملی از راحتی، لوکس بودن، قدرت و دینامیک رانندگی را در خود جای‌داده.

    رانندگان در این تست در پیست بیضی‌شکل با مرسدس به حداکثر سرعت 281 کیلومتر در ساعت رسیدند، اما با آئودی نتوانستند بیشتر از 260 کیلومتر در ساعت سرعت بگیرند. در سرعت‌های بالا مرسدس بسیار پایدارتر از آئودی ظاهر شد. اما آئودی در سرعت‌های پایین و استفاده روزمره خودروی بهتری است.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • موتورترند امسال نیز به‌رسم سال‌های گذشته اقدام به انتخاب خودروهای سال 2018 در سه گروه خودروی سال، اس‌یووی سال و تراک سال کرده است که در این قسمت خودروی سال 2018 موتورترند را معرفی می‌کنیم و در روزهای آینده به اس‌یووی سال و تراک سال هم خواهیم پرداخت. رقابت انتخاب خودروهای سال موتورترند را می‌توان یکی از معتبرترین رقابت‌ها و انتخاب‌ها در این زمینه دانست. کارشناسان و داوران این سایت جدیدترین خودروها را طی چند صد کیلومتر مورد آزمایش قرار داده و به‌دقت بررسی می‌کنند. سال گذشته در این رقابت‌ها به ترتیب شورلت بولت، مرسدس بنز GLC و فورد سوپردیوتی به ترتیب عناوین خودرو، اس‌یووی و تراک سال را کسب کردند و حال بپردازیم به خودروی سال 2018 موتورترند.

    چند سال گذشته دوران جالبی برای خودروها بوده است. طی این سال‌ها، کراس‌اوورها و اس‌یووی‌ها محبوبیتی خیره‌کننده یافته و سدان‌ها را به حاشیه راندند. توجه به مصرف سوخت بیشتر شده و از منابع انرژی جدیدی در خودروها استفاده شده است. تکنولوژی‌های جدیدی در ماشین‌ها بکار رفته که چند سال قبل حتی قابل‌تصور نبودند. فناوری‌های رانندگی خودکار به‌سرعت در حال پیشرفت هستند و به آهستگی خودروها را از کنترل صد درصد انسانی جدا می‌کنند. مواردی از این قبیل، از ویژگی‌ها و رویدادهای قابل‌توجه دنیای خودروسازی در سالیان اخیر بوده‌اند؛ اما در رقابت خودروی سال 2018 موتورترند همچنان خودروهای مختلفی از سدان و کوپه گرفته تا استیشن و مینی‌ون حضور دارند. رقابت امسال بین 26 خودروی مختلف در 46 مدل گوناگون انجام گرفته است. در این رقابت انواع متنوعی از خودروها حضور داشته‌اند. خودروهایی در کلاس‌های گوناگون و با سوخت‌هایی متفاوت. از بنزینی گرفته تا تمام الکتریکی.

    از خودروهای تمام الکتریکی، امسال چهار خودرو شامل تسلا مدل 3، اسمارت فورتو EV، نیسان لیف و هیوندای آیونیک EV در رقابت حضور داشته‌اند. هیوندای آیونیک و کیا نیرو نیز به‌عنوان خودروهای هیبریدی شرکت کرده و تویوتا پریوس پرایم هم نمایندهٔ خودروهای پلاگین‌هیبریدی بوده است. از سوی دیگر، پرفروش‌ترین سدان‌های ایالات‌متحده یعنی تویوتا کمری و هوندا آکورد هردو با نسل جدید خود به رقابت امسال آمده‌اند. هوندا اودیسه به‌عنوان یک خودروی خانوادگی در رقابت شرکت کرده درحالی‌که مرسدس بنز و آئودی هم با استیشن‌های عملکردی و جذاب خود به میدان آمده‌اند. در سوی دیگر خودروهای جذاب آلفارومئو جولیا، لکسس LC و هوندا سیویک تایپ R نیز برای دیگران خط‌ونشان می‌کشند.

    شرکت‌کنندگان رقابت خودروی سال 2018 موتورترند

    پورشه پانامرا لینکلن کانتیننتال
    آلفارومئو جولیا اینفینیتی Q60
    کیا استینگر هوندا اودیسه
    هوندا آکورد نیسان لیف
    تسلا مدل 3 هیوندای آیونیک
    هوندا سیویک Si/ تایپ R کیا نیرو
    مرسدس بنز E کلاس کوپه تویوتا کمری
    مرسدس بنز E کلاس استیشن ولوو V90
    پورشه باکستر کیا ریو
    سوبارو ایمپرزا تویوتا پریوس پرایم
    آئودی A5 کوپه/اسپرت‌بک آئودی A4 آلرود
    ب‌ام‌و سری 5 هیوندای i30
    اسمارت فورتو EV لکسس LC

    سپس بعد از آزمایش‌های فراوان، از بین این 26 خودرو و کل 46 مدل مختلف، نهایتاً هشت خودرو به‌عنوان فینالیست‌های رقابت خودروی سال 2018 انتخاب شدند. همهٔ این هشت خودرو لیاقت آن‌را داشتند که جایزهٔ خودروی سال که همان کالیپر طلائی است را با خود به خانه ببرند اما باید یکی از آن‌ها انتخاب می‌شد. این انتخابی از میان بهترین‌ها بود که عبارت‌اند از:

    آلفارومئو جولیا

    هوندا آکورد

    هوندا سیویک تایپ R

    کیا ریو

    کیا استینگر

    لکسس LC

    پورشه پانامرا

    تسلا مدل 3

    احتمالاً باید بجای لکسس LC500h، مدل LC500 را در بین فینالیست‌ها قرار می‌گرفت اما وجود این تفکر که تویوتا رهبر فناوری‌های هیبریدی است موجب شد که نهایتاً مدل هیبریدی LC500h انتخاب گردد که البته انتخاب هوشمندانه‌ای بود و معلوم شد که نسخهٔ درستی در بین فینالیست‌ها قرار گرفته است.

    مطمئناً پانامرا توربو با قیمت پایه‌ای نزدیک به 150 هزار دلار، خودروی گران‌قیمتی محسوب می‌شود که شاید برای قرار گرفتن در بین فینالیست‌های خودروی سال مناسب نباشد اما هنگام رانندگی با آن یعنی زمانی که افسار 550 اسب وحشی آن آزاد شده و در 3 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت می‌رسد، این قیمت بالا به‌کلی فراموش می‌شود. بااین‌حال هرچند پانامرا توربو فینالیست قانونی رقابت امسال بود اما تصمیم گرفته شد که مدل 4S هم آن‌را در فینال همراهی کند.

    کیا استینگر همه را شگفت‌زده کرد. این ماشین را می‌توان یکی از بهترین ساخته‌های کیا دانست تا جایی که مدل GT چهارچرخ محرک آن 90 تا 95 درصد بهتر از معیار کلی خودروهای کیا است. البته آئودی A5 اسپرت‌بک هم می‌توانست جای استینگر را در بین فینالیست‌ها بگیرد اما 30 درصد قیمت بیشتر آن موجب شد که نهایتاً سدان کوپهٔ کره‌ای‌ها به فینال راه پیدا کند.

    نسل جدید هوندا آکورد نیز یکی دیگر از شگفتی‌های رقابت امسال بود. این خودرو نه‌تنها در صدر سگمنت سدان‌های میان سایز خانوادگی قرار می‌گیرد که حتی با پیشرانهٔ 2 لیتری و گیربکس 10 سرعتهٔ اتوماتیک، از ب‌ام‌و 530i هم سدان اسپرت بهتری است.

    تسلا مدل 3 به‌عنوان جدیدترین ساختهٔ تولیدی ایلان ماسک داوران را هیجان‌زده کرد بخصوص که برخلاف مدل‌های S و X، قیمتی شش‌رقمی را در آن نمی‌بینیم؛ اما نسخه‌های اولیهٔ تسلا مدل 3 از نوع فول آپشن هستند که نتیجتاً بر قیمت آن می‌افزاید؛ بنابراین آیا مدل 3 ارزش پرداخت 35 هزار دلار را دارد؟ جوابی برای این سؤال وجود نداشت و پس از ارزیابی فینالیست‌ها با معیارهای کلیدی، امتیاز تسلا مدل 3 کاهش یافت.

    پس از بررسی کامل فینالیست‌ها، جلسهٔ نهایی برای انتخاب بهترین خودرو به‌عنوان پیروز رقابت تشکیل شد. در این جلسه در مورد چگونگی انتخاب برنده بحث شد اما نهایتاً هیئت‌داوران به یک انتخاب واحد نرسیدند به‌نحوی‌که چهار خودروی آلفارومئو جولیا، هوندا آکورد، تسلا مدل 3 و کیا استینگر مشترکاً در جایگاه اول قرار گرفتند؛ اما در پایان آلفارومئو جولیا به‌عنوان خودروی سال 2018 موتورترند معرفی شد. عنوانی که واقعاً شایستگی آن‌را داشت.

    نگاه کوتاهی به آلفارومئو جولیا، خودروی سال 2018 موتورترند

    در اعتبار برند آلفارومئو همین بس که هنری فورد، پایه‌گذار تولید انبوه خودرو گفت هنگامی‌که من یک آلفارومئو را می‌بینیم، کلاهم را از سر برمی‌دارم. آقای فورد می‌دانست که چه ویژگی خاصی در ساخته‌های آلفا وجود دارد. این شرکتی است که انزو فراری پیش از آنکه خود تیم مسابقه تأسیس کند، مسابقه دادن را با آن آغاز کرد. حال روح محصولات پرافتخار دههٔ 60 آلفا در جولیا دمیده شده و این سدان جدید، میراث بی‌نظیر آلفارومئو را با خود دارد. یکی از آزمایش‌کنندگان در مورد جولیا می‌گوید که جادوی خاصی در این ماشین وجود دارد. هرچند نسل کنونی ب‌ام‌و سری 3 هم‌اکنون در دوران پایانی عمر خود قرار دارد اما سدان اسپرت آلمانی‌ها هرگز رقیبی به این خوبی نداشته است.

    جولیا در رقابت بسیار سختی توانست پیروز شود. همان‌طور که گفته شد حتی امسال به‌غیراز جولیا سه خودروی دیگر شامل هوندا آکورد، تسلا مدل 3 و کیا استینگر هم توانستند به مقام اول خودروی سال دست پیدا کنند. خودروهایی که همهٔ آن‌ها قدرتمند و شایسته هستند اما این آلفارومئو است که نهایتاً جایزه را از آن خود کرد. در اوایل سال جاری، نسخهٔ پایهٔ جولیا در رقابت بزرگ سدان‌های کامپکت لوکس 2 لیتری موتورترند توانست تمامی شرکت‌کنندگان شامل آئودی A4، ب‌ام‌و سری 3، جگوار XE، لکسس IS و مرسدس بنز C کلاس را مغلوب کند. سپس مدل قدرتمند کوادروفولیو به‌عنوان رقیب سرسختی برای سوپرسدان‌های ب‌ام‌و M3، کادیلاک ATS-V و مرسدس بنز C63 AMG به میدان آمد.

    و نهایتاً در رقابت بهترین خودرو برای راننده نیز جولیا که تنها سدان شرکت‌کننده در این رقابت بود در برابر یازده رقیب شامل اسپرت‌ها، سوپراسپرت‌ها و گرند توررهای شش‌رقمی به جایگاه قابل‌احترام ششم دست پیدا کرد؛ بنابراین این سدان ایتالیایی همواره در تمامی آزمون‌های موتورترند درخشیده است. به گفتهٔ آزمایش‌کنندگان، جولیا بهترین فرمان و بهترین شاسی را دارد. نسخهٔ کوادروفولیوی این ماشین، یک سدان آتشین است و خصوصاً در حالت رانندگی مسابقه، بسیار پرسروصدا است. این سوپرسدان در سینهٔ خود یک نیروگاه 2.9 لیتری V6 دارد که در اصل یک پیشرانهٔ هشت سیلندر فراری است که دو سیلندر آن حذف شده است. این موتور با 505 اسب بخار قدرت، جولیا را ظرف 3.8 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت رسانده و در 12.1 ثانیه آن‌را از خط پایان مسافت 400 متر عبور می‌دهد.

    اما ویژگی مهمی که منجر به کسب جایزهٔ کالیپر طلائی توسط آلفارومئو جولیا شد این است که بسیاری از خودروسازان، سدان‌های عملکردی سریع و خوبی را ارائه می‌کنند اما در نسخه‌های پایه عمدتاً این ویژگی‌ها از بین می‌روند درحالی‌که نسخهٔ پایهٔ جولیا هرگز این‌طور نیست. این مدل مجهز به یک پیشرانهٔ 2 لیتری چهار سیلندر توربوشارژ سرزنده است که 280 اسب بخار قدرت و 415 نیوتن متر گشتاور دارد؛ بنابراین درنهایت آلفارومئو جولیا با تکیه بر ویژگی‌های برجستهٔ خود توانست در نبردی سخت با بهترین خودروهای حال حاضر دنیا عنوان ارزشمند خودروی سال 2018 موتورترند را کسب کند.

    مشخصات فنی

     

    جولیا Q2

    جولیا Q4

    جولیا QV

    پیشرانه 2 لیتری 4 سیلندر 2 لیتری 4 سیلندر 2.9 لیتری V6
    تنفس توربو توربو توئین توربو
    قدرت 280 اسب بخار 280 اسب بخار 505 اسب بخار
    گشتاور 415 نیوتن متر 415 نیوتن متر 600 نیوتن متر
    گیربکس هشت سرعته اتوماتیک هشت سرعته اتوماتیک هشت سرعته اتوماتیک
    محور محرک عقب چهارچرخ عقب
    طول 4.63 متر 4.63 متر 4.63 متر
    وزن 1615 کیلوگرم 1690 کیلوگرم 1725 کیلوگرم
    توزیع وزن 50/50 جلو/عقب 52/48 جلو/عقب 53/47 جلو/عقب
    شتاب صفر تا 96 5.7 ثانیه 5.4 ثانیه 3.8 ثانیه
    مسافت 400 متر 14.2 ثانیه 14 ثانیه 12.1 ثانیه
    مصرف سوخت 8.7 لیتر (ترکیبی) 9.5 (ترکیبی) 11.8 (ترکیبی)
    حجم صندوق بار 380 لیتر 380 لیتر 380 لیتر
    قیمت پایه 40,990 دلار 42,990 دلار 73,595 دلار
    قیمت تست‌شده 50,035 دلار 51,490 دلار 85,495 دلار
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • دومین دورهٔ نمایشگاه بین‌المللی خودروی تهران در هفتهٔ ابتدایی آذرماه سال 1396 برگزار شد. این نمایشگاه که از چهارم تا دهم آذرماه برقرار بود، میزبان حجم بالایی از بازدیدکنندگان بود؛ بازدیدکنندگانی از قشرهای مختلف مردم که با اهداف و انگیزه‌های مختلف اقدام به حضور در این نمایشگاه کردند. قصد پرداختن به خوب و بد این انگیزه‌ها و نحوهٔ برگزاری این نمایشگاه نداریم. در این مقاله میخواهیم شما را با تازه‌های این دوره از نمایشگاه آشنا کنیم.

    بعد از بسته شدن ثبت سفارش نمایندگیها در ایام اخیر، برخی از واردکنندگان به نشانهٔ اعتراض به این امر در نمایشگاه حاضر نشدند که از جملهٔ مهم‌ترینشان، نمایندگی‌های پرشیاخودرو، آسان‌موتور و اطلس‌موتور هستند؛ اما با اینحال، تعداد قابل‌توجهی خودروهای جدید با مشخصات جالب توسط نمایندگی‌های مختلف، چشمان ما را به سمت خویش جذب کردند که در ادامه به معرفی مختصر آنها برای شما خوانندگان عزیز می‌پردازیم:

    گردوخاک ماموت با فولکس‌واگنهای ساخت آلمان

    یکی از غرفه‌های پرتردد این دوره، غرفهٔ مربوط به شرکت ماموت بود؛ اما نه به خاطر کانتینرهای معروفش، بلکه به‌واسطهٔ عرضهٔ دو محصول نام‌آشنای خودروسازی فولکس‌واگن، به نامهای پاسات و تیگوان. از مدتها قبل زمزمه واردات محصولات فولکس به ایران در بازار شنیده میشد؛ اما با گذشت زمان، وقتی خبری از حضور این برند در کشور نشد، حرف‌وحدیث‌ها در این مورد خوابید. تا اینکه چندی پیش دوباره و به‌صورت کاملاً جدی، این قضیه مطرح شد. در تمام این مدت شرکت ماموت مشغول ایجاد یک نمایندگی رسمی و معتبر از سوی کارخانهٔ مادر در کشور بود. ماحصل این اقدامات ریشه‌ای، حضور دو مدل پاسات و تیگوان در این نمایشگاه بود که به گفتهٔ مسئولان حاضر در نمایشگاه در آینده‌ای نزدیک، ثبت سفارش برای خرید آنها انجام می‌شود و باز هم طبق ادعای مسئول حاضر، این مدلها، سفارش بازار ایران بوده و در انتخاب آپشن‌های آن‌ها، سلیقهٔ بازار داخل کشور در نظر گرفته شده است که در صورت به وقوع پیوستن این ادعا در مدلهای فروشی، اقدامی قابل توجه و تقدیر خواهد بود. طراحی زیبا و پر ابهت مدل پاسات و طراحی کابین بسیار شکیل و باکیفیت که در عین سادگی، به دلیل دقت بسیار بالا در طراحی و مونتاژ، فراتر از این کلاس رخ‌نمایی می‌کرد، ما را بر آن داشت تا این مدل را در صدر سورپرایزهای نمایشگاه 96 ذکر کنیم.

    BYDهای پرمدعا با مدل‌های جالب‌توجه

    خودروسازی کارمانیا که از چندی پیش اقدام به عرضهٔ مدل BYD S6 در کشور کرده بود، با چهار مدل در نمایشگاه حاضر شده بود که برجسته‌ترین آن‌ها خودروی S7 بود که با موتور دو لیتری توربو و فیس‌لیفت خارجی که باعث به‌روزتر شدن طراحی نسبت به مدل S6 شده بود و خصوصاً طراحی داخلی درخور، باعث شد ما این مدل را جزو سورپرایزهای این نمایشگاه به‌حساب آوریم.

    ستاره‌ای که منتظر درخشش آن در کشور هستیم

    غرفهٔ بعدی، مربوط به نمایندگی ستاره ایران، نمایندگی رسمی مرسدس بنز در کشور و تنبل‌ترین نمایندگی‌های واردات خودروی ایران بود. این نمایندگی در نمایشگاه هم آن‌چنان با برنامه و چشمگیر ظاهر نشده بود. دو مدل C کلاس و E کلاس جدید که هر دو مدل به دلیل عدم اقدام صحیح نمایندگی مربوطه در واردات آنها، با برچسبهای قیمت نجومی توسط دلالان و واردکنندگان مستقل، اصلاً آن‌طور که شایسته بودند در بازار داخل کشور حضور پیدا نکردند.


    اما حضور دو مدل در کنار هم باعث شد آنچه در تصاویر مشاهده می‌کردیم را به عین ببینیم؛ شباهت بی‌سابقهٔ این دو مدل که خارج از قاعده و اصول طراحان سابق و مشهور این برند کبیر می‌باشد. قصد بررسی نداریم. صرفاً حضور مدل لوکس و باعظمت E کلاس و زنده شدن امیدها به واردات آن توسط نمایندگی رسمی و قیمت‌گذاری مناسب آن باعث شد ما آن‌را در لیست سورپرایزهای این نمایشگاه به‌حساب آوریم.

    رئیس قبیلهٔ شیرهای فرانسوی شخصاً به نمایشگاه آمده!

    برند پژو بعد از قرارداد موسوم به ایکاپ که قرار است بر طبق آن مجدداً حضور نه‌چندان مبارکش را در ایران تکرار کند، با مدل کانسپت اگزالت در حصاری از محافظان! آخرین و بهترین زبان طراحی‌اش را به رخ بازدیدکنندگان نمایشگاه کشید. این خودروی چهار درب سایز بزرگ که تقریباً در کلاس بدنهٔ خودروهای چهار در کوپه قرار می‌گیرد، حقیقتاً ما را متعجب کرد. طراحی زیبا و با ابهت با حجم‌ها و پف‌های بسیار متناسب و چشم‌های خشن و گیرا و منطبق با خط‌مشی طراحی‌اش، ما را بر آن داشت تا این خودرو را هم در بین سورپرایزهای این نمایشگاه به‌حساب آوریم. خودروهای دیگر این غرفه پژو 508 و 2008 بود.

    بهمن موتور، پویاترین به‌اصطلاح خودروساز داخلی

    بهمن موتور با دست پری به نمایشگاه آمده بود. در این غرفه شما خیلی متعجب و امیدوار می‌شدید. اولین برندی که در این غرفه خودنمایی میکرد، برند چینی هاوال بود. بله صفت چینی که یادآور نکات نه‌چندان جالب برای برندهای خودرویی است، اصلاً مناسب حال این برند شگفتی‌آور نیست. بهمن موتور سه مدل از خودروهای هاوال را آورده بود؛ اما آن خودرویی که باعث شد ما این غرفه و آن خودرو را در دستهٔ سورپرایزهای نمایشگاه به‌حساب آوریم، جناب هاوال H9 بود! یک حقیقتاً اس‌یووی سه ردیفهٔ بزرگ و با ابهت که در تمامی بخش‌های آن، نکات مثبت موج می‌زند. واقعاً سخت است این خودرو را یک خودروی اصالتاً چینی به‌حساب آوریم. البته باید منتظر سانگ‌یانگ رکستون جدید باشیم. حضور این مدل باعث شده بود که برادر کوچکترش هاوال H6 که آن هم از خودروهای بسیار خوب و شناخته شده در بازارهای معتبری چون بازار استرالیا است، به چشم نیاید. اضافه کنم که مدل H2 نیز در این نمایشگاه حضور داشت.


    اما خودروی دیگری که واقعاً شایسته است در این لیست حضور داشته باشد، بیشتر از آنکه باعث شگفتی ما شده باشد، باعث امیدواری ما شد. یک پیکاپ خوش هیکل و با ابهت به نام ترالورد (terralord). پیکاپی با ابعاد و ارتفاع یک هایلوکس، با موتور 2.4 لیتری توربو، 214 اسب بخار، 320 تا 350 نیوتن‌متر گشتاور، تجهیزات مناسب، طراحی کابین باکیفیت و درخور؛ که همهٔ این ویژگیها وقتی لبخند شعف را بر لبان ما نشاند که نمایندهٔ حاضر در غرفه گفت که قرار است با رده قیمتی 85 تا 95 میلیون تومان در بازار عرضه شود! فقط ما امیدواریم که این برچسب قیمتی، مورد اعتراض دو “مثلاً خودروساز اصلی کشور” قرار نگیرد تا مانند خودروی دیگر حاضر در این غرفه، بسترن B30، مجبور شود با برچسب قیمتی 20 میلیون بیش ازآنچه بهمن موتور قصد عرضه‌اش را داشت، ارائه شود. امیدواریم، اما بعید میدانیم! دیگر مدل حاضر در این غرفه همان مزدا 3 آشنای مونتاژی بود.

    لرد فرانسوی، فعالانه به حضور در گود رقابت با رقیبان سرسخت، ادامه می‌دهد.

    معنای واژهٔ سورپرایز از نگاه شما یعنی چه؟ سورپرایز می‌تواند همان چیزی باشد که در غرفهٔ دی‌اس وجود دارد! دقیقاً در بحبوحهٔ برگزاری نمایشگاه و در زمانی که بازدیدکنندگان در یک فضای پایدار مشغول تماشای خودروها هستند، خانه دی‌اس تهران، باوجود فروش پایینتر از حد انتظار، اقدام به رونمایی از خودروی جدیدش DS 7 میکند. خودرویی که همانند برادرانش با اتکا به پیشرانه برند باواریایی اروپا، با طراحی چشمگیرتر و احتمالاً اتاق جذابتر، نگاهها را به سوی این غرفه برمی‌گرداند. این یعنی یک گام روبه‌جلو در شرایط نه‌چندان خوب! دیگر خودروهای حاضر در این غرفه دی‌اس 5 سدان و دی‌اس 6 بود.

    با ارفاق فراوان، سیتروئن C3


    هرچند که هیچ دل خوشی از خودروسازانمان نداریم، اما به هر حال باید تحولاتی که در این چارچوب نیز رخ می‌دهد را دنبال کنیم. در غرفهٔ شرکت سایپا که متشکل از دو بخش بود، یک بخش کامل به خودروی تازه‌وارد سیتروئن C3 اختصاص داده شده بود. خودروی خوش‌طرح و خوش‌ساخت با کابین پویا و گیرا و با پیشرانهٔ متناسب که بازدیدکنندگان زیادی را به دور خود جمع کرده بود، معلوم نیست قرار است چه زمانی با این قیمت گزاف اعلام شدهٔ 110 میلیون تومانی به بازار عرضه شود. تازه اگر درنهایت افزایش قیمت دیگری نداشته باشد. در این مورد هم باید بگوییم که امیدواریم، اما بعید می‌دانیم!

    دو برادرفراموش‌شدهٔ ژرمنی

    این مورد که الآن عرض می‌کنیم، جزو تازه‌های نمایشگاه و سورپرایزهای آن بودند، اما ما را هیجان‌زده نکردند. این غرفهٔ شرکت بورگوارد است که مدتی است در بازار و محافل خودرویی از آن نقل‌های فراوانی می‌شود. دو مدل BX-5 و BX-7 که با پیشرانه و طراحی کاملاً درخور در نمایشگاه حاضر شده‌اند تا نوید عرضهٔ دو خودروی اصیل آلمانی با قیمت مناسب را به مشتریان ایرانی بدهند.

    در غیاب محسوس کره‌ایها، فرزند پاک هیوندای دلربایی می‌کند

    شرکت پاکرو که اقدام به واردات سوناتا LF هیبریدی کرده است، در اقدامی بسیار مناسب و بجا، مدل 2018 سوناتا هیبرید را به نمایشگاه آورده تا به مشتریان بگوید در آینده‌ای نزدیک، این خودرو را با ضمانت مستقیم از شرکت مادر با برچسب قیمتی 210 میلیون تومان عرضه خواهد کرد. این خودرو برخلاف تصور نگارنده از تصاویرش، طراحی جلوی زیبا و جذاب و گیرایی دارد و قسمت عقب آن هم از وقار خاصی برخوردار است. طراحی داخلی آن هرچند ساده اما شکیل است و متریال استفاده شده در آن، از کیفیت مناسبی در این رده برخوردار است.

    سورپرایز کردن سورپرایز شدگان توسط قوم وایکینگها!

    غرفهٔ داتیس خودرو شاید جذابترین سورپرایزهای این دوره را انجام داده باشد. رونمایی از ولوو اس 90 در گوشه‌ای از نمایشگاه. این خودرو که شاید در کنار رقیب اشتوتگارتی، لوکس‌ترین خودروی نمایشگاه به‌حساب می‌آمد، در چینشی بسیار هیجان‌انگیز و استراتژیک، در بین دو ولووی XC90، یکی با کیت بدنهٔ اسپرت R دیزاین و یکی با لباس پلوخوری، محاط شده بود. به عقیدهٔ بسیاری از بازدیدکنندگان که عقیدهٔ نگارنده هم تقریباً همسوی با آن بود، جذابترین، لوکسترین و ارزنده‌ترین “تازه رونمایی شدهٔ این دوره از نمایشگاه بود.


    خوب، طنز تلخ ماجرا اینجاست که سورپرایزهای ما در این بازار طلسم شده خودروی ایران، چقدر تنزل کرده‌اند و اکنون با چه خودروهایی شاد می‌شویم! کافیست یک مقایسه کوتاه با نمایشگاهی که همین روزها در دوبی برگزار شده و در پدال نیز کم و بیش پوشش یافته بنماییم. بگذریم… در ادامه به تصاویر اختصاصی پدال که از دیگر غرفه‌های نمایشگاه تهیه شده‌اند توجه فرمایید.







    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • یک دستگاه فراری 250 GT LWB کالیفرنیا اسپایدر 1959 بسیار زیبا در حراجی RM Sotheby با بهای خیره کننده 17.99 میلیون دلاری به فروش رسید.


    این خودروی کلاسیک زیبا دارای شماره شاسی 1451 GT بوده و یکی از تنها دو دستگاه خودرویی است که با بدنه‌ای تماماً آلومینیومی تولید شده است. چیزی که باعث برجسته‌تر شدن این اسپایدر می‌شود دست‌یابی به رتبه سوم در کلاس خود و رتبه پنجم کلی در مسابقات 24 ساعته لمانز 1959 می‌باشد.

    فراری 250 GT کالیفرنیا
    پس از مسابقه دادن در اکثر مسابقات استقامت مشهور جهانی، خودروی مورد بحث توسط باب گراس من در تعدادی از مسابقات برگزار شده در آمریکا از جمله گرند پری واتکینز گلن 1959 رانده شد.

    فراری 250 GT کالیفرنیا


    چندین دهه پس از آنکه 250 GT LWB کالیفرنیا دوران بازنشستگی خود را سپری می‌کرد پروژه بازسازی ویژه و وسیع فراری روی آن پیاده شد و این خودرو توانست جایزه بهترین خودروی کلاس خود در گردهمایی پبل بیچ و جایزه پلاتینیوم کاوالینو کلاسیک را به خانه ببرد.

    فراری 250 GT کالیفرنیا






    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • ژان تاد رئیس فدراسیون جهانی اتوموبیلرانی FIA اعتقاد دارد بی‌توجهی به سازنده‌های کنونی در تصویب قوانین جدید و توجه بیش‌ازحد به کسانی که قصد ورود به فرمول یک را دارند، ناعادلانه است.

    پیشنهاد‌ها در مورد پیشرانه‌های جدید فرمول یک برای سال 2021، اعتراض فراری، مرسدس و رنو، سه سازنده‌ی اصلی موتورهای فرمول یک را در پی داشته. این سازندگان معتقدند ساخت موتور بر اساس قوانین جدید، نیازمند افزایش زیادی در بودجه‌ی تیم‌ها است. البته باید کاهش 43 میلیون دلاری پاداش لایبرتی مدیا برای فصل 2017 را نیز یادآوری کنیم که کاهش درآمد تیم‌ها را در پی خواهد داشت.

    اما گردانندگان کنونی فرمول یک می‌دانند که اگر در قوانین کنونی تغییری حاصل نکنند، امکان ورود سازندگانی مانند  Ilmor و  Cosworth به مسابقات جایزه‌بزرگ کم است.

    ژان تاد معتقد است نادیده گرفتن سرمایه‌گذاری سازندگان کنونی بر موتورهای توربو هایبرید و در نظر گرفتن خواست شرکت‌هایی که حتی شاید قادر نباشند به فرمول یک وارد شوند اشتباه بزرگی است. او در این مورد گفت:

    این ناعادلانه است که سازندگان کنونی پیشرانه‌ها را کم‌ارزش انگاشته و به کسانی که به فرمول یک خواهند آمد گوش کنیم. برای من هم در این شرایط، یافتن بهترین راه برای دست یافتن به پیشرانه‌های آینده مهم است. اما معتقدم این کار باید با احترام به کار تیم‌هایی باشد که سرمایه‌گذاری عظیمی روی موتورهای جدید کنونی انجام داده‌اند.

    تاد یکی از حامیان اصلی موتورهای توربو هایبرید بود، اما او اذعان کرد که فرمول یک در همه‌ی زمینه‌ها به خواسته‌های خود در مورد این موتورها نرسیده است. اعتقاد او مبنی بر لزوم بهبود صدا، هزینه و پیچیدگی موتورهای کنونی، تحول اساسی موتورها برای سال 2021 را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

    معتقدم پیشرانه‌های کنونی بسیار پیچیده و گران هستند و این نکته انگیزه‌ی اولیه را برای تحول آن‌ها برای نسل بعد فراهم می‌کند. پیشرانه‌های جدید کاملاً متفاوت خواهند بود.

    اما مخالف توسعه‌ی پیشرانه‌های کاملاً جدید هستم. معتقدم باید با توجه به آنچه از پیشرانه‌های کنونی به دست آورده‌ایم، کار را ادامه دهیم و به سازندگان اصلی اجازه دهیم از سرمایه‌گذاری‌هایی که برای این نسل از پیشرانه‌ها کرده‌اند نهایت استفاده را ببرند و به توسعه‌ی نسل بعد بپردازند. بعد می‌توانیم سازندگان جدید را هم برای ورود به فرمول یک تشویق کنیم.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • رئیس مرسدس-آام‌گ آقای «توبیاس موئرز» اخیراً تأیید کرده است که نسخهٔ قدرتمندتری از نسل جدید مرسدس بنز CLS با نام CLS53 AMG در نمایشگاه دیترویت آینده معرفی خواهد شد و جزئیاتی از آن‌را هم اعلام کرده است. وی در گفتگو با Automotive News گفته است که CLS53 به قوای محرکهٔ هیبریدی متشکل از یک پیشرانهٔ 3 لیتری شش سیلندر خطی توربوشارژ به همراه یک موتور الکتریکی مجهز خواهد بود که مجموعاً قدرتی در حدود 430 اسب بخار تولید می‌کند. این مدل تا پایان سال آینده در ایالات‌متحده عرضه خواهد شد.

    اما متأسفانه خبرهای خوب در همین‌جا به پایان می‌رسد زیرا موئرز تأیید کرده است که در نسل جدید CLS خبری از مدل CLS63 نخواهد بود. این تصمیم ازآن‌جهت گرفته شده که فضا برای نسخهٔ سدان مدل AMG GT باز شود. خودرویی که AMG GT 4 نام داشته و در سال 2019 در ایالات‌متحده عرضه خواهد شد.

    درحالی‌که حذف CLS63 از محصولات مرسدس بنز بسیار غم‌انگیز است، موئرز اشاره کرده است که مرسدس-آام‌گ نسخهٔ 53 را برای خانوادهٔ E کلاس شامل سدان، کوپه و کابریولت هم ارائه خواهد کرد. این مدل‌ها احتمالاً در اوایل سال 2019 عرضه خواهند شد. علاوه بر این، در همین گزارش اضافه شده که احتمالاً نسخهٔ 53 برای نسل آیندهٔ کراس‌اوور GLE هم ارائه خواهد شد. احتمال دارد چندی پس از معرفی نسخهٔ استاندارد نسل جدید GLE در اوایل سال 2019، مدل GLE53 معرفی گردد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 138 1 2 3 4 5 6 7 ...